منو
X

تصویر
شهرام واحدی
روانشناس بالینی و فردی
(9)
آمار این متخصص
(9) رای
40%

دقت

50%

مفید بودن

20%

دانش و مهارت

50%

رفتار بالینی

20%

وقت شناسی

20%

هزینه اقتصادی

توضیحات پروفایل
  

شهرام واحدی هستم، فارغ التحصیل روانشناسی تربیتی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه تبریز در سال ۱۳۸۷، پایان نامه ی اینجانب تحت عنوان “تاثیر روش های مختلف آموزش مهرات های اجتماعی بر کاهش پرخاشگری و افزایش مهرات های اجتماعی کودکان پیش دبستانی عادی و پرخاشگری” می باشد که در ادامه بخشی از آن را مطالعه می کنید:

دانشگاه تبریز

دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی

پایان نامه برای دریافت درجه دکتری روان شناسی تربیتی

عنوان:

تاثیر روش های مختلف آموزش مهرات های اجتماعی بر کاهش پرخاشگری و افزایش مهرات های اجتماعی کودکان پیش دبستانی عادی و پرخاشگری

استاد راهنما:

دکتر اسکندر فتحی آذر

استادان مشاور:

دکتر داوود حسینی نسب

دکتر محمد مقدم

پژوهشگر:

شهرام واحدی

اردیبهشت ۱۳۸۷

فهرست مطالب

عنوان

فصل اول: مقدمه و کلیات تحقیق

مقدمه

طرح مسئله

اهمیت و ضرورت تحقیق

اهداف پژوهش

فرضیه های پژوهش

تعاریف مفهومی و عملیاتی

فصل دوم: چارچوب نظری و پیشینه تحقیق

مقدمه

خصوصیات تحولی کودکان پیش دبستانی

توصیف پرخاشگری در مقطع پیش دبستانی

عواملی سبب شناختی/ نگهدارنده

تربیت فرزند، شیوه های فرزند پروری و ابعاد آن

طبقه بندی الگوهای تربیتی فرزندان

تعارض خواهر و بردارها

نظریه های پرخاشگری

مفهوم و تعاریف مهارت های اجتماعی

مبانی نظری آموزش مهارت های اجتماعی

روش های آموزش مهارت های اجتماعی

عوامل موثر بر کفایت اجتماعی

اثر بخشی برنامه های آموزش مهارت های اجتماعی

خلاصه و جمع بندی مبانی نظری و تجربی

مدل پژوهشی اخذ شده انی بر رویکرد ترکیبی چند مدلی اسپنس

فصل سوم روش تحقیق

جامعه، شعوره و روش نمونه گیری

طرح تحقیق

متغیر ها

ابزار های پژوهش

روش اجرا

روش های آماری

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل یافته ها

توصیف داده ها

یافته های فرضیه یک

یافته های فرضیه دو

یافته های فرضیه سه

یافته های فرضیه چهار

یافته های فرضیه پنج

یافته های سوال شش

یافته های فرضیه هفت

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

بحث و نتیجه گیری

محدودیت ها

منابع فارسی و انگلیسی

ضمائم

پرسشنامه پرخاشگری پیش دبستانی

پرسشنامه مهارت های اجتماعی

پرسشنامه شیوه های فرزند پروری

کارت های تصویری

چکیده:

