منو
X

تصویر
زهره حسن زاده کلاته
روانشناس بالینی و فردی
(4)
ویدیوی آموزشی روانشناسی
آپلود شده کاربران
آمار این متخصص
(4) رای
60%

دقت

60%

مفید بودن

0%

دانش و مهارت

80%

رفتار بالینی

0%

وقت شناسی

40%

هزینه اقتصادی

توضیحات پروفایل
  

زهره حسن زاده کلاته هستم، فارغ التحصیل روانشناسی تربیتی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده علوم اجتماعی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، پایان نامه ی اینجانب تحت عنوان “بررسی تاثیر مهارت های اجتماعی در افزایش محبوبیت کودکان پیش دبستانی” می باشد که در ادامه بخشی از آن را مطالعه می کنید:

دانشگاه فردوسی مشهد

دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی

پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته روان شناسی تربیتی

عنوان:

بررسی تاثیر مهارت های اجتماعی در افزایش محبوبیت کودکان پیش دبستانی

استاد راهنما:

دکتر زهرا طبیبی

دکتر محمد رضا آقا محمدیان شعرباف

نگارش:

زهره حسن زاده کلاته

فهرست مطالب

عنوان

پذیرش اجتماعی و روابط همسالان

پذیرش اجتماعی

رشد روابط همسالان

ویژگیهای کودکان محبوب

ویژگیهای کودکان مطرود

ویژگیهای کودکان منزوی

تعریف صلاحیت و مهارتهای اجتماعی

روند رشد مهارتهای اجتماعی چگونه است؟

تاثیر مهارتهای اجتماعی بر رشد کودکان

جمع بندی

فصل دوم

آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان پیش

دبستانی

اهمیت آموزش مهارت های اجتماعی

آموزش مهارت های اجتماعی به کودکان پیش دبستانی

سنجش مهارت های اجتماعی

جمع بندی

فصل سوم

مطالعه اول: بررسی رابطه بین پذیرش اجتماعی و مهارتهای اجتماعی کودکان پیش دبستانی

فرضیه مطالعه اول

روش پژوهش

آزمودنی ها

روش اجرا

تعاریف

عملیاتی متغیرها

تحلیل آماری

بحث و نتیجه گیری

فصل چهارم مطالعه دوم: تاثیر آموزش مهارتهای اجتماعی بر افزایش محبوبیت در کودکان پیش دبستانی

مقدمه _

روش پژوهش

جامعه، نمونه، روش نمونه گیری

روش اجرا

تحلیل نتایج

بحث و نتیجه گیری

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری کلی

رابطه بین مهارتهای اجتماعی و پذیرش اجتماعی

مقایسه مهارتهای اجتماعی بین کودکان با پذیرش اجتماعی بیشتر و کمتر

مقایسه مهارتهای اجتماعی بین کودکان محبوب و مطرود

تاثیر آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان پیش دبستانی از نظر مربی

تاثیر آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان پیش دبستانی از نظر والدین

تاثیر آموزش مهارتهای اجتماعی بر افزایش محبوبیت در کودکان پیش دبستانی

تاثیر آموزش مهارتهای اجتماعی بر کاهش

طرد شدگی در کودکان پیش دبستانی

چکیده:

طرد کودکان از طرف همسالان را نقص در مهارتهای اجتماعی کودک می دانند. پژوهش حاضر دو هدف دارد. هدف اول به بررسی نقش مهارتهای اجتماعی در پذیرش یا طردشدگی اجتماعی کودکان می پردازد هدف دوم بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای اجتماعی بر افزایش کفایت اجتماعی افزایش میزان پذیرش و کاهش میزان طردشدگی در کودکان پیش دبستان بود. در مطالعه اول، ۶۹ کودک پیش دبستانی به صورت نمونه گیری در دسترس شرکت کردند. از تست سوسیومتری برای ارزیابی میزان پذیرش اجتماعی کودکان استفاده شده برای ارزیابی مهارتهای اجتماعی از فرم مربی مقیاس درجه بندی مهارتهای اجتماعی (SSRS) گرشام و البوت (۱۹۹۰) برای کودکان پیش دبستانی استفاده شد. این مقیاس متشکل از سه خرده مقیاس همنوایی، جرات ورزی و خویشتن داری است. برای مطالعه دوم، از بین کودکان شرکت کننده در مطالعه اول ۴۲ کودک انتخاب شدند. ۲۱ کودک در گروه آزمایش و ۲۱ نفر دیگر در گروه کنترل قرار گرفتند. مهارتهای اجتماعی در ۲۰ جلسه ۳۰ دقیقه ای به گروه آزمایش آموزش داده شد. گروه کنترل آموزشی را دریافت نکردند. در این مطالعه تست سوسیومتری توسط کودکان، و هر دو فرم مربی و والدین پرسشنامه مهارتهای اجتماعی توسط مربی و والدین در دو مرحله پیش و پس از مداخله تکمیل گردید فرم والدین پرسشنامه مهارتهای اجتماعی دو ماه بعد از اجرای آموزش برای گروه آزمایش اجرا شد. نتایج مطالعه اول رابطه مثبت و معناداری را بین پذیرش اجتماعیو مهارتهای اجتماعی کودکان نشان داد. همچنین، نمره مهارتهای اجتماعی گروه کودکان محبوب از گروه مطرود بطور معناداری بیشتر بود. یعنی نمرات گروه محبوب در مهارت های اجتماعی، خویشتن داری، جرات ورزی و همنوایی بیشتر از گروه مطرود بود. نتایج مطالعه دوم نشان داد که الف) میزان پذیرش اجتماعی از سوی همسالان کودکان در گروه آزمایش بیشتر شده بود، به میزان مهار نهای اجتماعی کودکان گروه آزمایش از نظر مربی بهتر شده بود، این بهبودی به خصوص در خرده مقیاس های خویشتنداری و جرات ورزی بود، ج) میزان مهارتهای اجتماعی کودکان گروه آزمایش از نظر والدین بهتر شده بود، این بهبودی به خصوص در خرده مقیاس های خویشتنداری، مسئولیت پذیری و جرات ورزی بود. مهارت همنوایی کودکان گروه آزمایش از نظر هم مربی و هم والدین تغییر معناداری شیافته بود. یافته های تحقیق حاکی از این بود که آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان پیش دبستانی به افزایش محبوبیت و کاهش طرد شدگی در آنان منجر می شود همچنین، مهارتهای اجتماعی آنها به گزارش والدین و مربیان هر دو بهبود می باید.

