منو
X

تصویر
زهرا مردانی سامانی
روانشناس بالینی و فردی
(5)
ویدیوی آموزشی روانشناسی
آپلود شده کاربران
آمار این متخصص
(5) رای
60%

دقت

80%

مفید بودن

80%

دانش و مهارت

0%

رفتار بالینی

90%

وقت شناسی

0%

هزینه اقتصادی

توضیحات پروفایل
  

زهرا مردانی سامانی هستم، فارغ التحصیل روانشناسی تربیتی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت در سال ۱۳۹۱، پایان نامه ی اینجانب تحت عنوان “نقش واسطه گری مشکلات رفتاری کودک در رابطه بین سبک های والدگری و استرس والدگری کودکان ۴-۶ ساله مهد کودک های شهر شیراز” می باشد که در ادامه بخشی از آن را مطالعه می کنید:

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد مرودشت

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی تربیتی

عنوان:

نقش واسطه گری مشکلات رفتاری کودک در رابطه بین سبک های والدگری و استرس والدگری کودکان ۴-۶ ساله مهد کودک های شهر شیراز

استاد راهنما:

دکتر محمد خیر

استاد مشاور:

دکتر مجید برزگر

نگارش:

زهرا مردانی سامانی

۱۳۹۱

چکیده:

یکی از عوامل که بر تنش والدینی تأثیر گذار است مشکلات رفتاری کودکان و سبک‌های فرزندپروری والدین می‌باشد. با عنایت به اهمیت موضوع، هدف کلی این پژوهش نقش‌واسطه‌گری مشکلات رفتاری کودکان در رابطه بین سبک‌های والدینی و استرس والدینی بوده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و برای اجرای آن از روش همبستگی استفاده شده است. به منظور گردآوری داده‏ها از سه پرسشنامه؛ سبک‌های والدگری بامیرند، استرس والدگری آبیدین و سیاهه‌ی رفتاری کودک (CBCL) استفاده شده که روایی و پایایی آنها مورد تأیید بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کودکان ۴ تا ۶ ساله مهدکودک‌های شهر شیراز بوده که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تعداد ۸ مهد کودک‌ به صورت تصادفی انتخاب و سپس والدین کودکان این مهدکودک‌ها که ۲۰۰ نفر بودند به عنوان حجم نمونه انتخاب شده‌اند. تحلیل داده‌های حاصل از پرسش‌نامه‌ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام پذیرفته است. برای تجزیه تحلیل داده‌ها از آزمون‌های همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که رابطه بین مشکلات رفتاری کودک با سبک والدگری سهل‌گیرانه و استرس والدگری معنادار می‌باشد. همچنین تحلیل مسیر نشان داد که مشکلات رفتاری نقش واسطه‌ای بین سبک والدگری سهل گیرانه و استرس والدگری دارد و مشکلات رفتاری کودک تأثیر مستقیم بر استرس والدگری دارد.

کلیدواژه ها: مشکلات رفتاری کودکان، سبک های والدگری، استرس والدگری

مقدمه

با توجه به سرعت و پیچیدگی پیشرفت زندگی در هزاره سوم والدین، باید شیوه زندگی خود را بیشتر با مقررات جامعه هماهنگ کنند و یا خود را با نواقصی که باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای خانواده می شود، وفق دهند. این دلهره که هر روز بتوانند در ساعاتی مشخص در مکانی و به فعالیتی مشخص بپردازند، آنها را به طور مداوم در معرض فشار های قرار می دهد که والدین نتوانند جدا از نقش شغلی، به طور دقیق و فعالانه به نقش پدر بودن یا مادر بودن خود در خانواده بپردازند و بار خستگی و استرس شغلی با محیطی را به خانواده می آورند. در واقع این عوامل زمینه ساز سبک های والدگری غیر صحیح گشته و مشکلات رفتاری و ناسازگاری هایی را برای کودکان به وجود می آورد.لذا متخصصان و روانشناسان کودک علت بسیاری از ناهنجاری کودکان را روابط خانوادگی و روش – های فرزند پروری والدین می دانند، تاثیر نابسامانی های خانوادگی در ایجاد و شکل گیری مشکلات رفتاری و عاطفی کودکان، استرس هایی را برای والدین بوجود خواهد آورد و روند زندگی را متأثر می سازد.در این راستا کسب اطلاعات در زمینه وسعت و شیوع مشکلات رفتاری کودکان و عوامل زمینه ساز آن به منظور ارتقای خدمات روانشناسی و ایجاد معیارها یپیشگیری کننده در زمینه سلامت ذهنی و روانی کودکان اساسی است. زیرا مشکلات رفتاری تمام جنبه های زندگی فردی و اجتماعی کودکان را تحت تأثیر قرار می دهد و برای خانواده مشکلاتی به وجود خواهد آورد، بنابر این توجه به مشکلات رفتاری کودکان می تواند بهداشت روانی جامعه را ارتقا دهد (خوشابی، مرادی، شجاعی، همتی علمدار لو، دهشیری و عیسی مراد، ۱۳۸۶). به همین منظور پژوهش حاضر به بررسی نقش واسطه گری مشکلات رفتاری کودکان در رابطه بین سبک های والدگری و استرس والدگری پرداخته است.در این فصل، ابتدا مسئله مورد تحقیق مطرح گردیده است. در ادامه، اهمیت پژوهش تبیین شده و هدف های تحقیق ذکر شده است. در قسمت بعد هدف های تحقیق بیان شده و در بخش آخر، واژه ها و اصطلاحات مهم این تحقیق تعریف گردیده است.

بیان مسأله:

