منو
X

تصویر
بی بی زهرا رضوی
روانشناس بالینی و فردی
(3)
ویدیوی آموزشی روانشناسی
آپلود شده کاربران
آمار این متخصص
(3) رای
60%

دقت

0%

مفید بودن

80%

دانش و مهارت

0%

رفتار بالینی

60%

وقت شناسی

0%

هزینه اقتصادی

توضیحات پروفایل
  

بی بی زهرا رضوی هستم، فارغ التحصیل روانشناسی تربیتی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد در سال ۱۳۹۵، پایان نامه ی اینجانب تحت عنوان “تاثیر آموزش تفکر منطقی-هیجانی بر بهداشت روانی دانش آموزان دبستانی” می باشد که در ادامه بخشی از آن را مطالعه می کنید:

دانشگاه فردوسی مشهد

دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی

پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته روان شناسی تربیتی

عنوان:

تاثیر آموزش تفکر منطقی- هیجانی بر بهداشت روانی دانش آموزان دبستانی

استاد راهنما:

دکتر سید امیر امین یزدی

استاد مشاور:

دکتر جواد صالحی فدری

پژوهشگر:

بی بی زهرا رضوی

تابستان ۱۳۹۵

فهرست مطالب

عنوان

فصل اول: مقدمه پژوهش

بیان مساله

اهمیت ضرورت پژوهش

اهداف پژوهش

فرضیه های پژوهش

تعریف اصطلاحات، مفاهیم کلیدی و متغیرها

تعاریف نظری

تعاریف عملیاتی

فصل دوم: پیشینه پژوهش

پیشینه نظری

کودکان و نوجوانان: مشکلات رفتاری- هیجانی

رویکردهای درمان مسایل کودکان و نوجوانان

رویکردهای روان پویشی

رویکردهای اداری

رویکردهای شخص محور

رویکردهای رفتاری

رویکردهای واقعیت درمانی

رویکردهای سیستمی – خانواده درمانی

رویکردهای شناختی رفتاری درمان عقلانی هیجانی- رفتاری

رفتار درمانی عقلانی هیجانی (REBT) آلبرت الیس

مبانی آموزش تفکر منطقی هیجانی مبتنی بر نظریه آلبرت الیس

رهنمودها و روش مواجهه و درمان البرت الیس

تفاوت بین مفاهیم و آموزه های تفکر منطقی هیجانی با عناوین مشابه اش

آموزش تفکر منفی هیجانی ( REE) برای کودکان و نوجوانان

اثربخشی رفتار درمانی عقلانی- هیجانی

پیشینه عملی پژوهش های داخلی و خارجی انجام شده

پژوهش های مربوط به تفکر و باورهای منطقی و غیر منطقی

پژوهش های مربوط به آموزش های مبتنی بر رویکرد REBT

پژوهش های مربوط به سلامت روان، عزت نفس و مشکلات رفتاری هیجانی

پژوهش های تلفیقی

مدل نظری تحقیق

فصل سوم: روش پژوهش

روش پژوهش

جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری

جامعه آماری

حجم نمونه و روش نمونه گیری

متغیرهای پژوهش ابزار تحقیق

ابزار ارزیابی باورهای غیر منطقی کودکان

مراحل تهیه مقیاس باورهای غیر منطقی کودکان

ابزار ارزیابی عزت نفس کودکان

ابزار ارزیابی مشکلات رفتاری- هیجانی کودکان

ارزیابی بهداشت روان

شیوه اجرای پژوهش

برنامه مداخله روش تجزیه تحلیل داده ها

فصل چهارم: یافته های پژوهش

بررسی جمعیت شناختی

بیان تحلیل های مورد استفاده

فرضیه های پژوهش

فرضیه ی اصلی پژوهش

فرضیه های فرعی پژوهش

بررسی توصیفی و استنباطی فرضیه ها

فرضیه اول پژوهش

فرضیه دوم پژوهش

فرضیه سوم پژوهش

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

بحث و نتیجه گیری فرضیه ها

بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیه اول

بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیه دوم

بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیه سوم

نتیجه گیری نهایی

محدودیت های پژوهش

پیشنهادات

منابع

پیوست ها

چکیده:

پژوهش حاضر با هدف افزایش بهداشت روانی دانش آموزان دبستانی از طریق مداخله آموزشی تفکر منطقی هیجانی (REE) مبتنی بر رفتار درمانی عقلانی هیجانی آلبرت الیس (REBT) انجام گردید. این پژوهش، کاربردی و از نوع شبه آزمایشی بوده و جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر ناحیه شش مشهد که در پایه پنجم دبستان بودند میشد. نمونه پژوهش به صورت در دسترس، و به تعداد ۵۱ نفر انتخاب شدند که در سه گروه آزمایش، مداخله نما و کنترل به طور تصادفی قرار گرفتند. مدت مداخله آموزشی برای گروه آزمایشی ۱۱ جلسه ۱ تا ۵/ ۱ ساعته بود. در این پژوهش، بهداشت روان، در سه بعد شناختی، هیجانی و رفتاری تعریف و از ابزارهای باورهای غیر منطقی کودکان، عزت نفس پوپ و سیاهه رفتاری آخن باخ برای ارزیابی آن استفاده گردید. یافته های به دست آمده، بیانگر این است که بهداشت روان دانش آموزان گروه آزمایش، پس از مداخله آموزشی فقط در بعد شناختی رشد معناداری داشته، یعنی باورهای غیر منطقی ایشان نسبت به قبل از مداخله کاهش معناداری پیدا کرد. اما در ابعاد هیجانی و رفتاری تغییر مطلوب و معناداری مشاهده نشد، یعنی نمرات عزت نفس و مشکلات رفتاری – هیجانی پس از مداخله تغییر مطلوب و معناداری پیدا نکردند.

کلمات کلیدی: بهداشت روانی کودکان، آموزش تفکر منطقی – هیجانی (REE)، رفتار درمانی عقلانی هیجانی (REBT)، باورهای غیر منطقی.

فصل اول: مقدمه پژوهش

در این فصل مقدمات لازم برای یک پژوهش بیان گردیده است. ابتدا به بیان مساله و اهمیت ضرورت پرداختن به موضوع پژوهش همت گمارده و مستندات علمی لازم ارایه گردیده است. سپس اهداف و فرضیه های پژوهش بیان شده است. و در انتهای فصل توضیحی در مورد متغیرها و تعاریف نظری و عملیاتی آنها آمده است.