واژه های کلیدی: مهارتهای اجتماعی، پذیرش اجتماعی کودکان پیش دبستانی، محبوبیت. طردشدگی

فصل اول

پذیرش اجتماعی و روابط همسالان

دانش آموزان برای ایفای نقش اجتماعی نه تنها باید مجهز به تواناییهای شناختی پیچیده تر شوند بلکه باید مهارتهای هیجانی و رفتاری آنها نیز برای یک کنش وری موثر تحول یاید. جیمز هکمن (۲۰۰۰) برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۰، بر این باور است که دلمشغولی وافر نسبت به معلومات و پیشرفت تحصیلی که بر اساس نمره های آزمونها سنجیده می شود، اهمیت بنیادی مهارتهای اجتماعی هیجانی، انضباط شخصی و دیگر انواع مهارتهای غیر شناختی را که می توانند ضامن موفقیت در سالهای بعدی زندگی باشند از نظر دور می دارد. در حالی که مهارتهای اخیر به میزان کار آمدی در مدرسه و محل کار موثرند و تغییر پذیری آنها نیز به مراتب بیش از بهره هوش است. سرمایه گذاری بر نیروی انسانی در سنین بالاتر دشوار خواهد بود. بنابراین، ما باید بر کودکان خردسال سرمایه گذاری کنیم تا به یادگیری بنیادی و مهارتهای جامعه طلبی بهبود بخشیم جامعه نمی تواند سرمایه گذاری بر کودکان را تارسیدن آنها به بزرگسالی به تعویق بیاندازد و همچنین نمی تواند تا رسیدن آنها به سن مدرسه – یعنی زمانی که برای مداخله دیر است – منتظر بماند. سرمایه گذاری بر جوانان باید با ارائه مداخله هایی که به افزایش صلاحیت اجتماعی هیجانی در سالهای زودرس زندگی و به خصوص سالهای پیش دبستانی منتج می شوند، انجام گیرد( دادستان، عسگری، رحیم زاده و بیات، ۱۳۸۹)با توجه به این اهمیت بسیاری از پژوهشگران وجود تواناییهای شناختی همراه با فقدان مهارتهای اجتماعی، ارتباطی و هیجانی را به منزله شکست تحصیلی تعداد کثیری از کودکان دانسته اند و بر این باورند که پیشرفت تحصیلی بدون صلاحیت اجتماعی و هیجانی کفایت نمی کنند و به تدرت تحقق می یابد (مانند مولرو لارسن . ۲۰۰۱ شیر یلا و ودرستن ،۲۰۰۲، ایویلز، اندرسونو داویلا ،۰۵ ، ۲: به نقل از دادستان و همکاران، ۱۳۸۹) زینس الیاس، گرین برگ وایس برگ ، ۲۰۰۰؛ به نقل از دادستان ۱۳۸۹) از این جهت در حال حاضر مهارتها و صلاحیت های هیجانی و اجتماعی (مانند توانایی کنار آمدن با دیگران، مهارتهای خود نظم دهی، انگیزش لازم برای یادگیریهای جدید و به عنوان یکی از مهارتهای پیش نیاز برای آغاز آموزش رسمی محسوب می گردد که از آنها به عنوان مهارتهای آمادگی برای ورود به مدرسه یاد می شود. در واقع، تحول صلاحیت اجتماعی، چالش اصلی کودکان خردسالی است که به کودکستان می روند و با خواسته های پیچیده معلمان و همسالان مواجه می شوند. کودکان واجد صلاحیت اجتماعی توانایی گسترش ارتباطهای لازم با بزرگسالان و همسالان را برای موفقیت در چهار چوبهای علمی و غیر علمی ندارند (مندز، مک درموت، و فانتوزو ۲۰۰۲۰). با این حال، مربیانی که از نزدیک با کودکان سر و کار دارند گزارش می کنند که به طور خاص نگران آینده کود گانی هستند که از قابلیتهای اجتماعی هیجانی و انگیزه های کافی برخوردار نیستند. و مورد پذیرش همسالانشان فرار نمی گیرند و آنها باید چنین تواناییهایی را آموزش ببینند (ریم – کافمن ، پیانتا. و کاکس ۲۰۰۰). بنابراین، یکی از جنبه – هایی که کودکان تفاوت زیادی با یکدیگر دارند، کارامدی اجتماعی و پذیرش توسط همنایان است ( دنهام . مک کینلی . کوهود و هالت ، ۱۹۹۰) پذیرش همسالان نقش مهمی در رشد شخصیت اجتماعی کودک دارد و کودکانی که موفق به کسب پذیرش همسالان نمی گردند و از سوی آنها طرد می شوند یا مشکلات زیادی از جمله عملکرد تحصیلی ضعیف، فرار از مدرسه، ترک تحصیل، رفتار ضد اجتماعی، و بزهکاری در نوجوانی و مجرمیت در اوایل بزرگسالی مواجه می شوند.با توجه به اهمیت پذیرش اجتماعی در این تحقیق به بررسی عواملی که در پذیرش همسالان موثر است و باعث محبوبیت گودگی و طرد دیگری می شود. روند رشد مهارتهای اجتماعی و ارتباط آن با میزان پذیرش اجتماعی در کودکان می پردازیم.