خانواده نهادی است که مفهوم پدری و مادری برای نخستین بار از آنجا نشأت می گیرد و بستر تأثیر پدر و مادر بر فرزندان را فراهم می نماید (مجتهدزاده و تیسی، ۱۳۸۲). خانواده طی فرایندی تدریجی و طولانی مدت، سابقه ای از تعاملات و انتظار برای تعاملات بعدی و وابستگی متقابل را به دست می آورد. ساختار و سازمان خانواده نشان می دهد که چگونه اعضا و خرده سیستم ها (مانند زن و شوهر، والد – کودک، خواهر و برادرها) در حال تعامل با یکدیگر قرار دارند (خدا یاری فرد و عابدینی، ۱۳۸۵). اینگونه سیستم های انسانی دارای تعامل حلقوی می باشنان، باین صورت که کنش الف سبب کنش ب می گردد و کنش ب هم منجر به کشش ج می گردد و نهایتا کنش ج کش الف را پدید می آورد. بنابر این تعاملات شان به صورت بازگشتی است (جونز، ترجمه رضایی، ۱۳۸۸) و هر گونه تغییر در آن، بر همه اعضا تاثیر گذاشته و حتی ممکن است الگوهای تعاملی خانواده را به طور کامل دگرگون سازد (و اتکینس، ادوارد و گاسترل، ۲۰۰۳).مطالعات انجام شده در زمینه روابط متقابل والدین و کودکان، نیز نشان می دهد که رفتار کودکان پر والدین شان اثر گذار است و برعکس، و این تاثیر متقابل، اغلب جنبه ی ناهشیار دارد (دادستان، ۱۳۸۳، به نقل از تیموری و عطایی فر، ۱۳۸۹) و بدین ترتیب در صورت برور اختلال در رفتار هر کدام از این اعضاء سیستم خانواده دچار مشکل شده و عواقب آن دامن گیر کلیه اعضا سیستم می شود به طوری که سبک های ناصحیح تربیتی سبب بروز مشکلات رفتاری در کودک می گردد و مشکلات رفتاری در فرزند نیز سبب بروز استرس و تنش در والدین می گردد.تحقیقات در زمینه والدگری نیز حاکی از تعامل رفتارهای کودکان با سبک والدگری و استرس والد گری می باشد. در مدل فرآید والدگری بلکی (۱۹۸۴) رفتارهای والدگری به وسیله سه مقوله شکل گرفته که شامل ویژگی های پدر، ویژگی های کودک نظیر شخصیت، سن و جنسیت و منابع فشارهای روانی شامل روابط زناشویی، شبکه های حمایت اجتماعی و تجربه شغلی می باشد و نشان می دهد که رفتار والدین از ویژگی های کودک تاثیر می گیرد یعنی خلق و خو و ویژگی های کودکان سبب افزایش و با کاهش استرس های والدگری می گردد. همچنین تحقیقات نشان داده که مادران کودکان با خلق و خوی تند سطح استرس والدگری بیشتری گزارش می دهناد (مک برد و همکاران ۲۰۰۲). از دیگر سو بنزیس، هاریسون و مگیل اوانز (۲۰۰۶) نیز نشان داده اند که استرس والدگری دارای رابطه معنادار با مشکلات رفتاری کودکان می باشد. به عنوان مثال حواس پرتی کودک و مشکلات رفتاری کودک یکی از عوامل پیش بینی کننده استرس والد گری بویژه در مادران می باشد.بنابر این هر چند زمینه های رشد کودک با خصوصیاتی که آنها از بدو تولد از والدین خود به ارث می۔ برد، فراهم می گردد، اما نفود والدین در کودکان، تنها جنبه ارثی و وراثتی نداشته و شیوه هایی که هر خانواده برای تربیت فرزندان خویش به کار می گیرد، متاثر از عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره می باشد نقل از روستا، ۱۳۹۰) و نقش مهمی در آسیب شناسی روانی و رشد کودک بازی می کند.پژوهش ها نشان داده میزان شیوع مشکلات دوران کودکی بین سنین ۶ تا ۱۹ می باشد (پوراحمدی و همکاران، ۱۳۸۶) و اغلب اختلالات رفتاری در نوجوانی و بزرگسالی از بی توجهی به مسائل و مشکلات عاطفی رفتاری دوران کودکی و عدم هدایت صحیح در روند رشد و تکامل ناشی می شود. به طور مثال کودکانی که بر اثر جدایی پدر و مادر از هم، یا بر اثر غفلت و بی اعتنایی نسبت به تربیت آنان، از راهنمایی و تشویق محروم بوده اند، مفاهیم نادرستی از جهان می یابند و در بزرگسالی دشمن اجتماع می شوند (محبی، محمدی و قاسمی، ۱۳۹۰). بنابراین سوال این است که با توجه به سیستم باز گشتی و تعاملی در خانواده آیا مشکلات رفتاری در کودکان می توان نقش واسطه ای بین سبک والد گری و استرس والدگری داشته باشد؟پژوهش هایی که به بررسی تاثیر الگوهای تعامل خانوادگی در ایجاد مشکلات رفتاری و عاطفی کودکان پرداخته اند، بروز این مشکلات را نوعی واکنش کودک نسبت به نابسامانی های خانوادگی دانسته اند۔ که در اثر محرک های محیطی نامناسب، مانند عدم پذیرش کودک، عدم محبت و حمایت کافی از طرف والدین، افراط در محبت، بی هدفی در خانواده، سردی کانون خانواده، عدم مراقبت و دلسوزی های مادر، دلبستگی ناایمن در خلال کودکی و استرس و الدین ایجاد می گردد. در تحقیقات متعددی نیز نشان داده شده که سبک فرزند پروری ناکار آماد والدین پیش بینی کننده نیرو مالی برای رشد و حفظ مشکلات عاطفی و رفتاری در کودکان و نوجوانان می باشد بنابر این تعامل منفی والد- کودک و شیوه فرزندپروری ناکارامد والدین می تواند زمینه ساز بروز اختلالات رفتاری در کودکان گردد (جلالی، پور احمدی، طهماسیان و شعیری، ۱۳۸۷). هرچند پژوهشگران در بافته های خود بیان داشته اند که والدگری امری تنش زاست و این تنش در والدین کودکان کم سن (بویژه در مادران) نسبت به والدین کودکان با سن بالاتر بیشتر است اما عوامل مرتبط با ویژگی های درونی خانواده نیز می تواند سبب افزایش تنش در والدین گردد. یکی از این عوامل مشکلات رفتاری – عاطفی کودکان است که نوع اسناد و الدین از رفتار کودک یکی از ساختارهای تنش والدگری است و بر رفتار والد اثر گذار است (یوسفی، سلطانی فر و تیموری، ۱۳۸۸)۔با توجه به آنچه گفته شد رابطه بین سبک والدگری ناکارآمد و ایجاد رفتارهای ناساز گارائه مشخص گردیده و همچنین نشان داده شده که والدین دارای کودکان با مشکلات رفتاری تنش با استرس بیشتری را تجربه می کنند و بین استرس والدگری و مشکلات رفتاری کودکان رابطه معنادار وجود دارد، بنابراین مطالعات در این زمینه با متغیرها ضروری به نظر می آید که در این پژوهش نیز با توجه به اهمیت رشد در دوره پیش دبستانی که اولین نشانه های مشکلات رفتاری و تاساز گارانه کودک در آن ظاهر می گردد به بررسی نقش واسطه گری مشکلات رفتاری در رابطه بین سبک والد گری و استرس والدگری در بین کودکان ۴ تا ۶ ساله مهدکودک های شیراز پرداخته شده است.اهمیت پژوهش کودکان قشر عمده ای از جمعیت جهان را تشکیل می دهند به طوری که در کشورهای در حال توسعه، سهم این قشر از کل جمعیت تقریبا به ۵۰ می رسد. در هر جامعه سلامت کودکان و نوجوانان اهمیت ویژه ای دارد و توجه به بهداشت روانی آنان کمک می کند تا از نظر روانی و جسمی سالم بوده و نقش اجتماعی خود را بهتر ایفا کنند، در این راستا، شناخت صحیح ابعاد مختلف جسمی و روانی این گروه سنی و کوشش در راه تأمین شرایط مادی و معنوی مناسب برای رشاد بالدنی، عاطفی و فکری آنان واضح تر از آن است که احتیاج به تأکید داشته باشد (خدام، مدانلو، ضیایی و کشتکار، ۱۳۸۸). به همین خاطر در ۲۵ سال اخیر مسائل رفتاری و روانی کودکان به عنوان یکی از موضوعات عماده روان پزشکی و روان شناسی در آمده است.پیامدها و عوارض مشکلات رفتاری در زندگی فردی و اجتماعی کودک و حتی برای اطرافیان و اجتماعی که وی در آن قرار دارد معضلات بازدارنده بسیاری ایجاد نموده و به عبارتی تمامی جنبه های زندگی فردی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهد. آگاهی از میزان شیوع این مشکلات می تواند در برنامه – ریزی ها و تصمیم گیری ها برای برنامه های مداخله ای مفید باشد. شناسایی سریع و به موقع مشکلات رفتاری امکان درمان سریع تر آنان را نیز مهیا می سازد.نظریه های رشد نشان می دهند که مشکلات زود هنگام در دوران کودکستان و پیش دبستان، پیش بینی کنندهی خطر فزاینده بروز مشکلات جدی تر نظیر ترک تحصیل، بزهکاری و خشونت در دوران نوجوانی است. لذا شناسایی عوامل موثر بر این اختلالات و یافتن روش های جهت کاهش هزینه های ناشی از این اختلالات در خانواده ها و جامعه و آموزش شیرهای صحیح فرزندپروری به منظور کاهش استرس والدگری بسیار ضروری می باشد. (کمیجانی، ۱۳۸۸)از لحاظ کاربردی نیز توجه به افزایش کودکان مبتلا به مشکلات رفتاری در کشور ضرورت انجام اقدامات پیشگیرانه را بیش از پیش حائز اهمیت نشان می دهد. لذا انجام هر گونه فعالیت پیشگیرانه مستلزم ارزیابی نوع و میزان نیاز مردم به آن خدعت است، در غیر این صورت فعالیت های انجام شده نتایج مطلوبی در بر نخواهد داشت. مطالعات همه گیر شناسی در مورد شیوع و علل اختلالات رفتاری به دلایل چندی از اهمیت خاصی برخوردارند، اولا: توصیف عوامل آسیب زای اختلالات رفتاری به فهم هر چه بهتر سبب۔ شناسی آنها کمک می کند. ثانیا: می توان جمعیت هایی را که بیشتر در معرض خطر هستند شناسایی کرد. ثالثا درک قدرت نسبی عوامل خطرزای متفاوت امکان طرح ریزی برنامه های مناسب جهت پیشگیری از این مشکلات را به ما می دهد. با توجه به اینکه کودکان امروز صاحبان بلافصل آینده جامعه هستند، سلامتی و بیماری های آنان در سلامتی و بیماری جامعه فردا و نسل های آینده اثرگذار خواهد بود. بنابراین باید به سلامت اجتماعی و روانی این نوباوگان بیشتر توجه شود و گام های اساسی در جهت پیشگیری و درمان بیماری ها و اختلالات روانی و رفتاری آنان برداشته شود (اسلامیه، ۱۳۸۷).توجه به مسایل و مشکلات روانی – عاطفی کودکان در مدارس، امروزه به عنوان یکی از مهمترین وظایف دست اندر کاران مسایل آموزشی است که بایستی در کار خود با کودکان و نوجوانان مدنظر داشته باشند لذا با توجه به این مسابل بر آن شدیم تا پژوهشی تحت عنوان نقش واسطه گری مشکلات رفتاری کودک در رابطه بین سبک والد گری و استرس والدگری در کودکان ۴ تا ۶ ساله مهد کودک های شهر شیراز انجام دهیم.