یکی از هدف های مهم آموزش مهارت های اجتماعی، افزایش توانمندی افراد در انجام رفتارهای اجتماعی به شکل ماهرانه می باشد که برای کسب موفقیت در موقعیت های اجتماعی حائز اهمیت اند، هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش مهارت های اجتماعی و روشهای مختلف آن در قالب مدل اسپنس به منظور کاهش پرخاشگری و افزایش مهارت های اجتماعی و تعامل آن با شیوه های فرزند پروری می باشد. طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی و از نوع طرح های عاملی (۲*۵) می باشند آزمودنی ها شامل ۱۴۰ نوآموز شش ساله دوره آمادگی مهد های کودک شهرستان ارومیه بودند (۷۰ نفر کودک عادی و ۷۰ کودک پرخاشگر). در این طرح آزمایشی، آزمودنی ها بوسیله پرسش نامه پرخاشگری، مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی فرم والدین، پرسش نامه شیوه های فرزند پروری و آزمون هوش در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری مورد سنجش قرار گرفتند، به گروه های آزمایشی عادی و پرخاشگر، مهارت اجتماعی در ۱۳ جلسه آموزش داده شد (۱۱ جلسه آموزشی و ۲ جلسه تمرین). یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی به عنوان یک مداخله تربیشی | براساس مدل اسپنس در کاهش پرخاشگری و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان برخاشگر مؤثر بوده است. همچنین روش آموزشی نظم یافته در مقایسه با سایر روش های آموزشی در کاهش میزان پرخاشگری کودکان پرخاشگر و افزایش مهارت های اجتماعی کودکان عادی و پرخاشگر موثرتر بود. بخش دیگری از یافته ها نشان می دهند که تعاملی بین اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی با میزان مهارت های اجتماعی گروه آزمایشی و کنترل تحت شرایط سبک های تربیتی والدین وجود ندارد. شیوه های فرزند پروری والدین کودکانی که پرخاشگری فیزیکی و رابطه ای از خود نشان می دهند. از نوع سهل گیرانه بوده است.

کلید واژه: آموزش مهارت اجتماعی، پرخاشگری، شیوه های فرزند پروری، کودکان پیش دبستانی

فصل اول:

مقدمه :

امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی، بسیاری از افراد، در رویارویی با مسائل زندگی، فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات روزمره و مقتضیات آن آسیب پذیر نموده است، انسان ها برای مقابله موفقیت آمیز با استرس های موقعیت های مختلف و مشکلات زندگی به کارکردهایی نیاز دارند که آنان را در کسب این توانایی تجهیز نماید. بدین علت، در سال های اخیر، توجه روز افزون به مباحث بهداشت روانی ضرورت یافته است و کوشش های بسیاری در زمینه اجرای طرح های مربوط به بهداشت روان شده که عمدتا بر سطح دوم و سوم پیشگیری استوار بوده اند و کمتر به پیشگیری اولیه پرداخته اند. در همین راستا، تلاش های مرتبط با کودکان نیز بیشتر در زمینه ی بهداشت جسمانی بوده و به ابعاد روانی اجتماعی و هیجانی کودکان توجهی نشده است.یکی از نشانه های سلامت روانی وجود ارتباطات اجتماعی است. ماهیت اجتماعی انسان ها ما را وا می دارد تا در جستجوی ایجاد روابط بین فردی با دیگران برآییم، پژوهش های علمی بی شماری نشان داده اند که پیوند های اجتماعی و حمایت های عاطفی از طرف دیگران فشارهای زندگی را تحمل پذیر می نماید. پژوهشها نمایانگر این نکته است که افرادی که پیوند های اجتماعی گسترده تری دارند، بیش از کسانی که از حمایت اجتماعی کمتری برخوردارند، دارای سلامت روان هستند و کمتر از دیگران گرفتار بیماری های روانی و جسمانی می گردند. اما متأسفانه افرادی هستند که در کل نمی توانند با نمی دانند که چگونه ارتباط اجتماعی و روابط صمیمی برقرار نمایند. این افراد، پرخاشگر و یا منزوی و گوشه گیر بوده و جهت برقراری یک رابطه سالم اجتماعی نیازمند یادگیری مهارت های اجتماعی می باشند. بنابراین فراگیری کفایت های متناسب با سن، نه تنها برای سازگاری کودکان در سنین پایین حیاتی است، بلکه به عنوان مبنای ضروری برای بدست آوردن شایستگی ها و توانایی های بعدی رشد، الزامی می باشد (رایینکه و داتیلییو، ۱۳۸۰). نظام آموزش و پرورش هر کشور مجموعه تدابیر سازمان یافته ای است که امکانات بالقوه ادمیان را تحقق می بخشد و شرایط مناسبی را در قالب برنامه ها و فرصت های آموزشی در اختیار فراگیران قرار می دهد تا امکان آشنا شدن با سرمایه های فرهنگی و تجربیات پیشینیان را پیدا کنند.انتظار عموم از آموزش و پرورش در مرحله اول تربیت فراگیرانی است که در جامعه درست زندگی کنند و بتوانند مناسبت های اجتماعی شان را سازماندهی کنند و هنجار شکتی نکنند تعداد افرادی که در تعامل با دیگران فاقد مهارت های ارتباطی هستند و قادر به تصمیم گیری برای مسائل روزمره خود نیستند، همه این مسابل باعث افزایش شیوع اضطراب و انزوای اجتماعی می شود و این مشکلات نیز به نوبه خود منجر به طرد افراد از اجتماع و تکرار چرخه ی معبود خواهد بود، همانطور که عدم موفقیت در کسب مهارت های تحصیلی مانع یادگیری می شود، رفتار و مهارت های اجتماعی نامناسه، منجر به مشکلات متنوع رفتاری (پرخاشگری) خواهد شد. از طرفی دیگر مدرسه از جمله موسساتی است که با طراحی مداخله های مبتنی بر مدرسه می تواند به ایجاد رفتارهای بهنجار و منطبق با اعتقادات اجتماعی در فراگیران کمک نموده و قرایند جامعه پذیری را در آنها تسهیل نماید. از آنجا که آموزش دوره پیش دبستانی بعنوان میناء و اصل کلیه آموزش ها مطرح گردیده و پایه مهمی برای سایر دوره ها محسوب می شود و همچنین در مطالعات گسترده علمی نشان داده شده است که شش سال اول زندگی کودک از لحاظ رشد هوش و خلاقیت و شکل گیری شخصیت دورانی سرنوشت ساز می باشد. به همین لحاظ از اهمیت ویژه ای برخوردار است.