پذیرش اجتماعی

پذیرش همتایان در سالهای دبستان برای کودکان اهمیت بسیار زیادی دارد و پیش بینی کننده سازگاری بعدی در دوره نوجوانی است (موریسون ، و ماتسن ،۱۹۹۱) کودکان از لحاظ میزان تلاش و موفقیت شلن برای کسب محبوبیت با با هم فرق دارند. اگر از گروهی از کودکان بخواهیم که به طور انفرادی کودکان دیگری را که بیش از همه به آنها علاقه دارند یا دلشان می خواهد با آنها ارتباط برقرار کنند. تام ببرند. احتمالا می توانیم محبوبترین و نامحبوب ترین کودکان را شناسایی کنیم (بولتون واسمعیت، ۱۹۹۰). بنابراین، محبوبیت داشتن در نزد همسالان و پذیرش از سوی آنها به دوست داشتنی بودن فرد اشاره دارد مقدار ارزشی که همسالان یک کودک به عنوان شریک اجتماعی برای او قایل هستند.پژوهشگران کودکان را براساس محبوبیت آنها در بین همسالان به چهار طبقه دسته بندی می کنند. کودکان محبوب که مورد پذیرش اکثر همسالان اند و رای مثبت زیادی کسب می کنند- کودکان طرد شده که در عمل مورد نفرت همسالان هستند – کودکان جنجالی که تعداد زیادی رای مثبت و منفی کسب می کنند و کودکانی که مورد بی توجهی قرار گرفته اند که خواه به صورت مثبت یا منفی، به ندرت انتخاب می شوند(منزوی)، تقریبا دو سوم دانش آموزان در مدارس ابتدایی در یکی از این طبقات جای می گیرند. باقی کودکان از نظر پذیرش همسالان، متوسط هستند آنها نمره های بالایی کسب نمی کنند (کوی . دوج و کوپوتلی ۱۹۸۲). البته به این نکته باید اشاره شود که مطالعات پیمایشی نشان می دهند که حتی محبویشرین کودکان آشنایانی دارند که نسبت به آنها بی تفاوت با بی علاقه هستند، و غیر محبوب ترین کودکان نیز در تانزد هیچ کس محبوبیتی ندارند (رایس، ۱۳۸۷).روابط همتایان در درون مراکز تحصیلی بر سازگاری کنونی و آتی تحصیلی، رفتاری، و هیجانی کودکان تاثیر عمده ای دارد. تحقیقات گوناگون نشان داده اند که کودکان طرد شده بیشتر در معرض شماری از پیامدهای منفی، از قبیل بزهکاری و تبهکاری، ترک تحصیل، و نیاز به خدمات بهداشت روان قرار دارند. کودکان طرد شده ناخشنود و منزوی هستند، پیشرفت تحصیلی و عزت نفس کمی دارند. معلمان و والدین، آنها را مبتلا به مشکلات هیجانی و اجتماعی ارزیابی می کنند. طرد همسالان در اواسط کودکی، با عملکرد تحصیلی یقه ترک تحصیل، رفتار ضد اجتماعی و بزهکاری در نوجوانی و مجرمیت در اوایل بزرگسالی نیز رابطه تیرومندی دارد (بگ وال ، نیو کام . وبو کوسکی ، ۱۹۹۸: پارکر و همکاران، همکاران، ۱۹۹۵: یون و همکاران، ۲۰۰۰) کودکانی که توسط همسالان طرد می شوند در مدرسه احساس تنهایی می کنند و نسبت به کودکانی که مورد پذیرش قرار می گیرند احساس نارضایتی اجتماعی بیشتری دارند (رنشاو ، هیمل ، اشر ،(۱۹۸۴).چندین تحقیق روابط مشکل دار با همسالان را با بزهکاری در نوجوانی (راف ، سلز گلدن ، ۱۹۷۲) فرار از مدرسه (اشر، پارکر، ۱۹۸۷) اختلالات دوقطبی واسکیزوفرنی یا بیگان . گوون ، ایزو، تراست، کوهن و پدرسون ۱۹۷۳: کلاوسن، ۱۹۵۵) و حتی خود کشی استنگل ، ۱۹۷۱) مرتبط یافته اند، طرد همسالان پدیده ای با ثبات به نظر می رسد یعلی کودکانی که به وسیله همسالان در سن پیش دبستانی طرد می شوند به احتمال زیاد در سالهای بعد نیز توسط همسالان طرد خواهند شد  ( روگوچ، ۱۹۸۳؛ دادژ؛ کویی، نیو کامپ. ۱۹۸۴: بوکوسکی، نیو کامب، ۱۹۸۹)تعداد دوستان محله ای کودکان طرد شده اندک است. آنها در میان گروه همنایان شهرت منفی مشخصی دارند و کودکانی بدخلق و نامطبوع قلمداد می شوند که باید فعالانه از آنها دوری کرد. حتی وقتی این کودکان وارد موقعیت اجتماعی جدیدی می شوند که در آنجا شناخته شده نیستند. به سرعت موقعیت طرد شده خود را باز می یابند. وقتی کودکی طرد می شود، نیروهای متعددی در راستای حفظ موقعیت منفی فعال می شوند. پیشداوریهایی مبتنی بر شهرت منفی در میان گروه همتایان پخش می شود، به طوری که همتایان در مورد کودکان طرد شده منفی تر از کودکان غیر مطرود فکر و عمل می کنند. هنگامی که کودکان مطرود می کوشند مثبت بر رفتار کنند، همتایان به تلاش آنان پاسخ مثبت نمیدهند این پویایی های گروه به نوبه خود به کاهش عزت تق و احساس تنهایی منجر می شود. در نتیجه کودکان طرد شده برای تمرین و ایجاد مهارت اجتماعی عشانسی در خود، فرصت کمتری در اختیار خواهند داشت (رایس، ۱۳۸۷).روابط نامطلوب با همتایان تجربه استرس زایی برای کودکان به شمار می آید از یک سوخود این تجربه کودک را می آزارد و از سویی دیگر فقدان حمایت اجتماعی همراه با آن. کودکان را در برابر سایر استرسهای زندگی آسیب پذیرتر میکند. در واقع طرد شدن از سوی همسالان را یکی از استرس های عمده شناسایی می کنند و استرس ناشی از هر گونه تغییر در پذیرش خود توسط همسالان را معادل رویدادهایی نظیر مردود شدن در سال تحصیلی، مرگ یکی از دوستان نزدیکه بستری شدن یکی از والدین در بیمارستان، با این به یک بیماری وخیم، استرس زا می دانند (دروزبه ، کوپر اسمیت و پاترسن ،۱۹۹۴).هیمل، رابین، رادن ولی مار ک ۱۹۹۰) با بررسی نقش پیش بینی کنندگی رابطه بین مشکلات اجتماعی در کودکان پیش دبستانی و پیامدهای درونی سازی شده مانند انزوای اجتماعی) و پروتی سازی شده مانند پرخاشگری) در نوجوانی به این نتیجه رسیدند که طرد شدگی از سوی همسالان در خلال کودکی به طور معناداری، پیش بینی کننده مشکلات درونی سازی شده و پرونی سازی شده در دوران نوجوانی است( طهماسیان، ۱۳۸۸).کودکانی که در روابط با همسالان خود توفیق داشته اند. بیشتر در مسیر سلامت روان شناختی و سازگاری روانی قرار داشته اند. در حالی که آنان که در سازگاری با همسالانشان موفق نبوده اند، در معرض رفتارهای ناسازگار بوده اندو ٪۲۵ از کودکانی که مورد طرد همسالان قرار گرفته بودند، عنعاقب آن ترک تحصیل کرده بودند، در حالی که برای گروه کنترل این رقم به ۸ کاهش می یافت ( پتریدز و همکاران، ۲۰۰۶ ) توانایی برقراری تعامل با همسالان بر گسترش دوستی یکپارچگی اجتماعی در جامعه و توسعه شبکه های اجتماعی حمایتی مؤثر است.مشاهده کودکان نشان می دهد برخی کودکان در تشکیل رابطه با همسالان موفق هستند و دوستان فراوانی دارند. در مقابل برخی دیگر هستند که قادر به برقراری رابطهای موثر با همسالان خود نیستند و از دوستان کمتری برخوردارند. با وجود نقش بسیار موثر ایجاد ارتباط با همسالان در رشد توانایی های اجتماعی کودکان، بررسی تفاوت های فردی در بین کودکان از لحاظ توانایی برقراری اعدم برقراری روابط با همسالان ضروری بنظر می رسد. از این جهت در قسمت های بعدی ویژگی کودکان محبوب کسانی که در ایجاد ارتباط با دوستان موفق و کودکان مطرود کسانی که از این لحاظ ناموفق اند شرح داده می شود. منتها، از آنجایی که برقراری رابطه با همسالان از یک روند تحولی برخوردار است و کودکان در گروه های سنی مختلف به شیوه های متفاوتی با یکدیگر دوست می شوند ایتدا موضوع تحول روابط با همسالان مطرح می گردد.