هدف پژوهش هدف کلی پژوهش

تبیین نقش واسطه گری مشکلات رفتاری کودک بین سبک های والدگری و استرس والدگری در کودکان ۴ تا ۶ ساله مهد کودک های شهر شیراز در سال ۹۲-۱۳۹۱

هدف های ویژه

١-تبیین رابعله بین مشکلات رفتاری کودک با استرس والدگری و سبک های والدگری

۲- تبیین نقش واسطه ای مشکلات رفتاری کودک در رابطه بین سبکهای والدگری و استرس والدگری

تعریف واژه ها و اصطلاح ها

تعاریف نظری

سبک والدگری

به اعتقاد باهیوند (۱۹۷۳) سبک های والدگری منظومه ای از نگرش ها در مورد کودک، نحوه برقراری ارتباط با کودک، روش نگهداری کودک و جو عاطفی حاکم بر فضای رفتاری والدین است و آن را شامل سه سبک والدگری مستبدانه، مقتدرانه و سهل گیرانه می دانان

استرس والدگری

آبیدین (۱۹۹۰) استرس والد گری را اصطلاحی می داند که مشخص کنندهی ادراک تنش در نظام والد – کودک است و هم ویژگی های تنش برای کودک و هم پاسخ والدین به این ویژگی ها را در بر می گیرد (به نقل از تیموری و عطایی فر، ۱۳۸۹).

مشکلات رفتاری

پژوهشگران مشکلات رفتاری را به دو دسته بزرگ تقسیم کرده اند. مشکلات رفتاری درونی سازی که شامل مواردی مانند افسردگی و اضطراب هستند که با دنیای درونی فرد سر و کار دارند که با تعارض های روانی و هیجانی همراه است و مشکلات رفتار بیرونی سازی شامل مواردی است که به مشکلات فرد با دیگران ارتباط دارد (آخن باخ، ۱۹۹۱).

تعاریف عملیاتی پژوهش سبک والد گری

نمره ای که فرد از مقیاس سبک های والدگری بامیرند (۱۹۷۳) کسب کرده و دارای سه زیر مقیاس مقیاس؛ سبک والد گری سهل گیرانه، سبک والدگری مستبدانه و سبک والدگری مقتدرانه می باشد

استرس والدگری نمره ای که فرد از فرم کوتاه شده پرسشنامه استرس والدگری (آییدین، ۱۹۹۰) بدست می آورد.

مشکلات رفتاری کودک

نمره ای که برای تشخیص وجود مشکلات رفتاری کودک از پرسشنامه CBCI بدست می آید، داشتن نمره بالا نشان دهنده مشکلات رفتاری می باشد.