بیان مساله

از آنجا که انسان ها در برخورد با چالش ها و مشکلات روزمره، براساس ویژگی های روانی خود برخورد می کنند، بنابراین هر چه از سلامت روانی بیشتری برخوردار باشند، به یقین آسیب پذیری کمتری خواهند داشت. سلامت روان از آن جهت که رابطه مستقیمی با عملکرد فردی، اجتماعی و آسیب های روانی، اجتماعی دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است أفتحی، کبیری، ۱۳۹۰)، وجود بیماری ها و مشکلات روانی در سطح جوامع، نشان از تهدیدی جدی برای سلامت روان همه افراد جامعه می باشد. اختلالات روانی و مشکلات مربوط به سلامت روان با ایجاد هزینه های مستقیم ( بار مالی اقدامات تشخیصی، درمانی، بازتوانی و پیشگیری و هزینه های غیرمستقیم (کاهش توان فردی، کاهش نیروی مولد جامعه، بار خانوادگی اثرات زیان باری پر جامعه می گذارند ( ناصحی، ۱۳۹۰).براساس گزارشی که موری و لوپز (۱۹۹۶) تهیه کردند و با استناد به گزارش سازمان جهانی بهداشت (WHO) تا سال ۲۰۲۰، بیماری های روانی، در زمره ی بیماری های اصلی و ناتوان کننده قرار خواهند گرفت (به نقل از صابری، ۱۳۸۷). طبق برآوردهای سازمان جهانی بهداشت میزان شیوع اختلال های روانی در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش است ( محمدزاده شبستری، ۱۳۹۰). گزارش ها و آمارهای پژوهشی در حوزه سلامت روان در داخل کشور نیز هم سو با گزارش – های جهانی می باشد. ارزیابی پژوهش های مختلف همه گیر شناسی اختلال های روانی در مناطق مختلف کشور، در سه دهه اخیر، نشان دهنده وضعیت نامناسبی در حوزه سلامت روان عموم جامعه می باشد (ناصحی، ۱۳۹۰، ضیاء الدینی و همکاران ۱۳۸۴؛ خسروی، ۱۳۸۱؛ امیدی و همکاران، ۱۳۸۲؛ خدابخشی، کولایی، ۱۳۸۱ و یعقوبی و همکاران، ۱۳۷۴)در ادامه به مواردی از این پژوهش ها در سه دهه اخیر اشاره می گردد. طبق یافته های پژوهش شمس علیزاده و همکاران (۱۳۸۰) میزان شیوع اختلال های روانی در افراد بالای ۱۵ سال در یکی از روستاهای استان تهران ۴/۲۶ ٪ به دست آمده است. در مطالعات و بررسی های همه گیر شناسی انجام شده در ایران (۱۳۷۸) شیوع اختلال های روانی در جمعیت بالای ۱۵ سال کشور ۲۱ درصد برآورد شده است (نور بالا و همکاران، ۱۳۷۸). بر اساس پژوهش ناصحی (۱۳۹۰) بار بیماری های روانی در پژوهش های اخیر پس از حوادث غیر عمدی به طور مشترک با بیماری های قلبی عروقی جایگاه دوم را به خود اختصاص داده است. در مطالعه ملی بار بیماری ها و آسیب ها در ایران که در سال ۱۳۸۲ انجام شد. نتایج از این قرار بود که در محاسبه بار بیماریها (یا سال های از دست رفته عمر و سال های طی شده با ناتوانی بیماری های روانی و اختلال های رفتاری بعد از حوادث عمدی و غیر عمدی رتبه دوم بار بیماری ها در هر دو جنس و در همه سنین را به خود اختصاص داده بود (نقوی و همکاران، ۱۳۸۲). نور بالا با استناد به تحقیقات انجام شده طی سال های ۷۸ و ۸۷ بیان می کند که میزان شیوع اختلال های روانی در میان ایرانیان در فاصله ۹ سال، ۶۰ درصد افزایش پیدا کرده و به اندکی بیش از ۳۴ درصد رسیده است، این آمار و ارقام نشان دهنده آن است که به تدریج اختلال های روانی رتبه نخست را در میان بیماری های مردم ایران به خود اختصاص خواهد داد.بنابراین، در این میان کودکان و نوجوانان نیز از وضعیت مناسبی در زمینه بهداشت و سلامت روان برخوردار نیستند. در همین راستا بیابانگرد و جوادی (۱۳۸۳) میزان سلامت روانشناختی نوجوانان و جوانان ۱۵ تا ۳۰ ساله تهرانی را ۳ / ۲۹ % ارزیابی کردند. همچنین صابری (۱۳۸۷) در پژوهش خود میزان شیوع اختلالات رفتاری و عاطفی در بین کودکان مقطع ابتدایی را ۲۹ / ۳۴ ٪ ارزیابی کرده است. تحقیقات دهه ی اخیر حاکی از شیوع ۲۰ درصدی اختلالات روانی مانند انواع و اقسام اختلالات ارتباطی، پرخاشگری و افسردگی میان کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال ایرانی است. گزارش پژوهش ها در حوزه بهداشت و سلامت روان کودکان و نوجوانان، حاکی از آن است که وضعیت خوبی در این حوزه مشاهده نمی شود به طوری که حدود بیست درصد دانش آموزان دچار مشکلات مربوط به سلامت روان می باشند (محمدزاده شبستری، ۱۳۹۰). و با توجه به پژوهش های دهه ی اخیر، به نظر می رسد جامعه سازان آینده بیش از پیش دچار مشکلات و اختلالات روانی اند، و این در حالی است که هنوز با مشکلات جدی زندگی بزرگسالی و شرایط بغرنج اقتصادی و مسئولیتهای کوچک و بزرگ مواجه نشده اند و در صورت ادامه این وضعیت این سوال مطرح می گردد که قدرت مقابله این نسل با مسائل و مشکلات در دوران جوانی و بزرگسالی چقدر خواهد بود؟! و این نسل با این سطح از سلامت روان چقدر می تواند به عنوان بخش فعال و سازنده جامعه، ایفای نقش کند؟! نتایج حاصل از این مطالعات تلاش بیشتر و عمیق تری را از متخصصین و مسئولان حوزه سلامت و بهداشت روان کشور برای بهبود اوضاع می طلبد. مطمئنا برای پایین آوردن آمار اختلالات و مشکلات روانشناختی در جوانی و بزرگسالی و بهبود سلامت روان افراد جامعه باید استفاده از اقدامات پیشگیرانه در سنین پایین تر یعنی کودکی و نوجوانی را با جدیت بیشتری پیگیری کرد و این نکته روشن کننده اهمیت و لزوم مطالعات و پژوهش هایی است که در حوزه سلامت روان کودکان و نوجوانان می تواند انجام پذیرد.در اهمیت و نقش سلامت در ارتقاء و رشد همه جانبه ی یک جامعه می توان اینگونه گفت که محور توسعه پایدار انسان سالم است (به نقل از مرندی، ۱۳۹۰). ضیاالدینی (۱۳۸۶) معتقد است که تعلیم و تربیت و بهداشت بر یکدیگر ائر متقابل دارند و بهداشت یکی از مهمترین شاخص های توسعه در جریان آموزش و پرورش است از این رو دانش آموزان نیاز دارند در این زمینه آموزش ببینند و مهارتهای مربوط به سالم زیستن را بیاموزند . در ذیل به مواردی اشاره می شود که بیان کننده ی نقش موثر مدارس، به عنوان مراکز رسمی متولی تعلیم و تربیت، در بهبود و رشد سلامت روان دانش آموزان می باشد. پس از خانواده، مدرسه می تواند مهم ترین مکان تاثیر گذار بر سلامت روان دانش آموزان باشد. مدرسه به عنوان دومین پایگاه اجتماعی بعد از خانواده می تواند نقش موثری در بهبود وضعیت موجود سلامت روان و پیشگیری از افزایش مشکلات در این زمینه داشته باشد. مدارس قوی ترین مراکز اجتماعی و آموزشی قابل دسترس برای پیشگیری و مداخله هستند (حسن پور، اسدی، ۱۳۹۰).از آنجا که دانش آموزان بهترین ساعات روزشان را در مدرسه می گذرانند مدرسه می تواند تاثیراتی مهم را در تمام مراحل رشد روانی- عاطفی- اجتماعی کودکان و نوجوانان بر جای گذارد. مدرسه همگام با خانواده نقش تعیین کننده ای در ایجاد یا تخریب اعتماد به نفس کودک و احساس شایستگی آنان دارد و از این رو بر سلامت روان کودکان موثر می باشد. علاوه بر این هنگامی که خانواده از ایفای نقش های اساسی خود ناتوان باشد، نقش مدرسه مهم تر می نماید.تحقیقات متعدد نشان میدهد که سلامت روانی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی آنها رابطه دارد و دانش آموزانی که به نحوی از مشکلات روانی یا از فقدان بهداشت روانی مناسب رنج می برند اغلب با افت تحصیلی مواجه هستند (حسن پور و اسدی، ۱۳۹۰). امروزه در نقش و وظایف محیط های آموزشی بسیاری از کشورهای جهان دگرگونی های عظیمی رخ داده است. برای مثال در آموزش و پرورش کنونی زاین، بر ویژگی هایی مثل اعتماد به نفس و ارتباط موثر با دیگران که زمینه ساز سلامت روان می باشد، تاکید شده است (لوئیس ، ۱۳۹۳). این تحولات باعث شده تا علاوه بر نقش سنتی مدرسه و دانشگاه، یعنی آموزش کلاسیک و رشد مهارت هایی مانند خواندن و نوشتن و اکتساب دانش، نفس پرورش روان و تکامل انسان نیز