رشد روابط همسالان

روابط با همسالان از دوره پیش زیانی آغاز می گرند. نوزادان وقتی کنار همسالان خود قرار می گیرند در بازی موازی شرکت می جویند و در ۱۲ ماهگی وقت بیشتری را صرف تماشا کردن فعالیتهای همسالان خود می کنند و کودکان ۲ و ۳ ساله به طور مکرر و مداوم به بازیهایی از نوع بازی با همنشین و بازی توام با همکاری می پردازند و ضمن بازی از هم چیز می آموزند (انسلمو، ۱۳۷۹).کودکان در سنین پیش دبستانی رفته رفته تعامل های اجتماعی کارآمدتری با همتایان برقرار می کنند (گورال نیک او گروم ۱۹۸۷ ، ، پار ک، لی و رمسی، ۱۹۹۳؛ به نقل از رایس، ۱۳۸۷) و برای همراهی و تعاملات اجتماعی وابستگی آنها به والدین تدریجا کمتر و به همتایان بیشتر و بیشتر می شود. در این مقطع آنها در احساسات و اشیاء مادی یکدیگر سهیم می شوند به تایید یکدیگر می پردازند و خواسته هایی از هم دارند (فابر و بران ستر ۱۹۹۴). علاوه بر این، رفته رفته که کودکان با یکدیگر آشناتر می شوند. در تماس با همبازی های خود گزینشی تر عمل می کنند.در کلاس های پیش دبستانی، در طی هفته های اول سال تحصیلی، تعداد ترکیب های تازه همبازی ها رو به کاهش می گذارد. تعامل با تعداد کمتره و در گروه های کوچکتر، نشان می دهد کودکان با اقتراق همکلاسی های مورد پسندشان از دیگران، برخی از همکلاسی هایشان را از خود می رانند. این گزینش رو به ازدیاد برای کودکان هم محاسنی در بر دارد و هم معایبی روابط پایدار با همتایان برای عده ای از کودکان زمینه مطلوبی را برای رشد مهارت های اجتماعی فراهم می کند، اما از سویی دیگر، به کودکانی که سعی دارند خود را به جریان اصلی اجتماع وارد کنند، عرصه را تنگ می کند (ر مسی، ۱۹۹۵). در مواجهه با همسالان کودکان یاد می گیرند هیجانات خود راه بویژه هیجانات ضداجتماعی خود را کنترل کنند و پرخاشگری خود را تنظیم نمایند (برگر، ۱۳۸۸). پژوهش های انجام شده در گل نشان می دهد که کودکان معمولا دوستانی را که به خودشان شبیه اند. ترجیح می دهند. این دوستان از لحاظ سبک بازی و مشارکت اجتماعی به هم شباهت دارند و ممکن است از لحاظ رعایت ادب حس طنز، و قابلیت معاشرت نیز به هم شبیه باشند (هیز لاگر، هارت آپ ون-لی شات، و ریکسن والزیون ۱۹۹۸، روبین و همکاران، ۱۹۹۴). در اواسط کودکی، کودکان بیشتر وقت خود را با همسالان خود سپری می کنند یک نوع پیشرفت رشدی و تکاملی مهم در روابط دوستانه گروه های همال وجود دارد کودکان کوچکتر دوستانی دارند و از آنها مطالبی را می آورند، اما خود محوری آنها باعث می شود که وقتی از طرف دیگران مورد پذیرش با طرد قرار می گیرند کمتر تحت تاثیر قرار گیرند. با این حال کودکان دبستانی از عقاید، قضاوتها و مهارت های همکلاسی های خود آگاهند. به این معنا که در این سنین مقایسه اجتماعی کاملا مشهود است. در واقع، این مقایسه ها موجب می شود کودکان ارزش توانایی هایی که دارند را درک کنند و دنیای تخیلی و خود سنجی امید بخش دوران پیش دبستانی متوقف می شود جاکوبس و همکاران، ۲۰۰۲ به نقل از برگر ، ۱۳۸۸) به این علت که همسالان از جایگاهی مساوی با هم رابطه بر قرار می کنند، باید بیشتر از زمانی که با بزرگسالان رابطه برقرار می کنند، مسئولیت ادامه مکالمه همکاری و تعیین هدف در بازی را بپذیرند. کودکان با همسالان خود روابط دوستی برقرار می کنند. روابط خاصی که با دلبستگی و تمایلات مشترک مشخص می شود (یرک، ۱۳۸۶).رشد دوستی با همسالان یکی از مهم ترین جنبه های رشد اجتماعی کودکان است. با توجه به مطالب بالا روابط همسالان در دوره های سنی مختلف از لحاظ کیفی متفاوت است. رایس (۱۳۸۷) بیان می کند که در فرایند رشد روانی اجتماعی، همه کودکان از چهار مرحله به شرح زیر می گذرند.مرحله اول خود هم نشینی نام دارد. در این مرحله که مرحله شیر خواری و نوپایی رشد است در آن منبع علایق، الذاید، و خشنودی کودکان، خود آنها هستند. نوپایان دوست دارند با دیگران باشند، ولی با دیگران بازی نمی کنند، بلکه در کنار آنها بازی می کنند. کودک منزوی کودکی است که موفق نشده است این مرحله را پشت سر بگذارد.مرحله دوم دو جنس گرایی اجتماعی دوره کودکی نامیده می شود دوره کودکی- سنین ۲ تا ۷ سال است که در طی آن کودکان بدون توجه به جنسیت، در صدد همراهی با دیگران هستندمرحله سوم همجنس گرایی اجتماعی است. دوره سنین ۸ تا ۱۲ سال که در طی آن کودکان بازی با کودکان همجنس خود را ترجیج می دهند. بین دو جنس درجاتی از ضدیت مشاهده می شود. مرحله چهارم دو جنس گرایی اجتماعی دوره نوجوانی و بزرگسالی نامیده می شود از ۱۳ سالگی و بیشتره که در آن فرد لذت، دوستی و همراهی را نزد دو جنس جستجو می کنند (رایس، ۱۳۸۷)همانطور که پیشتر ذکر شد در قسمت بعد ویژگیهای کودکان با توجه به میزان پذیرش اجتماعی آنان بررسیمی شود.