فصل دوم: ادبیات پژوهش

در این فصل سعی بر آن است تا با مروری بر ادبیات مربوط به موضوع مورد پژوهش، آشنایی بیشتر با آن پیدا کرده و وضعیت دانش مربوط به آن را دریابیم. این فصل شامل چهار بخش می باشد که بعضی از بخش ها نیز قسمت های جزئی تری را در بر دارد.بخش اول با عنوان استرس والدگری شامل سه قسمت استرس و الدینی، انواع استرس و دیدگاههای مقابله با استرس می باشد. بخش دو مراجع به سبک های والدگری می باشد. بخش سوم با عنوان مشکلات رفتاری شامل چهار قسمت مشکلات رفتاری، عوامل مؤثر در پیدایش مشکلات رفتاری در کودکان، تاریخچه توجه به مشکلات رفتاری و نقش آموزش والدین در درمان اختلال رفتاری کودکان می باشد. بخش چهارم با عنوان پژوهش های انجام شده شامل دو قسمت پژوهش های مربوط به مشکلات رفتاری و سبک های والد گری و پژوهش های مربوط به مشکلات رفتاری و استرس والدگری و در پایان نتیجه گیری از فصل آمده است.

استرس والد گری

تاثیر نابسامانی های خانوادگی در ایجاد و شکل گیری مشکلات رفتاری و عاطفی کودکان پژوهشگران را به مطالعه استرس به عنوان یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار در این زمینه ترغیب کرده است. واژه استرس اراسلیه، وارد دنیای علم نمود، او این واژه را از فیزیک قرض گرفت و ابتدا برای شرح و توصیف واکنش ارگانیسم به دامنه ای از محرک های ترس آور مثل درد، تکانه های فیزیکی خطرناک و حالت های عاطفی و هیجانی ناخوشایند بخصوص خشم و ناکامی مورد استفاده قرار گرفت (راش و هندلر، ۱۹۸۲).استرس واکنشی است بدنی، به موقعیتی فیزیکی با هیجانی که به نوعی منجر به عدم تعادل در زندگی شخص می گردد. این استرس گاهی مواقع در زندگی افراد طبیعی است و قابل پیش بینی که در مقابله با چالش ها و در نتیجه یادگیری و ایجاد فرصت های جدید در خدمت فرد است. اما استرس پایدار میتواند مشکلات بسیاری را برای فرد بوجود آورد و او را تحت سیطره خود قرار دهد و به دیگر موقعیت ها نیز سرایت کند (روفین، ۲۰۰۱). این نوع فشار روانی است که با حضور مستمر خود امکانات بدن را کاهش می دهد و آن را مستعد بیماری می کند و باعث اختلالات جسمی از قبیل زخم معده، افزایش فشار خون و بیماری قلبی می شود همچنین می تواند سیستم ایمنی بدن را مختل کند و از توانایی بدان برای مبارزه با باکتری ها و ویروس های متجاوز بکاهد. در واقع پزشکان تخمین می زنند که فشار هیجانی در بیش از ۵۰ % مشکلات طبی نقش مهمی ایفا می کند (اتکلینسون و همکاران ۲۰۰۱، ترجمه رفیعی و همکاران، ۱۳۸۴)استرس با کند کردن فعالیت گوارشی، هنگامی که خون به قلب، مغز و دست و پا جاری می شود می تواند مشکلات معده ای – رودهایی از جمله اسهال، یبوست و کولیت ایجاد کند ( دونارل و دیویس، ۲۰۰۰ به نقل از برک، ۲۰۰۱، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۳).ناملایمات و درگیری های خاص والدین، نظیر مدیریت هیجان های کودک، مشکلات روزمره، مانند تغذیه، خواب با گربه ی بیش از حد، عفونت ها و بیماری های کودک منجر به تجربهی استرس و الدبئی می۔ شود (تیموری و عملا بی فر، ۱۳۸۹). استرس و الدینی، اصطلاحی است که مشخص کننده با دراگ استرس در نظام والد کودک است. این موضوع هم ویژگی های تنیدگی زای کودک و هم پاسخ های والدین با این ویژگی ها را در بر می گیرد. استرس و الدینی، نه تنها آثار منفی بر سلامت مادر، بلکه تاثیرات مخربی بر کودک می گذارد (مک گابر و همکاران، ۲۰۰۲). اوستیرگ و همکاران (۲۰۰۷) اظهار کرده اند که استرس بالای والدین، احتمال ابتلای کودکان به بیماری ها و مشکلات رفتاری عاطفی را افزایش می دهد. به نظر میرسد میزان تعامل، مهار و عدم پاسخدهی مادران کودکان بیش فعال از یکسو با رفتار کودکان و از سوی دیگر با سطوح استرس آنها در رابطه با نقش مادری ارتباط دارد (رحیم زاده و همکاران، ۱۳۸۷).و تجربه استرس و الدیتی توسط پژوهشگران مختلف (مانند ودک و وونگ، ۱۹۹۹ و کریزی و جارویس ،۲۰۰۳) نشان داده اند که والدگری برای هر دو والد استرس زاست اما مادران بیش از پدران استرس والدینی را پیش بینی می کنند.مادران در جوامع شرقی نقش مراقبت گری در قبال نیازهای جسمانی، عاطفی و اجتماعی کودکان را به دوش می کشند و پدران کمتر با کودکان درگیر شده و عمدتا درگیر نقش های انظباطی هستند (او سترگ و همکاران، ۱۹۹۷). تحول در کودکان خردسال به علت کنش ور های پویایی تحولی در اوان کودکی (تولد تا هفت سالگی) توجه و نظارت دقیق تری را از طرف مادران می طلیاد، چون مادران ساعت های بیشتری را با فرزند خود سپری می کنند، در حالی که پدران این مدت را در بیرون از خانه به سر می برند. این توجه و نظارت خود می تواند یک منبع استرس در والدین، به ویژه مادران محسوب شود (کریزی و جارویس، ۲۰۰۳).

انواع استرس راشل و هندلر (۱۹۸۲) انواع استرس را به سه دسته به شکل زیر تقسیم کردند:

۱-فشار روانی فیزیولوژیکی: مثل تجارب ماهیچه ای همراه با تغییرات بیوشیمی که برای تعادل حبانی بدن ضرر دارند به همین دلیل وجود دارند.

۲-فشار روان شناختی: مدارا با تهدیدهای هیجانی و عاطفی ناخوشایند اولیه مثل ترس، ناکامی با هیجان های ناخوشایند مثل سرخوشی.

۳-فشار اجتماعی که در رده دوم استرس قرار دارد و با جدایی از اجتماع مخصوصا واحدهای آن مشخص می گردد.

البته می توان سه نوع ذکر شده به عنوان ابعاد استرس نیز در نظر گرفت چرا که هر فشار روانی میتواند دارای این سه بعد نیز باشد. البوت و ایز دورفر (۱۹۸۲) نیز چهار نوع استرس را مشخص کرده اند:

۱-فشار های ناشی از محدودیت های زمانی با استرس های حاد: مثل منتظر نتیجه امتحان بودن، مثل صحبت در جمع و پریشانی ذهنی.

۲- فشار های متناوب و غیر پیوسته شدید با استرس طبیعی مختصر که فرد با یک چالش مختصر مواجه شود: مثل جراحی دندان.