بسیاری از کودکان پرخاشگر در مهارت های اجتماعی یعنی حل مساله، همدانی، نحوه ارتباط وحل تعارض کمبود هایی دارند. در واقع این کودکان برای ارائه پاسخهای منطقی، مهارت های رفتاری مورد نیاز را ندارند. علاوه بر این، الگو های خانوادگی با رفتار پرخاشگرانه ارتباط دارد محققان بسیاری تفاوت هایی را در الگوهای خانوادگی مشخص کرده اند. پاترسون و رید ( به نقل از توزجانی و همکاران، ۱۳۸۱) خاطر نشان ساختند که خانواده هایی که کودکان پرخاشگر دارند، تعامل خانواده بیشتر بصورت منفی و خصمانه می باشد. کودکان، رفتارهای تحریک کننده و آزار دهنده ی بیشتری نسبت به والدین شان اعمال می کنند، والدین نیز با روش های کنترلی آزاردهنده به آنان پاسخ می دهند. در نتیجه روش های تعاملی زورگویانه ای پدید می آید، به گونه ای که اعضای خانواده تلاش می کنند با کنترل سرکوب گرایانه دیگران را تحت تأثیر قرار دهند.با این که پرخاشگری پدیده ای جدید نیست، اما امروزه موضوعات زیادی در این خصوص در مجلات تخصصی، روزنامه ها و کتاب ها بیش از گذشته به چشم می خورد. علی رغم اینکه ۱۵ درصد از کودکان در مدارس گرفتار پرخاشگری هستند، اطلاعات مدتی در مورد پرخاشگری و علت آن در اختیار والدین و اولیای مدارس قرار نگرفته است. به غیر از ۱۵ درصد کودکانی که قربانی خشونت و پرخاشگری هستند، کودکان دیگری نیز وجود دارند که از رویارویی با کودکان فلدر وحشت دارند. این کودکان نیز جزو قربانیان ناشناخته خشونت به شمار می آیند (مک نامارا و مک نامارا، ۱۳۷۸) هر چند که برخی اطلاعات بیانگر کاهش خشونت در بین کودکان و نوجوانان در طی دهه های گذشته است، اما میزان شیوع پرخاشگری بلور هشدار دهنده بالا است (۱۰ درصد یا بیشتر) (لاوت و شیفلد، ۲۰۰۶). بنابراین، پرخاشگری کودکان یکی از مهمترین مسائل اجتماعی در نظام آموزشی به شمار می آید ( دوین و همکاران، ۲۰۰۴) به عبارتی، پژوهش های انجام گرفته بیانگر این است که رفتار پرخاشگرانه ی دوران کودکی، پیش بینی کننده بزهکاری، مصرف مواد، افسردگی و افت تحصیلی در آینده می باشد (کارینز و فکرمن؛ به نقل از فری، ۲۰۰۰). همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می دهد رفتار ضل اجتماعی دوران خردسالی با ناتوانی های دوران بزرگسالی همپوشانی دارد ،یکی از دلایل شیوع خشونت و پرخاشگری فراوان در بین کودکان و نوجوانان، فقدان روش های مؤثر درمان آنها است. اگر چه دهها برنامه درمانی برای اینگونه رفتارها وجود دارد، کونر (به نقل از لاوت وشیفلد، ۲۰۰۶) به این نتیجه رسید که درمان های عاطفی فقط ۱۲ الی ۲۵ درصد علایم بیماری را کاهش می دهد. کاردین (۲۰۰۱) متذکر شد که روش های درمانی بسیار مؤثر، به حد کافی مطالعه نشده اند تا اثربخشی دراز مدت أنها بطور مطمئن معلوم شود. مسأله این است که آیا پرخاشگری قابل درمان است یا خیر؟ مولر (۲۰۰۱) اظهار داشت که برای درک بهتر فرایند های روانشناختی دخیل در پرخاشگری کودکان و نوجوانان توسعه برنامه های مداخله ای آزمایشی ضروری است”. در این راستا مداخله های روانی تربیتی مختلفی برای کودکان، جهت ارتقا رشد اخلاقی، روانی و اجتماعی طراحی و تدوین شده است. برنامه ی آموزش مهارت های اجتماعی در دوره ی پیش از دبستان یکی از برنامه های مهمی است که در سطح پیشگیری اولیه بر افزایش و تقویت توانایی های روانی اجتماعی کودکان تاکید دارد (غیاث فخری و بینا زاده ۱۳۸۴)برای استفاده از هر نوع مداخله ی تربیتی درمانی برای کاهش اختلال، به ویژگی های شناختی کودکان، چگونگی اثربخش بودن روش های این نوع مداخله و سبک های تربیتی خانواده و تعامل این ویژگی ها با اثربخشی روش های آموزشی مداخله ها باید دقت کرد.