ویژگیهای کودکان محبوب

محققین با آزمونهای سوسیومتری به برخی از ویژگیهایی که باعث محبوبیت، طرد شدگی و منزوی شدن کودکان در بین همسالان می شود اشاره نموده اند(چانس .۱۹۸۹ دکووی و گریس، ۱۹۹۴) کودکان محبوب از لحاظ اجتماعی برونگرا هستند، انرژی زیادی دارند که آن را در فعالیت های مورد پذیرش گروه صرف می کنند. درک مشینی از خود دارند، با علاقه در رویدادهای اجتماعی شرکت می کنند. با دیگران رفتار دوستانه و معاشرت پذیر دارند نسبت به دیگران پذیرش، همدردی، حمایت و تسلی بخشی دارند، شاد و خوش طینت هستند و از روحبه طنز خوبی برخوردارند. هوش و پیشرفت تحصیلی آنان بالاتر، ولی نه خیلی بالاتر از دیگران است. نزد معلمان محبوب هستند. مهارت های اجتماعی شناختی و ارتباطی آنها برتر از دیگران است (گارسیا، ۲۰۰۹).در ویژگی هایی که برای محبوبیت عمده به شمار می آیند، برخی تفاوتهای اجتماعی و جنسیتی دیده می شود. پسرها باید دارای قدرت فیزیکی، توانمندیهای ورزشی، و مهارت کافی در بازیهای رقابتی باشند. در برخی از گروه های ضد اجتماعی، محبوبترین پسرها افرادی هستند که در جنگیدن توانایی و برتری دارند. پذیرش اجتماعی در میان پسرها تا حدودی به توانایی های فیزیکی آنان مربوط می شود (موسان میلر ۱۹۹۳). کودک در انتخاب همبازی رجحان مشخصی پیدا می کند. بعضی از کودکان رهبر گروه می شوند و تقریبا تزد همه محبوبیت دارند. برخی دیگر به تابع بودن راضی اند. در هر حال، کودکانی که رفتار دوستانه توام با همکاری و پرخاشگری کمتر دارند و راحت تر می توان با آنها کنار آمد، بیشتر از بقیه مورد علاقه خواهند بود ( دنهام و هالت، ۱۹۹۳ مندلسون، ابود و لانتیتنر .۱۹۹۴).در سال های آخر دبستان دخترانی محبوب تر قلمداد می شوند که دارای جذابیت فیزیکی، ظرافت و پختگی اجتماعی هستند. مطالعهای توسط برازا (۲۰۰۹) با هدف بررسی تاثیر هوش اجتماعی، همدلی، قدرت کلامی و واقع نگری در پذیرش همسالان با توجه بر جنسیت در کودکان پیش دبستانی انجام شد. نتایج نشاندهنده تاثیر مهم هوش اجتماعی در پذیرش همسالان برای هر دو جنس و تاثیر معنادار و مشیت قدرت کلامی در محبوبیت پسران و تأثیر معنادار و مثبت واقع نگری در محبوبیت دختران بود. با وجود اینکه همدلی تأثیر معنادار و مثبت در پذیرش همسالان برای هر دو جنس نشان داد این اثر در میان پسران برجسته تر بود.در مطالعه ای که توسط گارسیا (۲۰۰۹) در اسپانیا انجام گرفت بافته ها حاکی از این بود که پسران و دختران به دلایل مشابهی مورد پذیرش با طرد قرار می گیرند، برخورد دوستانه، سرگرم کننده بودن (پیوستن به فعالیتهای در حال انجام، فقط بین پسران مهمترین دلایل برای پذیرش و پرخاشگری غیر مستقیم. تکبر و خودخواهی دلایل اصلی برای طرد بود.

ویژگی های کودکان مطرود

کودکان مطرود حضور اجتماعی کاملا محسوسی دارنده پرخاشگرند، و رفتار اجتماعی آنها نفرت انگیز با غیر قابل پذیرش است، خودمخور و گوشه گیرند، مضطرب، هراسان، دمدمی، و مهار شده اند. احتمال وجود آشفتگی هیجانی در آنها بیشتر است، تکانشی هستند و کنترل آنها پر هیجاناتشان ضعیف است نسبت به دیگران و موقعیت های اجتماعی حساسیت نشان نمی دهند، هشخاصم و پرخاشگرند، بسیار کودکانه تر و یا مسن تر از سن خود رفتار می کنند. فیانه متفاوت با رفتار غیر متعارفی دارند، احتمال وجود هوشبهر پایین در آنها بیشتر است. احتمال وجود خودانگاره ضعیف در آنها بیشتر است ( رابینر، کین مک کینون لوییس ۱۹۹۳) کودکان مطرود. به دلیل انجام رفتاری که برای دیگران نفرت انگیز است، به انزوای اجتماعی گرفتار می شوند. این حالت با تاسازگاری بلندمدت. شامل مشکلات تحصیلی، بزهکاری، و احتمالا آسیب شناسی روانی همبسته است. کودکان دارای پرخاشگری اجتماعی، در هر ستی، مورد تنفر قرار می گیرند( فینگر و پیچینین ،۱۹۸۹، به نقل از رایس، ۱۳۸۷). کودکان دیگر چنین افرادی را به شکل زیر تعریف می کنند:

هیچ کسی دوست ندارد یا آنها بازی کنند.

هیچ کس او را دوست ندارد، و وقتی دیگران با او بازی نمی کنند، احساساتش جریحه دار می شود.

دیگران دوستش ندارند و به حرفهایش گوش نمی دهند. نمی تواند برای خودش دوست پیدا کند، چون واقعا آدم بدجنسی است.

بقیه بچه ها دوست ندارند یا او بازی کنند. این وضع او را غصه دار می کند.