٣- فشار متوالی و مداوم: در این نوع استرس یک واقعه کانونی وجود دارد که منجر به بک سری چالش های مرتبط با هم می شود. البته نحوه تأثیر این نوع استرس و شیوه فروکش کردن آن مشخص نیست اما آثار آنها بعدها وجود خواهد داشت مثل مرگ یکی از اعضای خانواده.

فشارهای مزمن: که معمولا کل زندگی یک فرد را تحت تأثیر قرار می دهد و فرد احتمالاً مجبور خواهد بود تا مجددا به بازبینی نقش هایش در زندگی بپردازد از جمله خصوصیات دیگر این استرس ثبات آنهاست که فرد نمی تواند زمان آن را تغییر دهد و نمی داند چه زمانی به پایان می رسد مثل بیماری های ناتوان کننده که منجر به ناتوانی های فیزیکی هم می شوند، فشارها و مشکلات مالی نگهداری از یک همسر بیمار.

مقابله و کنار آمدن با استرس:

استرس در هر نوع که باشد منجر به بروز پاسخ های مختلف برای کنار آمدان و مقابله با آن می شود که ممکن است کار آمد یا ناکارآمد باشد. فرایند کنار آمدن و مقابله با استرس به کلیه تلاش های رفتاری و شناختی شخصی برای مدارا با مطالبات درونی و بیرونی گفته می شود که به نوعی منابع موجود شخص مورد حمله با تعریف قرار می گیرد (فولکمن ولازاروس، ۱۹۸۴).کنار آمدن و مقابله به کلیه عوامل شخصی و نسیتا بادوام گفته می شود که چگونگی کوشش فرد برای مدارا و مهار بحران های زندگی و تغییراتی که او را تحت تاثیر قرار می دهد را در بر می گیرد و به عبارتی دیگر تلاش های شناختی و رفتاری که افراد در موقعیت های استرس زا مورد استفاده قرار می دهند مقابله با کنار آمدن نام دارد (موس و شفر، ۱۹۹۳، به نقل از میلر ،۲۰۰۴).کنار آمدن جزئی اساسی برای انطباق و رشد است و نقش اساسی در ارتباط میان فرد و محیطش بازی می کند، بخصوص مبان عنصری واسطه ای میان استرس و بیماری و در حقیقت س منی، بهداشت و ساز گاری به عنوان پیامدهای مدارای مناسب و کار آمد با استرس شناخته شده اند نه عدم وجود استرس هالروید و لازاروس، ۱۹۸۳).سبک های مقابله ای می توانند واسطه های استرس و بیماری باشند و هنگامی این واسطه ها کار خود را به طور مناسبی به انجام برسانند نقش اساسی را می توانند در تداوم یا باز گشت سلامتی و بهداشت روانی فرد بازی کنند. با توجه به این که مسئله شناخت راههای مقابله و کنار آمدن با فشار روانی از جمله مباحث مهم مطرح شده در روانشناسی سلامت بوده است (هالر و باد و لازاروس، ۱۹۸۳)پاول و انرایت (۱۳۷۷) به دو نوع مقابله اشاره می کنند: مقابله ساز گارانه و مقابله ناساز گارائه؛ که این دو نوع مقابله به شرح زیر است:

مقابله ساز گارائه احتمالا موارد زیر را شامل می شود:

بازشناسی منابع فشار روانی خارجی و انتظارات و آگاهی از منابع فردی جهت مقابله، شناختی اساسی از آنچه در گذر است. این شناخت عبارت است از نگرانی طبیعی از موقعیت به همراه اتخاذ رویکرد میتنی بر حل مساله، انجام عملی به منظور کاهش انتشارات خارجی چنین عملی اتخاذ راهبردهایی را در بر می گیرد چون ایجاد تغییراتی در زندگی، تعیین هدف ها، تصمیم گیری در مورد اولویت ها، استفاده بهینه از زمان مشورت جویی ابراز وجود بیشتر اتخاذ عملی جهت کاهش درخواست های درونی این عمل نیز مواردی چون اختصاص زمان برای استراحت جسمانی، تغییر الگوهای مصر اندیشمندان، تخلیه کردن عواطف و هیجانات واپس زده شده و تلاش آگاهانه برای تغییر رفتار را شامل می شود. نتایج انجام راهبردهای مقابله ای ساز گارائه احتمالا موجب افزایش تأثیرات مثبت بلندمدت می گردد. فشارهای روانی از طریق تلاش های خود فرد کاهش می یابند. تلاش ها موجب افزایش اعتماد و مهارت فرد می شوند، سلامت را تضمین می کنند و مقاومت در برابر فشارهای روانی آینده را بیشتر می گتناد (پاول و ایزیت، ۱۳۷۷).

لازاروس (به نقل از حسن شاهی، ۱۳۸۱) بر این باور بود که استرس شامل سه فرایند است:

۱-ارزیابی نوع اول: فرایندی است که استرس توسط شخص شناخته می شود.

۲- ارزیابی نوع دوم: عبارت است از قرایتان شکل گیری و اکتش در قبال تهدید.

٣- مقابله: فرایندی است که طی آن واکنش مناسب اجرا و اعمال می گردد.

دیدگاه های مقابله با استرس

چهار د باد گاه اساسی، تئوریکی و روش شناختی در مورد کنار آمدن و مقابله با استرس وجود دارد که در ادامه به آنها پرداخته می شود.

دیدگاه روانکاوی

اساس و پا به کنار آمدن در این دیدگاه مکانیسم های دفاعی است که افراد برای مقابله با اضطراب بکار می برند. DSMIV هفت نوع از این مکانیسم ها را شناسایی کرده است که به ترتیب از شدید به ضعف تنظیم شده است، شدید ترین آنها سر در گمی و بی نظمی دفاعی است که می تواند فرآیند پسپکلو تیک کامه روشن را نشان دهد، فرافکنی، انگار، هذیان در این مقوله قرار دارد و اعمال فرد معمولا به صورت برون – اور پری، پرخاشگری انفعالی، کناره گیری با بی تفاوتی است و مکانیسم تحریف واقعیت نیز وجود دارد مثل خیال پردازی اوتیستیک مثل برون فکنی و دو تیم سازی در آن طرف شکل ضعیف با ناپخته مکانیسم های دفاعی می تواند شامل عدم پذیرش (انکار – برون فکتی) دلیل تراشی و تحریف واقعیت مثل (آرمان سازی و همه کار توانی) و بازداری ذهنی و جداسازی، عقل گرایی و سرکوبی باشد (حسن شاهی، ۱۳۸۱).

دیدگاه شخصیتی صفت گرا

این دیدگاه بر سبک ها و شیوه های کنار آمدان تأکید دارد و معتقدند که سازگاری از اعمال اولیه خصومت فرد است. اولین سبک شناسی سرکوبی – حساسی سازی بود (بیرن، ۱۹۶۷).