طرح مساله :

یکی از مهمترین وظایف آموزش و پرورش هر کشور، آماده کردن تمامی دانش آموزان به خصوص کودکان پیش دبستانی به جامعه ی فردا است. بخشی از افراد جامعه را کودکان عادی و بخشی را کودکان دارای اختلال پرخاشگری تشکیل می دهند که اینان در جامعه امروز و فردا با مسایل متعددی برخورد خواهند کرد و در حل آن مسایل با مشکلاتی روبرو خواهند شد. وظیقه مدرسه، خانواده و همه متخصصان امر، یاری رسانیدن به این کودکان و تسهیل اجتماعی شدن آنها است. به عبارت دیگر، کودک در جریان جامعه پذیری هنجارها، مهارتها، انگیزه ها نگرش ها، رفتارها و مهارت های اجتماعی را کسب می کنند. در واقع رشد مهارت های اجتماعی، بخشی از جریان اجتماعی شدن جامعه پذیری فرد است. فهادهای اجتماعی و عملکرد آنها عامل موثری در چگونگی اجتماعی شدن کودکان و نحوه بر عهده گرفتن نقش های حال و آینده آنان است. طبعه نهادهای اجتماعی به تدریج و در سنین بالاتر تأثیر مستقیم خود را بر افراد به جای می گذارند. بنابراین کسب مهارت های اجتماعی یکی از عناصر اساسی اجتماعی شدن أدسی در کلیه فرهنگها به حساب می آید. به دلیل پیچیدگی جریان اجتماعی و عوامل گوناگون موئر به آن، آموزش مهارت های اجتماعی نیز باید در جامعیت خود و با توجه به همه عواملی که در شکل گیری این مهارت موثر است انجام شود. به همین خاطر در دو سه دهه اخیر است که این موضوع مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است.اگرچه پرورش مهارت های اجتماعی و دانش های مربوط به آن سال های اول رشد خود را می گذارند. اما امروزه کانون عطف بسیاری از تحقیقات بوده است. با این وجود، اکنون آموزش مهارت های اجتماعی به صورت یکی از ابعاد جدید آموزش و پرورش همگانی و تعلیم و تربیت ویژه در آمده است.برنامه ی آموزش مهارت های اجتماعی بر اساس ارتقای بهداشت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی نهیه و تدارک دیده شده است. فرض زیر بنایی برای طراحی این برنامه، پژوهش های انجام شده در مورد آسیب های روانی و اجتماعی می باشد. بسیاری از پژوهش ها نشان داده اند که بیشتر مشکلات و اختلالات روانی عاطفی، ریشه های روانی اجتماعی دارند. به عنوان مثال، بین سوء مصرف مواد و تقدان مهارت های ارتباطی رابطه ی زیادی وجود دارد. در این راستا، برنامه آموزشی مهارتهای اجتماعی یکی از برنامه های معتبری است که در سطح پیشگیری اولیه بر افزایش و تقویت توانایی های روانی اجتماعی افراد تأکید دارد. یکی از مسائل مهمی که پژوهش حاضر آن را دنبال می کند این است که آیا آموزش مهارت های اجتماعی، کفایت اجتماعی کودکان عادی را ارتقاء می دهد یا نه؟شواهد بدست آمده نشان می دهند به غیر از کودکان عادی، کودکان پرخاشگر نیز به دلیل کمبود مهارت های اجتماعی با مشکلاتی فراوانی روبرو هستند ( ایوان و شورت، به نقل از امین بیگی، ۱۳۷۷) پژوهش ها نشان می دهد که معلمان و مربیان مقدار قابل توجهی از وقت و انرژی خود را صرف میانجی گری بین نزاعهای دانش آموزان می کنند (جانسون و جانسون ، ۱۹۹۶). اغلبی تعارض های دانش آموزان به رفتار های پرخاشگرانه و عنادورزی نسبت به بزرگسالان و همسالان منتهی می شود. چنین رفتار هایی، محیط یادگیری را مختل می کند و در آینده منجر به اختلالات رفتاری، مصرف مواد و افت تحصیلی می شود (کویی و همکاران، ۱۹۹۲) . علاوه