کودکانی که در مدرسه از سوی همسالان خود طرد شده و مورد علاقه نیستند. در قیاس با کودکانی که پذیرش و محبوبیت متوسط دارند، احساس تنهایی را بسیار بیشتر گزارش می کنند (کاسیدی و آشر، ۱۹۹۲) کودکان تنها به احساس اندوه، کسالت، بی حوصلگی، و بیگانگی دچار می شوند (پار کر و آشر. ۱۹۹۳ )اغلب احساس می کنند کنار گذاشته شده اند و این احساسی است که می تواند به عزت نفس آتان آسیب وارد کند (رایس، ۱۳۸۷)

ویژگیهای کودکان منزوی

بین کودکانی که دوستشان ندارند و کودکانی که از آنها نفرت دارند تفاوت هایی وجود دارد. کودکان غیر دوست داشتنی حضور اجتماعی نا محسوسی دارند و گوشه گیر هستند. آنها منزوی اندر گوشه گیر غیر فعال) (کوبی و داج. ۱۹۸۸ یانگر و داینلز (۱۹۹۲) این نوع کودکان را به دو گروه تقسیم می کنند.کودکی که از اجتماع گوشه گیری می کنند ممکن است به دلیل اضطراب اجتماعی با تصور تاثر بخشی اجتماعی خود از دیگر همتایان جدا افتاده باشد (کریک ولاد،۱۹۹۳.)یانگر و داینلز (۱۹۹۲) در مطالعه خود از کودکان در مورد کودکان منزوی دیدگاه سایر کودکان، از کودکان منزوی را به شکل زیر تعریف کرده انددوست دارد تنها بازی کند. گاهی هیچ کس در کلاس صدایش را نمی شود و وقتی از او می خواهند بلندتر صحبت کند، احساسانش جریحه دار می شود. همیشه وقتی برای اولین بار کسی را ملاقات می کند مضطرب می شود چون خجالتی است با بچه های دیگر بازی نمی کنند. تو خودش است. خجالتی است و نمی خواهد مزاحم دیگران شود. گاهی گریه می کند چون خیلی عصبی استرفتارهای ویژه گوشه گیر غیر فعال، نظیر کمرویی و حساسیت مفرط در میان کودکان خردسال نسبتا شایع است در نتیجه، خردسالانی که رفتارهای فوق را نشان می دهند دیدگاهی منقی درهمتایانشان ایجاد نمی کنند ولی در هر حال، با افزایش سن، این گونه رفتارها در میان همسالان تسود بیشتری پیدا می کند. در پایه های بالاتر (پایه پنجم تا هفتم ) رفتار های ویژه گوشه گیری غیر فعال با طر شدن از سوی همسالان همبسته است (رایس، ۱۳۸۷). مطالب ذکر شده در بالا در مجموع بیان می نمایند که پذیرش اجتماعی و تعامل با همتایان تا حدودی به مهارتهای ارتباطی کودک منوط است (هیزن و بلاک ۱۹۸۹) برخی از پژوهشگران به رابطه معناداری بین ارتباط با | همسالان و سازش یافتگی رفتاری و هیجانی دست یافته اند (لوپز و دوبوا، ۲۰۰۴ )به این ترتیب کودکانی که محبوب هستند و کودکانی که، طرد شده محسوب می شوند (لندو و میلیچ. ۱۹۹۰: به نقل از طهماسیان. ۱۳۸۸)با توجه به ویژگی های ارتباطی متفاوت در کودکان محبوب کسانی که توسط همسالان پذیرش شده اند و کودکان مطرود کسانی که از نظر همسالان دوست داشتنی نیستند این سوال در ذهن متبادر می شود که چه عامل هایی بر مهارتهای ارتباطی این افراد موثرند. آیا تفاوت در مهارتهای اجتماعی شناختی باعث تفاوت در پذیرش اجتماعی در بین همسالان می گردد؟