سرکوب کننده ها، اجتناب و دوری را باعث می شوند، با سعی در محدود کردن اطلاعات دارند و حساسیت کننده ها در جستجو با گسترش اطلاعات هستند. این دو گانه گرایی در بسیاری از تحقیقات در طول سی سال گذشته مورد توجه بوده است مثل کم کاری، وسواسی، (میلر ، ۱۹۸۰) و گرایش – اجتناب لاروت و کوهن ). اساس و پایه ریزی بسیاری از پرسشنامه های امروزی بر این مبناست. (مثل هیجان مدار و مسئله – مدار – اجتنابی).

دیدگاه فرایند گرایی (کتار آمدن و مقابله فرایندگرا)

بر اساس دیدگاه های شناختی و رفتاری است. در این دیدگاه مقابله با استرس دارای انعطاف بوده و پاسخی است به خواسته ها و مطالبات محیطی که ترجیحات و سائق شخص در آن دخالت دارد. از نظر طرفداران این دیدگاه نهاد بد، صدمه، فقدان و چالش می توانند برای فرد برانگیزنده باشند که تحت تأثیر خواسته ها و مطالبات محیطی، عقاید، ارزش ها و تعهدات فردی قرار دارند (لازاروس، فوکلمن، ۱۹۸۴).

دیدگاه فرایند گرایی روزانه (کنار آمدن روزانه)

این دیدگاه با تأکید بر فرایند کنار آمدن به طور کلی آن را معطوف به مشکلات خاص روزانه و همه روزه می داند که ثبات در آن وجود ندارد تاکنون مطالعات کمی این روش را بررسی کرده اند چرا که بررسی این روش احتمالا نیاز است همه روزه افراد شرکت کننده در تحقیق پرسشنامه هایی را تکمیل کنند (تنن، افلک، آرملی، کارنی ، ۲۰۰۰)هر چند این چهار دیدگاه مجزا ذکر شده اند اما شباهت های بسیار زیادی در راهبردهایی که برای مقابله با استرس شام می برند بین آنها وجود دارد. اگر چه تئوری روانکاوی آنها را ناخودآگاه می داند و بقیه کنار آمدن و راهبردهای آن را آگاهانه می داشتند اما تفاوت اساسی میان دیدگاههای فرایندگرا و صنعت گرا وجود دارد و آن میزان اهمیتی است که هر کدام به محتوای روان شناختی و زمینه های محیطی که مقابله و کنار آمدن در آن صورت می گیرد می دهند. در رویکرد صنعت گرا قرض می شود که مقابله با استرس اساسا یک سنخیت و تطابق با خود شخص دارد و تغییرات در موقعیت از تنوع و اهمیت کمی برخوردار است، در مقابل زمینه واقعه فشار را از دیدگاه های فرایندگرا بسیار حیاتی است، چرا که مقابله به عنوان پاسخی به مطالبات و خواسته های روانشناختی و محیطی خاص ارزیابی می شود (فولیجمن و لازاراس، ۱۹۸۴). سبک هایی که افراد برای مقابله با استرس مورد استفاده قرار می دهند صرف نظر از اینکه با کدام منظر دیده می شود همگی اهدافی مشترک دارند و این اهداف عبارت اند از: کاهش، مدارا، مهار پا تحمل واقعه فشارزا (فولجمن ولازاراس، ۱۹۸۴).تولد یک کودک معمولا رویدادی شادی آور و هیجان بخش است، از دیگر سو تولد کودک به همراه خود چالش ها و مسئولیت های جدیدی برای والدین به وجود آورده و آنها را ملزم به انتخاب یک سبک والد گری می کند.

سبک های والد گری

سبک های فرزند پروری و سبک های والدگری از موضوعات مورد علاقه روانشناسی تربیتی می باشند. نتایج اغلب تحقیقات حکایت از تأثیر معنادار سبک های والدگری بر عملکرد فرزندان دارد. خانواده ها در پرورش فرزندان خود شیوه های فرزند پروری متفاوتی را به کار می گیرند. به اعتقاد دارلینگ و استنبرگ (۲۰۰۶) شیوه های فرزند پروری منظومه ای از نگرش ها در مورد کودک، نحوه برقراری ارتباط با کودک، روش نگهداری کودک و جو عاطفی حاکم بر فضای رفتاری والدین است. همچنین شیوه های فرزندپروری به معنی روش ها و الگوی نسبتا پایادار والدین برای ارتباط اعضای خانواده است و جریان تأثیر گذاری و تأثیر پذیری متقابل را فراهم می آورد (بوری ،۱۹۹۱). شیوه های فرزند پروری را می توان به سه دسته شیوه فرزند پروری سهل گیرانه، شیوه فرزند ارزی مستیالانه و شیوه فرزند پروری اقتدار متعلقی تقسیم کرد (صدر السادات، شمس اسفندآباد و امامی پور، ۱۳۸۴). کار کرد خانواده معمولا در خانواده هایی که شیوه فرزند پروری اقتدار منطقی را در پرورش فرزندان به کار می گیرند، نیرومندتر است. خانواده هایی که در شیوه های فرزندپروری خود از اصل همکاری و دموکراسی در روابط پیروی می کنند، توانایی بیشتر برای نعلباف با تغییرات دارند و شرایط مناسبی برای شاد کودکان فراهم می کنند. در خانواده با الگوی سالم اعضای خانواده مورد حمایت همدیگر هستند. انتظارات مربوط به نقش های افراد روشن و دارای انعطاف است. مقررات خانواده واضح و انعطاف پذیر و نه بی مرز است (برک. ۱۳۸۳).متخصصان و روانشناسان کودک علت بسیاری از تاهتجاری کودکان را روابط خانوادگی و روش های فرزند پروری والدین می دانند و بر تأثیر وقایع و رویدادهای دوران کودکی در شکل گیری شخصیت افراد و زندگی آینده آنها تأکید می کنند. با توجه به اینکه بی شک شرایط روانی کودکان بدون تغییر در کار کرد خانواده ها، قادر به تغییر نخواهد بود و در اصلاح رفتار کودکان باید رابطه متقابل و پیچیده میان مشکلات رفتاری کودکان و متغیرهای خانواده مورد توجه قرار گیرد.مطالعات صورت گرفته در خصوص سبک والدگری متمرکز بر سه محور اساسی می باشد: محور اول شامل تحقیقاتی است که به روابط عاطفی فرزند و والدین پرداخته اند، محور دوم مطالعاتی هستند که به مبحث رفتار والدین اشاره دارند و نهایتا محوز سوم بر نظام نگرشی والدین مستی می باشند. محور روابط عاطفی فرزند و والدین و نگرش والدین بیشتر مورد اعتنای نظریه پردازان در دیدگاه روان تحلیل گری می باشد و محور رفتار والدین و والدگری بیشتر موضوع کار محققان در دیدگاه یادگیری و رفتاری می باشد (کلاین و وایت ،۱۹۹۶). نتایج پژوهش های متعدد در این زمینه حاکی از آن است که اغلب محققان محور مطالعه خود در زمینه مؤلفه های رفتاری مورد مطالعه در زمینه والدین را در قالب پیوستاری دو قطبی قرار داده اند. این اقدام ضمن اینکه آنها را در گونه شناسی سبک رفتاری والدین باری داده، منجر به این شده که محققان در مطالعه خود پیرامون سبک والدگری به ابعاد مثبت سبک والد گری توجه نمایند. فریک (۲۰۰۳) از جمله محققانی است که در تعریف سبک والد گری هم به ابعاد منبت و هم به ابعاد منفی آن توجه نموده است. این محقق در برخورد با مفهوم والد گری به موضوعاتی همانند والدگری مثبت، تنبیه بدنی، نظارت ضعیف، اعمال اقتدار و آگاهی از برنامه دیگر اشاره دارد. این محقق در مطالعه خود پیرامون سبک والد گری کمتر به موضوع گونه شناسی خانواده و با سبک شناسی پرداخته است. به اعتقاد این محقق والدین به نسبت متفاوتی از تشبیه و با نظارت بر رفتار فرزندان استفاده می کنند و سبک والد گری مثبت در خانواده متفاوت می باشد. و پیامد به کار گیری هر یک از این گونه رفتارها نیز متفاوت می باشد. منظور فریک از والدگری مثبت ” ارائه تشویق به جا و به موقع، مشارکت با فرزندان در آموز، پرس و جو از فعالیت های روزمره فرزند” می باشد. منظور این محقق از تنبیه بدنی ” داد و فریاد زدن، کتک زدشان، حبس کردن در اتاق و سیلی زدن ” و منظور از نظارت ضعیف ” عدم نظارت بر ساعت خروج و بازگشت به خانه و بیرون از خانه ماندن برای مدت طولانی می باشد. همچنین منظور از اعمال اقتدار توانایی والدین در مجبور کردن فرزندان به انجام برخی از امور” و در نهایت منظور از عدم آگاهی از برنامه ” عدم اطلاع والدین و فرزندان از برنامه روزانه یکدیگر می باشد. اما سؤال مهم در مورد ابعاد مختلف والدگری این است که هر یک از این ابعاد در چگونه خانواده های ظهور پیدا می کند؟ بدین معنا که در چگونه خانواده ای سبک والدگری مثبت و یا تنبیه بدنی بیشتر استفاده می شود. بدین منظور لازم است تا قبل از هر چیز بر اساس ملاک و یا ملاکهایی مشخص، اقدام به دسته بندی خانواده ها نمود و پس از آن به مطالعه سیکهای رفتاری والدین در هر یک از گونه های خانواده اقدام نمود. بسیاری از مدل های نظری ملاک دسته بندی خانواده ها را سبک والدگری قرار داده اند؟

