منو
X

تصویر
شهلا موسوی
روانشناس بالینی و فردی
(5)
آمار این متخصص
(5) رای
60%

دقت

60%

مفید بودن

80%

دانش و مهارت

40%

رفتار بالینی

0%

وقت شناسی

40%

هزینه اقتصادی

توضیحات پروفایل
  

من شهلا موسوی هستم، فارغ التحصیل روانشناسی عمومی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی در سال ۱۳۹۴، پایان نامه ی اینجانب تحت عنوان “نقش واسطه ای راهبردهای حل تعارض زناشویی در ارتباط با هوش هیجانی و جهت گیری مذهبی با رضایت زناشویی” می باشد که در ادامه بخشی از کلیات پژوهشی آن را مطالعه می کنید:

بیان مسأله: رضایت زناشویی حالتی است که طی آن زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس
۱۹۹۱ (. رضامندی زناشویی وضعیتی است که در آن ، شادمانی و رضایت دارند )سینها و ماکرجی ۱
زن و شوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی و رضایت دارند.
۱۹۹۹ (، رض امندی زناشویی را پیامد توافق زناشویی دانسته که رابطه مناسب بین زن و ( بنر و هیل ۲
شوهر را توصیف می کند آنها عنوان می کنند: هنگامی که زن و شوهر به میزان قابل توجهی از
برآورده شدن نیازها و انتظاراتشان در رابطه زناشویی رضایت داشته باشند، رض امندی زناشویی را
۲۰۰۷ ( رض امندی زناشویی عبارت است از: برونداد ( گزارش خواهند کرد . آلوجا، و باریو و گارسیا ۳
ناشی از مجموعه ای از عوامل، نظیر حل تعارض موفقیت آمیز، یا موفقیت در فعالیت های مرتبط با
شادکامی در فرآیند ازدواج است. در واقع، رض امندی زناشویی، یک ارزیابی کلی از وضع فعلی
ارتباط ارائه می دهد. همچنین رضایت زناشویی یکی از گسترده ترین مفاهیم برای تعیین و
نشان دادن میزان شادی و میزان پایداری رابطه است. رضایتمندی و نارضایتی از زندگی زناشویی،
نقش مهمی در سلامت و یا بیماری روانی زوجین ایف ا می کند، برای مثال، نارض امندی زناشویی معمولاً با افسردگی، اختلالات تغذیه، برخی از انواع الکلیسم و نیز بیماری های جسمانی و روانی
همسران همراه است)حیدری، ۱۳۸۹ (. عوامل متعددی در میزان رضایت زوجین نقش دارد. بخش
مهمی از پژوهش ها در زمینه آسیب شناسی و سبب شناسی تعارضات زناشویی و نارضایتی
زناشویی، به عوامل هیجانی نظیر مشکلات و مسائل مربوط به شناخت، مدیریت، ارزیابی و نظارت
.)۲۰۱۳ ، بر هیجان ها و در ارتباط متقابل همسران توجه کرده اند)ضیاء الدین، ۱۳۹۲ ؛ فروین ۴
رابطه تعارض و رضایت زناشویی از پیشینه پژوهشی چندین ساله ای برخوردار است)کلیر، دش و ۲۰۱۱ (. البته تعارض و اختلاف زناشویی به خودی خود پیوند زناشویی را تهدید نمی کند، ، تایلر ۱
، بلکه عواطفی چون یاس، رنجش و بیزاری باعث نارضایتی شده و رابطه را مختل می کند)سیلور ۲
۲۰۱۲ (. وجود یک ازدواج رضایت مندانه، نیازمند تلاقی و تبادل احساسات و عواطف مثبت میان
زوجین است و تشکیل خانواده بهنجار نقش مهمی در سلامت و بهزیستی کل جامعه دارد. از این
رو پژوهشگران بر این عقیده هستند که هوش هیجانی یا حداقل برخی از جنبه های آن ظرفیت
.)۲۰۰۱ ، غنی سازی یک ازدواج سازگارانه و همراه با رضایت مطلوب و با دوام را دارد) فینتس ۳
هوش هیجانی به عنوان مجموعه ای از مهارت ها به ما این توان را می دهد تا از هیجان ها برای
۲۰۰۸ (. در نتیجه راهبرد کلی برای ، سازگاری و انطباق بیشتر استفاده کنیم) مایر، روبرتز و باساد ۴
کارآمد ساختن یک ازدواج میطلبد که هوش هیجانی مشترک میان دو زوج را رشد داده شود و
به این شیوه احتمال تشریک مساعی آن ها را برای حل مسائل خود افزایش داد. به همین منظور
پژوهشگران بر اهمیت هوش هیجانی در شکل گیری روابط صمیمانه تاکید ورزیده اند و این گونه
فکر می کنند که افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند، زندگی زناشویی رضایت
بخش و سعادتمندی هم برخوردار هستند و در این راستا پژوهش های متعددی صورت گرفته ۲۰۰۶ ؛ تیرگری، اصغرنژاد، ، است و نتایج پژوهش های متعدد مویدی بر این مطلب هستند) فابین ۵
بیان راده و عابدین، ۲۰۰۶ ؛ لاوالکار، کالکارنی و جاگتاب ۲۰۱۰،۶ (. بررسی های اسکات و
۲۰۰۱ ( در ۷ مطالعه نشان داد افراد با نمرات بالای هوش هیجانی نمره های بالاتری برای ( مالوف ۷
همدلی، خود کنترلی در موقعیت های اجتماعی، مهارت های اجتماعی، همکاری، ارتباطات