عواملی موئی میر محبوبیت و عطر مشدگی کودکان

بسیاری از محققان اعتقاد دارند که شناخت اجتماعی تقاوت اساسی بین کودکان محبوب و مطرود است گیلفورد و رابینز، ۲۰۰۴  به نقل از برگر، ۱۳۸۸). موفقیت کودکان در روابط با همسالان با توانایی آنان در مدیریت شناخت اجتماعی و مهارتهای رفتاری بستگی دارد ماجا د کووی، گیریس ، ۱۹۹۴). اخیرا به طور گسترده ای این فرضیه پذیرفته شده که دلیل طرد کودکان فقدان مهارتهای شناخت اجتماعی می باشد برتت .۱۹۸۳)، به نظر می رسد کودکان محبوب در در حل نکالیف شناخت اجتماعی بهتر عمل می کنند. آنها قادرند (بین نظر خود و دیگری تفاوت قابل شوند، افکار دیگران را با احساساتشان ارتباط دهند و متوجه نظر نفر سوم در مورد نظر خود ه ند(ماجا د کووی، گیریس، ۱۹۹۴).شناخت اجتماعی توانایی درک تعاملات انسانی است. این توانایی از همان اوایل نوزادی آغاز می شود. و در اواسط کودکی، پختگی و تجربه موجب می شود کودکان دبستانی توانایی درک و شناخت خود و دیگران را پیدا کنند. به طور کلی، شناخت اجتماعی کودکان را به این نتیجه می رساند که قرض کتند تحقیرهای اجتماعی، از یک هل دادن تا برچسب های نا خوشایند، اتفاقی هستند و قصد آنها آسیب رساندن نیست. بنابراین، تحقیرهای اجتماعی کودکان در کودکان ترس و تردید نسبت به خود را ایجاد نمی کنند. در حالی که کودکی که در الگوی منزوی – مطرود قرار دارد تمام طول شب بیدار می ماند تا فکر کند چرا چنین اتفاقی برای او افتاده است و این مساله باعث عصبانیت او می شود. در شرایط مبهم کودکانی خوب عمل می کنند که سعی کنند یفهمند چه اتفاقی افتاده است، شاید از فرد دیگری برای توضیحات بیشتر سئوال کنند. وقتی یک مشاجره رو در رو بین آنها و کودک دیگر صورت می گیرد به دنبال انتقام نیستند بلکه سازش می کنند تا روابط دوستانه باقی بماند. این مهارت های پیش اجتماعی مانند درک اجتماعی و نگرش نسبت به ارتباط انسانها با هم، تمایل به کمک کردن به جای تزاع کردن در کودکان مطرود به ندرت دیده می شود. هر دو تیپ کودکان پرخاشگر مطرود و منزوی مطرود. سوء برداشت از رفتار داشته شنونده های خوبی نیستند و از موقعیت های اجتماعی اجتناب می کنند. آنها تمایل دارند بی مهارت، بی لطافت. متخاصم و بی عرضه باشند، برگر، ۱۳۸۸)رشد شناخت اجتماعی و تحول در دیدگاه گیری در درک روابط میان خود و دیگران و رفتار با دیگران تاثیر دارد این تاثیر در رفتار های مختلف اجتماعی عاطفی و در در روابط دوستانه و رفتار دوستی نمود می یابد. کودکان خردسال قبل از دستیابی به دیدگاه گیری در مورد اشخاص دیگر و اعمال آنها مقاهیم خیلی خود محورانه دارند. بنابراین دوستی از نظر آنها به عنوان تعامل فیزیکی و نزدیکی جسمانی یا دیگری است. به تدریج با تجارب اجتماعی و رشد شناخت اجتماعی در موقعیت های تعاملی، دوستی معنای مساعدت و همکاری و فراتر از آن مشارکت متقابل، بافته و در نهایت به یک به هم وابستگی خود کار تبدیل می شود. از سویی دیگر دوستی ها خود موجب درک بهتر احساسات و دیدگاه دیگران شده رابطه و رضایت بخش با همسالان را به دنبال دارد. بنابراین می توان گفت میان دوستی و مهارت های شناخت اجتماعی یک رابطه دو سویه برقرار است (حاج حسینی، ۱۳۸۹) سلم (۱۹۸۰) با مطالعه بر روی نوجوانان با مشکلات رفتاری، در بافت سطح تفاهم میان فردی کلیدی برای بهبود در رابطه دوستانه است. از نظر سلمن مراحل رشد شناختی- اجتماعی به عنوان مینایی برای یافتن این که فرد چگونه درک خود را از دیگران بهبود میبخشد، می باشد. بنابراین هر دو کسانی که در سطح بالا یا پایین رشد شناخت اجتماعی قرار دارند، احتمالا در برقراری رابطه مطلوب دوستانه دچار اشکال هستند. یکی در ورای سطح شناخت اجتماعی همسالان قرار دارد و دیگری فاقد مهارتهای مشابه با همسالان بوده و نمی تواند واکنش مطلوب ارائه نماید(حاج حسینی، ۱۳۸۹)فقدان توانمندی در مهارتهای اجتماعی تیریاعت طرد کودک از گروه همسالان می شود( اشر. ۱۹۸۳). یافته های تجربی مبتنی بر این است که سیک تعاملات رفتاری کودکان مسبب پیامدهایی است که در تست سوسیومتریک محبوب یا مطرود بودن) مشخص می شود (پوتالاز ، کوبی، کوپر اسمیت ، دادژ، ۱۹۸۳). تحقیقات زیادی نشان می دهند که رفتار اجتماعی نقش قدرتمندی ایفا می کند کودکان محبوب با همسالانشان هماهنگ اندرهبری می کنند و بطور فعال در تعاملات عتیت با همسالانشان شرکت دارند(ماجا دکوری و همکاران، ۱۹۹۴) کودکان محبوب با همسالان خود به صورت با عاطفه دوستانه و باری گرانه ارتباط برقرار می کنند. زمانی که آنها واکنش دوست خود را درک نمی کنند، از او توضیح می خواهند. اگر آنها با همبازی خود در یک بازی مخالف باشند، به جای اینکه تا خرسندی خود را ابراز کننده به او توصیه می کنند در عوض چه کاری می تواند انجام دهد. زمانی که آنها می خواهند وارد یک تیم بازی شوند، رفتار خود را با روند فعالیت اعضای آن تیم تنظیم می کنند (برک ،۱۳۸۶)کودکان طرد شده، در مقابل، دامنه وسیعی از رفتارهای اجتماعی منفی را آشکار می سازند. از میان خصوصیات شناختی که با محبوبیت همراه است می توان مهارتهای نقش بازی کردن و رفتار دوستانه، همدلانه و برونگرایانه را نام برد (رن شاو واشر، ۱۹۸۳)، نقش بازی کردن مستلزم توانایی در تشخیص نیازها و عواطف دوستان و پاسخ متناسب به آن است (کوردک و گرایل، ۱۹۸۲).علاوه بر این، کودکانی که موقعیت اجتماعی بالایی دارند در مقایسه با کودکان نامحبوب دانش اجتماعی بیشتری دارند و طرز درست تعامل با دیگران را می دانند. وقتی که از کودکان پرسیده می شود که مثلا در فلان موقعیت فرضی چه رفتاری خواهند داشت ( وارد شدن به گروه تازه با دیدن کودکی که دیگران مسخره اش می کنند، کودکان محبوب کلاس اول و دوم و سوم، بیش از کودکان غیر محبوب، راه حل هایی ارائه می دهند که فعالانه و جرأت ورزانه و در جهت بهبود در روابط با دیگران است «آشووری شاو، ۱۹۸۱؛ یو تالاز، ۱۹۸۷)کودکان محبوب رفتارشان دوستانه تر است. بیروتگر اترند. در شروع تعامل های اجتماعی و حفظ آن ماهرترند و در مقایسه با کودکان غیر محبوب، مشتاق تر، مفیدتر و مهربانتر تند و بیشتر همکاری می کنند. کودکان مطرود لزوما رفتارشان غیراجتماعی نیست ولی غالا کودکان دیگر سربه سرشان می گذارند یا با آنها شوخی می کنند. اینگونه کودکان غالبا دعوا راه می اندازند، رفتارشان ضداجتماعی و تأمتناسب و ناسازگارانه است (اشر وهیمل، ۱۹۸۱: گانی، ۱۹۷۷) به طور خلاصه واکنش متقابل کودکان غیر محبوب ناسازگارانه و رئیس سایانه است (پوتالاز و گاتمن، ۱۹۸۱).