همانند مدل نظری بامیریند (۲۰۰۸) که بر اساس دور متغیر میزان کنترل و میزان پاسخ دهی اقدام به گونه – شناسی خانواده ها در قالب چهار نوع خانواده مقتدر، دیکتاتور، اجازه دهنده و مسامحه کار کرده است. این مدل نظری به دلیل ملاک قرار دادن مؤلفه های رفتاری والدین به عنوان وسیله ای برای گونه شناسی خانواده شاید چندان کار آمد نباشد، چرا که قصد و هدف اصلی بررسی سبک والد گری در گونه های مختلف خانواده می باشد، در این نوع مطالعه متغیر مستقل (گونه خانواده و وایسته (سبک والد گری) یکسان خواهد شد. به منظور جلوگیری از این مشکل در این مطالعه تلاش شد تا از مدلی برای گونه شناسی خانواده استفاده شود که ملاک گونه شناسی آن تا حدی مستقل از سبک های رفتار والدین در رابطه با فرزندان باشد. یکی از مدل – های نظری در گونه شناسی خانواده مدل نظری بافت نگر فرایند و محتوای خانواده می باشد (سامانی، ۲۰۰۵).مطابق این مدل می توان خانواده ها را بر اساس دو مؤلفه فرایندهای خانواده و محتوای خانواده به چهار گونه خانواده دسته بتادی کرد. گونه های مختلف خانواده در این چهار مدل عبارتند از: خانواده سالم کار آمد)، خانواده غیر سالم (ناکار آمد) و دو نوع خانواده مشکل دار (مشکل دار فرایند و مشکل دار محتوایی) منظور از فرایندهای خانواده در مدل فرایند و محتواء کنش هایی است که به اعضای خانواده در انطباق با نیازها و شرایط جدید بازی می کنند. از جمله این کش ها مهارت مقابله، انعطاف پذیری، مهارت حل مسئله و تصمیم گیری، مهارت ارتباطی و جهت گیری مذهبی می باشد. منظور از محتوای خانواده نیز داشتها و پتانسیل های خانواده اعم از درآمد، تحصیلات، شغل و سلامت جسمی و روانی می باشد (سامانی، ۲۰۰۸) شکل شماره (۱۲): بیانگر گونه های مختلف خانواده در مدل فرایند و محتوای خانواده می باشد.مهمترین مفروضه در مدل فرایند و محتوای خانواده حاکی از این مطلب است که اساسا خانواده های سالم (خانواده هایی که به لحاظ فرایند و محتوا از قابلیت کافی برخوردار هستند) دارای عملکرد بهتری در مقایسه با دیگر خانواده های مطرح در مدل (غیر سالم و مشکل دار هستند (سامانی، ۲۰۰۸). مطابق مدل فرایند و محتوای خانواده، پس از گونه شناسی خانواده می توان سه نوع توصیه تجویزی برای خانواده ها ارائه نمود. این سه نوع تجویز مبتنی بر آسیب شناسی خانواده می باشند، برنامه های تجویزی برای خانواده های سالم در این مدل بر برنامه نگهداری از خانواده و برای خانواده های غیر سالم و مشکل – دار فرایندی و محتوایی به ترتیب بر ارتقاء فرایندهای خانواده” (از طریق آموزش خانواده و توسعه محتوای خانواده” (از طریق خدمات اجتماعی) است (سامانی و صادق زاده، ۲۰۱۰)تحوه ارتباط والدین با کودکان قوی ترین عامل مؤثر بر الگوهای تعاملی خانواده محسوب می شود، خصوصا در دوره هایی از زندگی کودکان که تحولات اساسی رشد روانی طی می شود. تحقیقات پیرامون آسیب های روانی کودکان نشان می دهد که بسیاری از خانواده ها از شیوه های تربیتی نامطلوب که منشا ترس، عدم اعتماد، احساس نارضایتی، بدبینی و اضطراب در فرزندان آنها می شود استفاده می کنند (صدر السادات و همکاران، ۱۳۸۴). والدینی که در ارتباطات خود متزلزل، فاقد اطمینان خاطر و بیٹیا تند در نحوه تربیت فرزندان با یکدیگر توافق ندارند، از الگوهای فرزندپروری مبتنی بر طرد، حمایت افراطی با اغماض با تسلط الضباط دو گانه، سسئی موازین اخلاقی، کمال جویی های غیر منطقی و عصبانیت و بی ثباتی عاطفی استفاده می کنند، رفتار های نورو تیک را در کودکان تثبیت می کنند و سبب می شوند که کودکان از نظر هیجانی و عاطفی نیاز مند تر شده و در چنین شرایطی از حس اعتماد و امنیت که اساس تحول هېچائی سالم محسوب می شود، ناکام بمانند (مک کارتی ، لایو و والری ۲۰۰۴).از هم پاشیدگی سازمان اصلی خانواده ضربه مهلکی به آینده فرزند در اجتماع می زند. تغییراتی که بر اثر مرگ والدین با یکی از آن دو، طلاق و ترک خانواده در اوضاع و شرایط زندگی کودکان پدید می آید، نقش مؤثری در گرایش آنها به بزهکاری دارد. افراد بزهکار پیش از افراد غیر بزهکار به خانواده های از هم پایشیده تعلق دارند(رام،۱۳۷۶). بر سر این نکته که تجربه تعارض بین والدین با رشد اجتماعی کودک رابطه منفی دارد توافق همگانی وجود دارد. با افزایش تعارض بین والدین، رفتار کوک مسئله ساز تر می شود.پژوهشگران نشان میدهند کودکانی که پیوسته شاهد تعارضات بین والدینشان بوده اند آشفتگی های روانی بیشتری را طی سال های بعد از خود نشان می دهنا رابعه بین افزایش تعارض زناشویی و مسائل کودک ظاهرا تا نوجوانی ادامه می یایند. پژوهش ها نشان میدهند که افسردگی، انزوا، رفتار ضد اجتماعی، رفتار تکانشی و بیش فعالی در نوجوان با افزایش تعارض در زناشویی والدین رابطه مستقیم دارد (استانفورد، ۱۳۷۷)، شیوع مشکلات رفتاری در میان کودکانی که از خانواده محروم هستند، کودکانی که بر اثر عوامل و بلایای طبیعی بی سر پر ست مانده و یا به دلیل جدایی والدین، فقر اقتصادی، اعتیاد و یا عدم کار کرد درست وصحیح والدین در محیط های شبانه روزی زندگی می کنند، نسبت به دیگر کودکان بیشتر است صدر السادات و همکاران، ۱۳۸۵).کودکی که به دنیا می آید، عالی ترین و کامل ترین امکانات رشد را داراست. وی آمادگی و ظرفیت آن را دارد که به شایسته ترین وجه پرورده شود و به بهترین کمالات دست یابد. کافی است عادی به دنیا بیاید و خانواده و محیطی مناسب در اختیارش باشد تا رشد و نمو نماید. اما زندگی خانوادگی و محبط بهداشتی آموزشی، اجتماعی و فرهنگی بسیاری از مردم چنان است که دست یابی به چنین مقصودی را دشوار و گاه امکان ناپذیر می سازد. برای آنکه کودک بتواند مراحل طبیعی رشد و نمو را گذراند و دارای شخصیت محکم و بائیانی شود، محیط مناسبی لازم است. در این ترشیان رشد و نمو، محیط خانواده، دبستان، دبیرستان، دانشگاه و بالاخره اجتماع هر یک دارای نقش مشخصی می باشند ولی از همه مهمتر نقش محیط خانواده یعنی چگونگی برخورد و ارتباط والدین با کودک است (کوشان و بهنام وشائی، ۱۳۸۰) که هم در رشد و نمو و کاهش مشکلات رفتاری کودکان نقش بسزایی دارد.