صمیمانه و رضایت زناشویی لذت بخش تر دارند. ازدواج منبع بعضی از عمیق ترین احساسات و هیجانات مانند عشق، نفرت، عصبانیت، ترس، ناراحتی و لذت است، اینکه چه مقدار زن و شوهر
بتوانند این هیجانات قوی را بفهمند، در مورد آنها گفتگو و مدیریت کنند، نقش قاطعی در رضایت
زناشویی آنها بازی می کند، زیرا افرادی که توانایی کنترل هیجانات و احساسات خود را
دارند)خویشتنداری( و بر نحوه ابراز هیجانات خود نسبت به دیگران، خصوصآ همسرانشان تسلط
دارند، مانع از بسیاری از سوءتفاهم ها و تعارضات در روابط زناشویی خود می شوند. در حقیقت
ابراز هیجانات و عواطف نقش عمده ای در زندگی زناشویی دارد. افرادی که از هوش هیجانی بالایی
برخوردار هستند به احتمال زیاد می توانند به گونه ای موثر با گفتگو و صحبت های دقیق و
ظریف عاطفی، مشکلات و اختلاف ها را حل کنند. بنا به نظر فیتنس هوش هیجانی یا برخی از
جنبه های آن، ظرفیت غنی سازی یک ازدواج توام با رضایت و سازگاری مطلوب و با ثبات را دارد،
و افراد دارای هوش هیجانی بالاتر در مقایسه با افراد هوش هیجانی پائین، رضایت زناشویی
بیشتری را تجربه می کنند)فیتنس، ۲۰۰۱ (. در صورتی که یکی از زوجین یا هر دوی آنها کاستی های خاصی در مولفه های سازنده هوش هیجانی خود داشته باشند، احتمال عمیق تر شدن شکاف
های عاطفی بین آنها افزایش خواهد یافت و نهایتآ این وضعیت موجب آسیبپذیری و گسستن
پیوند آنها می شود. در نتیجه، یافتن نشانه های بی کفایتی عاطفه، خطوط فکری یا رفتار
اشتباهی که می تواند زوجین را به سوی جدایی بکشاند، نقش حیاتی هوش هیجانی را در بقای
ازدواج و رضایت زناشویی به اثبات می رساند )گلمن، ۱۹۹۵ (. بُعد دیگری که بر کیفیّت زناشویی
اثر می گذارد، سیستم های ارزشی و عقیدتی همسران و تشابهات و تفاوتهای باورها و ارزش ها
در این زیر نظام زوجی می تواند باشد. پژوهشگران بسیاری بر ارتباط میان مذهبی بودن و رضایت
زناشویی تاکید کرده اند. دالاس و مارش ) ۲۰۰۰ ( با بررسی نقش دین و تجانس مذهبی در بین
زوجین، به این نتیجه رسیدند که مذهب نقش مهمی در رضایت زناشویی دارد. به این ترتیب که
عقاید و اعمال مذهبی از لحاظ درون فردی، فرد را قادر می سازد که از لحاظ فیزیولوژیکی، شناختی و عاطفی خشم خود را کنترل کند و به او کمک می کند که مسئولیت اعمال خود را در
تعارض ها بپذیرد. از لحاظ بین فردی، اعمال مذهبی شرایطی را ایجاد می کند که فرد در هنگام
خشم به خدا توجه کند و حمایتی برای زوجین ایجاد می کند، که از تعارض با یکدیگر اجتناب
کنند، ارتباط با خدا نقشی تعاملی و جبرانی در رابطه با روابط زناشویی دارد. در پژوهش رستمی
بیگ، فلاح چاری و زارعی ) ۲۰۱۴ (، ارتباط بین جهت گیری مذهبی و تعارضات زناشویی زوجین
بررسی شد. نتایج ارتباط معنادار و مثبت بین جهت گیری مذهبی و تعارض زناشویی را نشان داد.
۲۰۰۲ ( بعد از بررسی تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که دین موجب ( ماهانی و دیگران ۱
افزایش مشارکت کلامی، کاهش پرخاشگری کلامی و تعارض زناشویی شده و در نهایت موجب
افزایش رضایتمندی زناشویی می شود. این بدان معناست که فقدان سازمان یافتگی مذهبی و
اغتشاش در جهت گیری مذهبی یکی از ارکان اساسی است که در ایجاد ناخشنودی روابط
زناشویی نقش ایفا می کند و به عبارت دیگر، فقدان سازمان یافتگی و انسجام جهت گیری مذهبی که از آن می توان به عنوان توسعه نایافتگی در لایه های درون روانی سخن گفت، خود یکی از
منابع نارضایتی زناشویی است. اکنون با توجه به نتایج به دست آمده می توان اظهار داشت که
ترکیبی از عناصر جهت گیری مذهبی قادر هستند تا خرسندی و رضایت مندی زناشویی را به نحو
جالب توجهی پیش بینی و تبیین کند.. با توجه به پژوهش های انجام شده در خصوص روابط
همسران، به نظر می رسد که مولفه های هوش هیجانی، جهتگیری مذهبی می توانند در رضایت
زناشویی موثر باشند. اما مطالعهای که نقش واسطهای راهبردهای حلتعارض را بین هوش
هیجانی و جهت گیری مذهبی بارضایت زناشویی انجام دهد یافت نشد. پژوهش حاضر به دنبال
یافتن این سوال است که آیا جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی و هوش هیجانی از طریق کاهش
تعارضات زناشویی، می توانند منجر به رضایت زناشویی در زوجین گردد؟ این بدان معناست که تعارضات زناشویی نقش واسطه ای بین هوش هیجانی و جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی با رضایت زناشویی را ایفا میکند.

اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش: اولین جوانه های بین انسان ها، در حریم خانواده پدیدار می شود و بهترین خاستگاه روابط
سالم، خانه و خانواده می باشد. رابطه خوشایند و آرام بخش زن و شوهر نه تنها مناسب ترین بستر
رشد و شکوفایی و تعالی شخصیت آنها را فراهم می نماید، بلکه چنین رابطه ای از نیازهای ضروری
فرزندان به شمار می رود و به نوبه خود رشد و تعالی آنها بسیار موثر است )منجزی و همکاران،
۱۳۹۰ (. رابطه خوشایند زناشویی بر ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان ها تأثیر می گذارد، سنگ
،)۱۹۹۸ ، زیربنای عملکرد خوب خانواده است و نقش والدینی را تسهیل می کند )مکی و آبرین ۱
، ۱۹۹۵ ( باعث افزایش سلامتی)دمو و آلن ۳ ، عمر زن و شوهر را طولانی کرده )ناکونزی و راجرز ۲
۱۹۹۵ ( می شود. ، ۱۹۹۵ ( و رضایت بیشتر از زندگی)ناک ۵ ، ۱۹۹۶ (، توسعه اقتصادی)داگلاس ۴
علیرغم اینکه ازدواج رضایت بخش یکی از عوامل مهم بهداشت روانی جامعه محسوب می شود، ولی
چنانچه ازدواج و زندگی خانوادگی شرایط نامساعدی برای ارضای نیازهای روانی زوجین ایجاد
کند، نه تنها بهداشت روانی تحقق نمی یابد، بلکه اثرات منفی و گاهی جبران ناپذیر به جا می گذارد
که اختلالات عصبی، افسردگی، و خودکشی از پیامدهای اختلاف خانوادگی می باشد)احمدی،
۱۳۸۲ (. لازمه کمک به زوجین برای حل مشکلات زناشویی، شناخت عوامل و علل موثر بر
نارضایتی و رضایت زناشویی است. رضایت زناشویی تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله نحوه تفکر، ادراک فرد از خود و
دیگران، انتظارات فرد از زندگی، ویژگی های شخصیتی، هیجانی و … قرار دارد )جلالی و جلالوند،
۱۳۸۵ (. با توجه به این که جامعه ایران، جامعه ای مذهبی شناخته می شود پرداختن به اثر باورهای
مذهبی در روابط زناشویی ضروری به نظر می رسد و از آنجا که کمبودهای موجود در کفایت های
عاطفی و هیجانی همسران اثرات نامطلوبی بر زندگی مشترک آنها می گذارد که می توان به
کمبودهایی در توانایی خودآگاهی، خویشتنداری، همدلی و توانایی تسکین دادن یکدیگر منجر
شود؛ اشار نمود )اکبر زاده؛ ۱۳۸۳ (. بنابراین در این مطالعه به نقش راهبردهای حل تعارض و
نقش واسطه ای آن در ارتباط با باورهای مذهبی و هوش هیجانی در رضایت زناشویی پرداخته
خواهد شد تا گام موثری در شناخت بیشتر عوامل موثر در رضایت زناشویی برداشته شود تا به
بهداشت روانی زوجین و خانواده ها کمک شود.