مورد توجه قرار گیرد. فلسفه تعلیم و تربیت عصر ما با سال های گذشته متفاوت است. به این معنی که هدف آموزش و پرورش تنها تعلیم دروس نیست، بلکه هدف پرورش جسم و روان دانش آموزان است. توجه مربیان و والدین به نیاز های روانی، اجتماعی نه تنها زمینه مساعدی برای شکوفایی استعدادهای نهفته کودکان و نوجوانان را فراهم می آورده بلکه در بهبود سلامت روان آنها نیز مؤثر خواهد بود (سند بنیادین نظام تحول آموزش و پرورش، مصوب ۹۰)از آنجا که تعالی همه جانبه افراد هدف آموزش و پرورش ما می باشد بهداشت به عنوان یک شاخص توسعه باید هم بعد جسمانی را شامل شود و هم بعد روحی و روانی را و این اصل، اهداف جزئی تر و برنامه ریزی ها را در سطوح مختلف آموزشی و تربیتی تحت تاثیر قرار خواهد داد. بر مبنای این نگاه، گذاشتن وقت کافی در حوزه بهداشت روان دانش آموزان از سوی مدارس و مربیان تربیتی امری ضروری می نماید. اگر هدف آموزش، رشد و ارتقای شایستگی ها و توانایی های کودکان و نوجوانان باشد، باید ایجاد محیطی سالم هم از حیث جسمانی و هم روانی را با آموزش علوم و دروس کلاسیک همراه کرد.در همین راستا یافته های علمی دو دهه اخیر (صادقی و همکاران (۱۳۸۹)، معنوی پور (۱۳۸۹)، قنبری هاشم آبادی و بافری (۱۳۸۷)، گلستان جهرمی (۱۳۸۷)، شریفی در آمدی (۱۳۸۶)، پیر خائفی و رفیعیان (۱۳۹۱)، خلعتبری و همکاران (۱۳۸۹)) تاکید کامل و یکسویه بر فعالیت های شناختی و توانمندسازی های شناختی دانش آموزان را که سیاستی جاری و غالب در سیستم های آموزش سنتی است. به تنهایی برای تعالی همه جانبه دانش آموزان و کسب موفقیت های تحصیلی و شغلی کافی ندانسته و بیان کننده این مطلب اند که برای رشد جنبه های عاطفی- انگیزشی و افزایش سطح بهداشت روان دانش آموزان نیاز به برنامه های آموزشی و تدوین فعالیتهایی مبتنی بر نیازهای دانش آموزان در این حوزه می باشد.تا زمانی که تغییر و اصلاحی در ساختارهای آموزشی و پرورشی مدارس صورت نپذیرد پایه ریزی و تحکیم اصول بهداشت روانی در مدرسه غیر قابل حصول و دست نیافتنی است. نتایج برخی پژوهش ها حاکی از این است که بسیاری از ویژگی های روانی- هیجانی کودکان و نوجوانان، و پیرو آن، مشکلات آنها در این زمینه، تاثیر مستقیم و غیر مستقیم بر فرایند یادگیری و پیشرفت تحصیلی آنها دارد (کرمی و امیر تیموری، ۱۳۶۲؛ معنوی بور، ۱۳۸۹؛ طالب زاده و همکاران ۱۳۹۰، گلستان جهرمی و همکاران، ۱۳۸۷). بنابراین چنانچه بهداشت جسم و روان به طور همزمان مورد توجه قرار گیرد می توان عملکرد رضایت بخشی را از مدارس انتظار داشت. چنانچه مشکلات مربوط به حوزه سلامت روان و رفع آنها در برنامه های آموزشی و تربیتی مدارس مورد غفلت واقع شود، موجب عملکرد ضعیف دانش آموزان در مدرسه و به دنبال آن اعمال تشبیهها برای بدرفتاری و شکست های تحصیلی خواهد شد. این مسئله خود ایجاد کننده و تشدید کننده مشکلاتیدر زمینه سلامت روان خواهد بود. این توضیح بیان کننده ی همان چرخه تعامل بین تعلیم و تربیت و سلامت روان است که در بالا ذکر شد.با نگاهی بر برنامه های بهداشت روان در مدارس، مهم ترین نقشی که یک محیط آموزشی می تواند در این راستا داشته باشد در مراحل پیشگیری نوع اول و دوم است که به نظر محقق مدارس می توانند نقش موثرتری را در مرحله اول ایفا نمایند. به گفته اسدی (۱۳۹۰) پیشگیری ، طیف وسیعی از رفتارها و باورهای دانش آموزان را در برمی گیرد و تلاش می کند برخی از زمینه های مثبت رفتاری، مانند اعتماد به نفس ، مهارت های ارتباطی و خودکارآمدی را در دانش آموزان تقویت کند و بسیاری از زمینه های منفی از قبیل اضطراب، افسردگی و پرخاشگری را در آنان از بین ببرد.مساله ای که در این تحقیق به آن پرداخته شده بررسی تاثیر آموزش تفکر منطقی – هیجانی (REE) بر بهداشت روان کودکان دبستانی می باشد.