مشکلات رفتاری

کودکان قشر عمده ای از جمعیت جهان را تشکیل می دهند به طوری که در کشورهای در حال توسعه سهم این قشر از کل جمعیت تقریبا به ۵۰ % می رساند. در هر جامعه سلامت کودکان و نوجوانان اهمیت ویژه ای دارد و توجه به بهداشت روانی آنان کمک می کند تا از نظر روانی و جسمی سالم بوده و نقش اجتماعی خود را بهتر ایفا کنند، در این راستا، شناخت صحیح ابعاد مختلف جسمی و روانی این گروه سنی و کوشش در راه تأمین شرایط مادی و معنوی مناسب برای رشد بدنی، عاطفی و فکری آنان واضح تر از آن است که احتیاج به تأکید داشته باشد (خدام، مادانلو، ضیایی و کشتکار ، ۱۳۸۸). مطالعات انجام شده در فرهنگ های مختلف نشان داده است در صد قابل توجهی از کودکان سنین مدرسه و قبل از مدرسه دچار مشکلات رفتاری هستند (هارلند، ریجلوند، براگمن، ورلو – ونبوریک و ورهالست ۲۰۰۲). لذا ۱۰-۴ درصد مراجعاتی که به درمانگاه ها مراجعه می کنند، مشکلات رفتاری دارند (و ندو، رال لویس، مک ماهن و اسپیکر ، ۲۰۰۸).رفتار عبارت است از کلیه حرکاتی که یک موجود زنده انجام می دهد اما موجود غیر زنده قادر به انجام آنها نیست. به عبارت دیگر رفتار یک خصوصیت فنوتیپی است که در نتیجه تداخل بین محیط و عوامل ژنتیکی ایجاد می شود (حسن پوره ابراهیمی و عباسی، ۱۳۸۸). منظور از مشکلات رفتاری، کلیه رفتارهای تکراری ، غیر عادی و آزار دهنده نظیر مکیدن انگشت، ناخن جویدن، تیک، لکنت زبان، کتک

مشخصات
  • جنسیت زن
  • وابسته به کلینیک
  • تجارب / مهارت ها
  • دانشگاه دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت
  • رشته تحصیلی روانشناسی تربیتی
  • گواهینامه ها
  • پست های مدیریتی
  • مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد
  • کلمات کلیدی زهرا مردانی سامانی روانشناس، زهرا مردانی سامانی مشاور، زهرا مردانی سامانی روان درمانگر، زهرا مردانی سامانی روانپزشک، زهرا مردانی سامانی متخصص اعصاب و روان، زهرا مردانی سامانی روانسنج
تخصص ها
  • روان‌شناسی تربیتی
تصویر
زهرا مردانی سامانی
روانشناس بالینی و فردی
(5)

E-Teb.com © Copyright 2016 روانشناس یا روانپزشک. تمامی حقوق محفوظ است.

دکتر - مشاوره خانواده - پزشک - مشاوره آنلاین - شماره دکتر