عزت نفس نسیأ بالا در مقایسه با عزت نفس بسیار بالا یا بسیار پایین بیشتر احتمال دارد که از سوی همسالان پذیرفته شود. گزارش های افراطی در مورد عزت نفس ممکن است نادرست باشد. علاوه بر این، کودکانی که خود را بجه های فوق العاده ای می دانند ممکن است متبکر قلمداد شوند و دیگران را از خود برانند (کوک، گولدمن، والزاک، ۱۹۷۸؛ به نقل از کارتلج، ۱۹۸۴). دلایلی که یک کودک می تواند محبوب یا عطرود باشد از فرهنگی به فرهنگ دیگر فرق می کند این مساله در مورد کشور چین که طی دو دهه گذشته نوعی تغییر فرهنگ را تجربه کرده است کاملا مشهود است. یک تحقیق پیمایشی در سال ۱۹۹۰ نشان داد که بچه های خجالتی در شانگهای بر خلاق بچه های آمریکای شمالی در حد کودکان محبوب مورد احترام همسالان و معلمان هستند. وقتی که فرهنگ چینی ها در پاسخ به عوامل درونی و نیز اثرات اقتصادی ناشی از غرب تغییر کرد در میان کودکان، جسارت و خود ابراز بودن ارزشمند تر گردید. تحقیقی در سال ۲۰۰۲ در شانگهای با نمونه مشابه نشان داد که کودکان بیشتر دوست دارند که دوستان خجالتی خود را طرد کنند تا اینکه بید بر نداجن و همکاران، ۱۱۹۹۲ به نقل از برگر، ۱۳۸۸)دمیر(۲۰۰۱) در بررسی رابطه بین هوش هیجانی و روابط دوستانه دانش آموزان ۱۳تا۱۶ساله دریافت افرادی که در روابط دوستانه خود با دیگران سازگاری نشان می دادند. از هوش هیجانی بالایی برخوردارند. این افراد در کمیت روابط دوستانه تعداد دوستان) نیز بالاتر از سایرین بودند، همچنین یک رابطه معنادار بین هوش هیجانی و محبوبیت به دست آمد. افرادی که محبوبشر بودند، از هوش هیجانی بالاتری برخوردار بودند . این افراد روابط دوستانه سازگاری را تجربه کرده و تعداد دوستان بیشتری نیز داشتند. از دیگر یافته های همسو با این پژوهش، میتوان به نتایجی که مالوف. (۱۹۹۸) در بررسی هوش هیجانی و روابط بین فردی به دست آورد، اشاره کرد. وی در یافت افرادی که در هوش هیجانی نمره بالا کسب می کنند، در پاسخهای مشار گنی یا دوستان، ارتباطات عاطفی و رضایت از ارتباط با نزدیکان نیز نمره بالایی می گیرند. از دیگر بافته های همسو با این فرضیه میتوان به نتایجی که هامبورگ. (۱۹۹۰) در پژوهش خود، به دست آورد اشاره کرد. او نشان داد آموزش مهارتهای ارتباطی که زیر مجموعه ای از آموزش مهارتهای زندگی است. سبب بروز رفتارهای اجتماعی مثبت در مدرسه، تعامل اجتماعی مطلوب بین همسالان، افزایش حمایت همسالان و در نهایت افزایش محبوبیت و مقبولیت اجتماعی می شود (هامبورگ ، ۱۹۹۰؛ به نقل از آتش زر، ۱۳۸۴)در تحقیقی که بندورا و همکاران (۱۹۹۶) انجام دادند. آشکار گشت که نوجوانانی که خود اثرمندی تحصیلی و اجتماعی بیشتری دارند، بیشتر مورد پذیرش همسالان خود قرار می گیرند خودکارآمدی اجتماعی در پذیرش همسالان هم تاثیر مستقیم دارد و هم تاثیر غیر مستقیم تاثیر غیر مستقیم آن از طریق رفتارهای مثبت اجتماعی و آرمان های تحصیلی است. از آنجا که خود اثرمندی اجتماعی به ظرفیت ادراک شده برای رابطه با همسالان و مدیریت انواع تعارض های بین فردی اطلاق می شود (بندورا و همکارانف ۱۹۹۶) کودکانی که خود اثرمندی اجتماعی بیشتری دارند در ایجاد روابط اجتماعی موفق ترند. مهارتهای اجتماعی روابط حمایشی را در زمینه های مثبت اجتماعی تقویت می کند و از طریق جهت گیری های مثبت اجتماعی مانند یاری رساندن، سهیم شدن و همکاری کودکان به همسالان خود می پیوندند و همسالان ترجیح می دهند در امور تحصیلی و اجتماعی از آنان پیروی کنند. برعکس اگر کودکان به شیوه ای رفتار کنند که از نظر اجتماعی، بیگانه یا منحرف است، همسالان مکرر آنان را طرد می کنند (بندورا و همکاران ۱۹۹۹)پژوهش ها در ایران نیز نتایج شیئأ مشابهی را نشان می دهند. به عنوان مثال، در تحقیقی که توسط اسلامی علی آبادی (۱۳۷۴) بر روی ۱۷۴ دانش آموز پسر شهر تهران انجام گرفت. نیمرخ رفتاری و تحصیلی دانش آموزان طرد شده از طرف همسالان، با دانش آموزان عادی مقایسه شد. تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که در دو گروه طرد شده و عادی، هم از نظر نیمرخ رفتاری و هم از نظر نیمرخ تحصیلی تفاوت معناداری وجود دارد. یارمحمدیان، مولوی، ایرانپور مبارکه (۱۳۸۲) در پی بررسی رابطه دوستیهای دوجانبه. پذیرش همسالانه خودپنداره و سازگاری اجتماعی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی شهر اصفهان در یافتند که بین پذیرش همسالان و سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر ارتباط معناداری وجود دارد، و هرچه سازگاری اجتماعی فردی بالاتر بود میزان محبوبیت وی نیز در بین همسالان بیشتر بود.در پژوهش طهماسیان (۱۳۸۸) با عنوان تجربه افسردگی و طرد شدگی از سوی همسالان در نوجوانان دارای بیماری مزمن نتایج نشاندهنده طرد شدگی بیشتر نوجوانان مبتلا به بیماری مزمن نسبت به نوجوانان عادی می باشد و همچنین عطرد شدگی از سوی همسالان در پسران مبتلا به بیماری مزمن، بیش از دختران است. به نظر می رسد | توانمندیهای ورزشی و ویژگیهای جسمانی در پسران بیش از دختران حائز اهمیت است. در پسران خوداثر بخشی جسمانی رابطه مستقیمی با طرد شدگی از سوی همسالان دارد در حالی که در دختران خود اثر بخشی هیجانی با طرد شدگی از سوی همسالان مرتبط است (طهماسیان، ۱۳۸۸).در تحقیق دیگری که طهماسیان (۱۳۸۸) برای بررسی خود اترمتندی و طرد همسالان در نوجوانی انجام داد یافته ها بیانگر تاثیر زیاد خود اثر مندی اجتماعی در پذیرش همسالان بود. پژوهش دیگر با نمونه ایرانی توسط شهیم (۱۳۸۵) انجام یافته است. در این پژوهش شهیم به بررسی ارتباط میان پرخاشگری رابطه ای و میزان محبوبیت نزد همسالان پرداخت. یافته ها نشان دادند که بین میزان محبوبیت تزد همسالان و میزان پرخاشگری رابطه ای از نظر همسالان و آموزگاران رابطه وجود دارد کودکانی که پرخاشگری رابطه ای را به کار می برند نزد همسالان محبوب ترند (شهیم، ۱۳۸۵).

مشخصات
  • جنسیت زن
  • وابسته به کلینیک
  • تجارب / مهارت ها
  • دانشگاه دانشگاه فردوسی مشهد
  • رشته تحصیلی روانشناسی تربیتی
  • گواهینامه ها
  • پست های مدیریتی
  • مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد
  • کلمات کلیدی زهره حسن زاده کلاته روانشناس، زهره حسن زاده کلاته مشاور، زهره حسن زاده کلاته روان درمانگر، زهره حسن زاده کلاته روانپزشک، زهره حسن زاده کلاته متخصص اعصاب و روان، زهره حسن زاده کلاته روانسنج
تخصص ها
  • روان‌شناسی تربیتی
تصویر
زهره حسن زاده کلاته
روانشناس بالینی و فردی
(4)

E-Teb.com © Copyright 2016 روانشناس یا روانپزشک. تمامی حقوق محفوظ است.

دکتر - مشاوره خانواده - پزشک - مشاوره آنلاین - شماره دکتر