اهمیت ضرورت پژوهش

REBT به عنوان یک راهبرد جامع که شامل روش هایی در بعد شناختی، هیجانی و رفتاری است، و تفکر منطقی۔ هیجانی برگرفته از آن، از عوامل و ظرفیت هایی است که ابعاد وسیعی از رشد همه جانبه افراد را در برمی گیرد. آموزش تفکر منطفی- هیجانی از منظر فراشناخت موجب می شود که دانش آموز به افکار خود توجه نماید، آنها را تحلیل نماید و و در نهایت بتواند آنها را مدیریت و تنظیم کند، اما هم زمان از فراشناخت استفاده می کند تا بهداشت روانی، عزت نفس و سازگاری اجتماعی را موجب شود.این آموزش برای کودکان در پایه های تحصیلی پنجم دبستان در نظر گرفته شد و مبنای تئوری آن به رفتار درمانی عقلانی- هیجانی آلبرت الیس برمی گردد. این مداخله با این مینای تئوریک از جمله تحقیقات جدید در حوزه کودک است که در آن تاثیر آموزش تفکر منطقی هیجانی بر بهداشت روان دانش آموزان از طریق ارزیابی باورهای غیر منطقی ، مشکلات رفتاری – هیجانی و عزت نفس، قبل و بعد دوره آموزشی، مورد سنجش قرار داده است.پرسش های زیر اهمیت و ضرورت پرداختن به فرایندهای شناختی و فراشناختی در کنار آموزش دروس از جمله آموزش تفکر منطقی هیجانی راه بیشتر روشن می گرداند.آیا از آموزش تفکر منطقی هیجانی، می توان به عنوان یک برنامه درسی برای بهبود واکنش های دانش آموزان نسبت به رخدادها و موقعیت های تنش زای زندگی، و در جهت بهبود و ارتقاء سلامت روان، در کنار دیگر یادگیری هایی که در سال های حساس و مهم مدرسه انجام می پذیرده بهره برد؟ آیا بهره گیری از آموزش تفکر منطقی – هیجانی برای کودکان در مدرسه، کمکی در ایجاد محیطی مساعد و برانگیزاننده برای یادگیری و برقراری ارتباط موثرتر می کند و با به کار گیری آن می توان بر مولفه هایی از هوش هیجانی مانند خود آگاهی و عزت نفس کودکان به گونهای موثر واقع شد که تاثیر مثبتی بر سطح بهداشت روانی کودکان داشته باشد؟آموزش تفکر منطقی – هیجانی در این پژوهش و تأثیر آن بر بهداشت روانی دانش آموزان بر مبنای نظریه آلبرت البس ارائه شد. بر اساس نظریه البس تفکرات و باورهای انسان است که می تواند به دو صورت منطقی و غیر منطقی، موجب سلامت روان با بیماری در انسان شود. از نظر وی احساسات و هیجانات آدمی حاصل مواجه شدن او با حوادث و اتفاقات روزمره نیست بلکه برداشت و نوع نگرش وی و تفسیر شناختی او از یک موقعیت است که هیجانی را در او ایجاد می کند و منجر به بروز رفتارهایی می شود. در صورتی که فرد دارای یک نگرش و فکر منطقی باشد هیجانات او به صورت سالم و متعادل بروز می کنند در حالی که اگر تفکر غیر منطقی داشته باشد هیجانانی نا متعادل برایش ایجاد می شود. این هیجانات که به صورت افراطی با نفربطی ظهور می کنند سلامت و بهداشت روانی فرد را به مخاطره انداخته و گاهی حتی به صورت اختلال، زندگی فرد را تحت