اهداف پژوهش: هدفهای پژوهش حاضر به شرح زیر میباشد: هدف کلی؛ آزمون مدل مفروض رابطهی علی بین تعارضات زناشویی و رضایت زناشویی با میانجیگری هوش هیجانی و جهتگیری مذهبی. اهداف جزئی؛ تعیین رابطه بین تعارضات زناشویی با هوش هیجانی، تعیین رابطه بین تعارضات زناشویی با جهتگیری مذهبی، تعیین رابطه بین رضایت زناشویی با هوش هیجانی، تعیین رابطه رضایت زناشویی با جهتگیری مذهبی.

فرضیه های مستقیم و غیرمستقیم پژوهش: بین تعارض زناشویی و هوش هیجانی ارتباط منفی وجود دارد.، بین تعارض زناشویی و جهتگیری مذهبی درونی ارتباط مثبت وجود دارد.، بین تعارض زناشویی و جهتگیری مذهبی بیرونی ارتباط منفی وجود دارد.، تعارضات زناشویی به صورت غیرمستقیم از طریق هوشهیجانی با رضایت زناشویی رابطه منفی دارد.

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش: رضایت زناشویی؛ تعریف مفهومی: احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر است هنگامی که همه جنبه های ازدواج شان را در نظر می گیرند )سلیمانیان، ۱۳۷۳؛ تعریف عملیاتی: در این مطالعه رضایت زناشویی نمره ای است که فرد در پرسشنامه
رضایت زناشویی انریچ به دست می آورد.

جهتگیری مذهبی: تعریف مفهمومی: آلپورت مذهب را به عنوان فلسفه وحدت بخش زندگی توصیف می
کند و آن را یکی از عوامل بالقوه مهم برای سلامت روان دانسته، او معتقد است نظام ارزشی
مذهبی، بهترین زمینه را برای یک شخصیت سالم آمده می کند)خوانین زاده، اژه ای و
مظاهری، ۱۳۸۴ (. از نظر او مذهب طیفی است که از یکسو برای افراد معنایی ابزاری دارد و از
سوی دیگر نوعی معنا و معنایابی است که خود انگیزه اصلی زندگی است و ارزش درونی دارد و به
دیگر محرکها نیازی ندارد. تعریف عملیاتی: در این پژوهش به طور دقیق و عملی منظور از جهت گیری مذهبی
)درونی و برونی( نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه جهت گیری دینی آلپورت کسب می کند، هوش هیجانی
تعریف مفهمومی: هوش هیجانی با عنوان توانایی بازبینی احساسات و هیجانات خود و
دیگران، تمایز قایل شدن میان آن ها و استفاده از این اطلاعات برای هدایت افکار و اعمال تعریف
.) می شود )مایر و سالوی، ۱۹۹۰
تعریف عملیاتی: در این مطالعه هوش هیجانی نمره ای است که فرد در پرسشنامه هوش
هیجانی بار – آن به دست می آورد.
تعارض زناشویی
تعریف مفهمومی: کنش و واکنش دو فرد که قادر نباشند منظور خود را تفهیم کنند
تعارض نامیده می شود )ویلی، ۲۰۰۰ (، تعارض زناشویی ناشی از واکنش نسبت به تفاوت های فردی
بوده و زمانی که آنقدر شدت یابد که احساس خشم، کینه، نفرت، حسادت و سوءرفتار کلامی و فیزیکی در روابط آنان حاکم شود و به حالت ویرانگر درآید، حالتی غیرعادی دارد. تعریف عملیاتی: در این مطالعه تعارض زناشویی با پرسشنامه تعارضات زناشویی میزان تعارض زناشویی آزمودنی به دست می آید. یعنی نمره ای که فرد این پرسشنامه به دست می آورد. میزان تعارض زناشویی او را نشان می دهد.

 

مشخصات
  • جنسیت زن
  • وابسته به کلینیک
  • تجارب / مهارت ها
  • دانشگاه دانشگاه شهید بهشتی
  • رشته تحصیلی روانشناسی عمومی
  • گواهینامه ها
  • پست های مدیریتی
  • مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد
  • کلمات کلیدی شهلا موسوی روانشناس، شهلا موسوی مشاور، شهلا موسوی روان درمانگر، شهلا موسوی متخصص اعصاب و روان، شهلا موسوی روانپزشک
تخصص ها
  • روانشناسی عمومی
تصویر
شهلا موسوی
روانشناس بالینی و فردی
(5)

E-Teb.com © Copyright 2016 روانشناس یا روانپزشک. تمامی حقوق محفوظ است.

مشاوره خانواده - مشاوره آنلاین