بر این، این کودکان به نشانه های اجتماعی مربوط حساس نیستند، در موقعیت های تعارض آمیز نیت خصمانه دارند و به نقاط منفی موضوع توجه بیشتری می کنند. آنها در خواندن نشانه های هیجانی در دیدگاه طرف مقابل و مدیریت خشم مشکل دارند ( هودلی و گرهام ۱۹۹۳) و در قیاس با همسالان غیر پرخاشگر واکنش های ناشایست و پرخاشگرانه ی را سینه به مسایل اجتماعی نشان می دهند و راه حل های پرخاشگرانه تری برای کسب پیامد های مثبت اختیار می کنند (روبین و همکاران، ۱۹۹۸). بنابراین می توان گفت امروزه پرخاشگری کودکان و نوجوانان به یکی از مهمترین مسایل اجتماعی تبدیل شده است (همان منبع)همچنین رفتارهای پرخاشگرانه ای که تا سالهای ابتدایی پایدار می مانند ( کوی و دوج، ۱۹۹۷: کازدین، لاچین و لنهارت، به نقل از کارینتر، ۲۰۰۰ ) ثبات خودش را تا نوجوانی و بزرگسالی حفظ می نماید (فارینگتن ۱۹۹۰) اولیویوس (به نقل از کارپنتر، ۲۰۰۰) معتقد است پرخاشگری مانند سازه هوش در طی زمان نسبتا ثابت می ماند. علاوه براین، رفتارهای پرخاشگرانه ی که در اوایل دوران رشد آشکار می شوند پیش بینی کننده آسیب شناسی روانی کودکی اختلال بی اعتنایی مقابله ای و اختلال سلوک و توره بزرگسالی اختلال شخصیت ضد اجتماعی است. از این رو، شروع زودرس پرخاشگری با مشکلات روان شناختی زیادی رابطه دارد. به سخن دیگر، کودکانی که در اوایل دوره ابتدایی در سیر تحولی پرخاشگری نشان می دهند. این مسأله ممکن است در دوره نوجوانی و بزرگسالی به رفتار مجرمانه منتهی می شود (لوبر ، ۱۹۹۰)، همچنین پرخاشگری دوران کودکی پیش بینی کننده سوء مصرف ماری جوانا، بیکاری، خشونت، سیگار کشیدن، مجرمیت در بزرگسالی است (فارینگتن، ۱۹۹۰).با توجه به سوابق نظری و پژوهشی می توان گفت: عوامل بسیار متعددی در بروز رفتار های پرخاشگرانه تأثیر دارند. در پژوهش های اخیر، به آن دسته از مهارت های اجتماعی که در مقطع پیش دبستانی کسب می شوند و با رفتار پرخاشگرانه ارتباط دارند عنایت شده است. نتایج این پژوهش ها را می توان به شرح زیر خلاصه کرد: اولا پایین بودن هوش و مشکلات توجهی و مشکلات تحصیلی پسران رابطه مثبتی با پرخاشگری دارد. به عبارت دیگره پسر هایی که از لحاظ توانایی های هوشی در سطح پایین بوده اند و مهارت های توجهی و تحصیلی ناکافی داشتند، پرخاشگری بیشتری داشته اند. با بالا رفتن سن کودکان ، مهارت های اجتماعی – شناختی آنها بدلیل تست یابی به آینده نگری و راه حل های متفاوت برای حل یک مشکل اجتماعی افزایش می باید درمانی برخلاف پژوهش های قبلی، گره (به نقل از شرودر۱۳۸۴ ) در مقایسه پسران پیش دبستانی پرخاشگر و غیر پرخاشگر نشان داد که پسران پرخاشگر، راه حل های بیشتری برای مشکلات فرعی میان فردی می یافتند، ولی راه حل های آنها عمدتا پرخاشگرانه بودند، پسران پرخاشگر به تعاملات اجتماعی برخاشگرانه بیشتر توجه می کردند. او نتیجه گرفت که این نوع توجه، بر نوع اطلاعات اجتماعی که این دسته از کودکان دریافت می کردند و در حافظه خود نگه می داشتند، تاثیر می گذارد. به همین خاطر، این کودکان روز به روز خصومت بیشتری در دنیای اجتماعی می بینند و بیش از پیش بر جنبه های خصمانه و پرخاشگرانه محیط و تعاملات خود تمرکز می کنند.