الشعاع قرار می دهد. در آموزش تفکر منطقی، آگاهی انسان از این که چه باورهایی منطقی هستند و کدام باورها غیر منطقی اند، نیاز به یک خودآگاهی و یک بازنگری بر اندیشه ها دارد. در واقع انسان خود به تنهایی با با کمک یک متخصص روان شناس، اندیشه ها و باورهای خود را می کاود و آنها را ارزیابی می کند تا بتواند به توانایی تشخیص منطقی بودن یا نبودن آنها برسد. از ویژگی های آموزش تفکر منطفی- هیجانی که آن را از دیگر روش ها در بهبود و ارتقاء سلامت روان متمایز می کند جامع بودن آن است به طوری که شامل روش های شناختی، هیجانی و رفتاری میباشد که به انسان در تنظیم و مدیریت خود و زندگی اش کمک موثری خواهد نمود.اهمیت کسب صلاحیت هیجانی- عاطفی دانش آموزان در دوره دبستان، و تاثیرات حاصل از آن بر موفقیت و پیشرفت ایشان و همچنین تو بودن مبحث آموزش تفکر منطقی به کودکان بر مبنای نظریه البس در جامعه ایران موبد اهمیت و ضرورت این پژوهش می باشد. در زمینه باورهای منطقی و غیر منطقی و تاثیر آنها بر متغیرهای مختلف در بزرگسالان تحقیقات زیادی انجام شده است اما فقدان این پژوهش ها در حوزه کودک، اهمیت این تحقیق را روشن می نماید. آموزش تفکر منطقی از کودکی می تواند پایه های فکری انسان را اصلاح و از رشد صعودی باورهای غیر منطقی با افزایش تجربه و سن انسان جلوگیری نماید. امید اصلاح رفتارها و کسب صلاحیت هیجانی در ادامه تغییر باورهای غیر منطقی به منطقی بیشتر شده و چنانچه این مهم تحقق یابنده از منظر الیس، در افزایش سلامت روانی و احساس رضایت افراد یک جامعه بسیار موثر خواهد بود.دانش آموزان در سن دبستان آموزش پذیری بیشتری دارند. گرچه آموزش تفکر منطقی ظاهرا با سن رشد عقلی و شناختی کودکان دبستانی همخوان نیست، این نکته قابل توجه است که با روشهای آموزشی اتخاذ شده که مناسب این سن باشند این امر امکان پذیر خواهد بود چنانچه در آموزش راهبردهای فراشناختی مانند خود تنظیمی نیز اینگونه بوده است. آموزش در دوره دبستان کودکان را برای مقابله با مشکلات و چالش های پیش رو به خصوص در دوره نوجوانی آماده کرده و این مطلب نیز بیانگر ضرورت پرداختن به آن می باشد. در آموزش تفکر منطقی، دانش آموز باید تفکر و باور خود را بشناسد و بتواند مبنای باوری خود را در پس هر رفتار و احساست شناسایی کنند. سپس با آموزشی که می بیند منطقی یا غیر منطقی بودن باور را نیز تشخیص دهد، یعنی بعد از خود آگاهی به یک ارزیابی از خود، احساسش، رفتارش و تفکرش دست پیدا می کند و سپس باد می گیرد که چطور تفکر و باورهای غیر منطقی اش را به منطقی تغییر داده و چطور بر باورها و تفکرانش کنترل و احاطه داشته و از پس آن رفتارها و هیجانات خود را تنظیم کند. این کنترل و تنظیم و تحقق تفکر منطقی بر روی بروز هیجانات به طور سالم بسیار موثر خواهد بود .