علاوه بر عوامل فردی، یکی دیگر از متغیرهای مهم، متغیر های خانوادگی شیوه های فرزند پروری است. و این باور ک والدین نقش موثری در تعیین رفتار کودکان خود دارند، عقیده ی تازه نیست. برای مثال، بامریند ( به نقل از کازاس و همکاران، ۲۰۰۶) روش های متعدد فرزند پروری را شناسایی کرد که با رفتارهای متفاوت کودکان و از جمله پرخاشگری) ارتباط داشتند. این روش ها شامل سهل گیری و تنبیه کردن و استبدادی) می باشند، بچه های والدین سهل گیر معمولا پرخاشگر می شوند، علاوه براین، پدر و مادر هایی که فرزندشان را تنبیه می کند نیز بچه های پرخاشگری دارند. بیشترین پرخاشگری نیز به کودکانی تعلق دارد که پدر و مادر به طور همزمان آنان را تنبیه کنند و سهل گیر می باشند. اگر پدر و مادر ها اجازه بدهند فرزند آنها تکانه های پرخاشگرانه اش را تخلیه کنده فرزندشان تصور خواهد کرد این کار مقبول و پسندیده ای است. اگر هم فرزند خود را شدیدا تنبیه کنند ناکامی و عصبانیتی را در او ایجاد می کنند که خودش زمینه ساز پرخاشگری بیشتر می شود. پدر و مادر ها أغلمبه رفتار فرزند پرخاشگر را به خوبی زیر نظر نمی گیرند و نظارت تربیتی یکنواختی بر وی ندارند. این پدر و مادر ها برای هر تخلفی فرزندشان را تنبیه بدنی می کند و پیش بینی دردسرهای بیشتری را از سوی فرزندشان دارند (کاپلان و همکارانه ۱۳۸۱). تحقیق بین فرهنگی که توسط هارت و همکاران به نقل از کازاس و همکاران، ۲۰۰۶) در مورد ابعاد روش های فرزند پروری والدین و پرخاشگری کودکان پیش دبستانی در روسیه انجام گرفت، بیانگر این است که اجبار پدر و مادر و مخصوصا بی مسئولیتی مادران با پرخاشگری رابطه داشت.با این وجود، به سبب مشکلات مربوط به پرخاشگری دوران کودکی، توسعه و ارزیابی درمان های کاهش پرخاشگری نیازی ضروری است. با عنایت به شروع زودرس و بی ثباتی پرخاشگری و دوره سنی که پرخاشگری کمتر پایدار و مستعد تغییر یافتن است، ارتقای توانمندی های روانی اجتماعی کودکان پرخاشگر در سال های پیش دبستانی کاملا حیاتی است. با این که تعداد زیادی از تحقیقات به عوامل مؤثر در پرخاشگری و تبعات منفی آن اشاره کرده اند، محدودیت عمده أنها این است که اثربخشی مداخله های روانی – تربیتی را در دوره پیش دبستانی کمتر مطالعه کرده اند و (کارپنتر، ۲۰۰۰). دنیس و همکاران (۲۰۰۴) در فراتحلیل خود اشاره نموده اند که اکثر محققان اثرات مداخله های شناختی رفتاری (مهارت های اجتماعی) را بر کاهش پرخاشگری افراد سئین ۸-۱۸ ساله مورد مطالعه قرار داده اند و کمتر این نوع مداخله ها را مقطع پیش دبستانی بررسی نموده اند. بنابراین حائز اهمیت است که درمان های موثری برای کاهش دادن فراوانی و شدت رفتار پرخاشگرانه کودکان این گروه سنی طرح ریزی

مشخصات
  • جنسیت مرد
  • وابسته به کلینیک
  • تجارب / مهارت ها
  • دانشگاه دانشگاه تبریز
  • رشته تحصیلی روانشناسی تربیتی
  • گواهینامه ها
  • پست های مدیریتی
  • مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد
  • کلمات کلیدی شهرام واحدی روانشناس، شهرام واحدی مشاور، شهرام واحدی روان درمانگر، شهرام واحدی روانپزشک، شهرام واحدی متخصص اعصاب و روان، شهرام واحدی روانسنج
تخصص ها
  • روان‌شناسی تربیتی
تصویر
شهرام واحدی
روانشناس بالینی و فردی
(9)

E-Teb.com © Copyright 2016 روانشناس یا روانپزشک. تمامی حقوق محفوظ است.

دکتر - مشاوره خانواده - پزشک - مشاوره آنلاین - شماره دکتر