اهداف پژوهش

هدف اصلی

بررسی تاثیر آموزش تفکر منطقی- هیجانی بر سطح بهداشت روانی دانش آموزان دبستانی

اهداف فرعی

*بررسی تاثیر آموزش تفکر منطقی هیجانی بر کاهش باورهای غیر منطقی دانش آموزان دبستانی

*بررسی تاثیر آموزش تفکر منطقی – هیجانی بر کاهش مشکلات هیجانی- رفتاری دانش آموزان دبستانی

*بررسی تاثیر آموزش تفکر منطقی هیجانی بر افزایش عزت نفس دانش آموزان دبستانی

فرضیه های پژوهش

فرضیه اصلی

– گروه آزمایش پس از شرکت در دوره آموزش تفکر منطقی- هیجانی، بهداشت روانی بیشتری نسبت به گروه کنترل نشان خواهد داد.

فرضیه های فرعی

-­گروه آزمایش پس از شرکت در دوره آموزش تفکر منطقی- هیجانی، باورهای غیر منطقی کمتری نسبت به گروه کنترل نشان خواهد داد.

– گروه آزمایش پس از شرکت در دوره آموزش تفکر منطقی- هیجانی، مشکلات رفتاری – هیجانی کمتری نسبت به گروه کنترل نشان خواهد داد.

– گروه آزمایش پس از شرکت در دوره آموزش تفکر منطقی هیجانی، عزت نفس بیشتری نسبت به گروه کنترل نشان خواهد داد.

تعریف اصطلاحات، مفاهیم کلیدی و متغیر ها

تعاریف نظری

* آموزش تفکر منطقی هیجانی (REE): این برنامه آموزشی ادامه و تعمیمی از روان درمانی منطقی هیجانی (RET) است که یک رویکرد مداخله ای پیشگیرانه است و توسط آن کودکان می توانند مفاهیم سلامت روانی و مهارت هایی برای استفاده از این مفاهیم را آموزش ببینند. REE بر خودپنداره مثبت، تفکر انتقادی، استفاده از روش علمی برای درک خود و تغییر رفتار تاکید دارد (کناوس ، ۱۹۷۴)

* بهداشت روان: مفهوم سلامت روانی بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت (WHO) از سلامت، چیزی

فراتر از نبود اختلالهای روانی و شامل خوب بودن ذهنی، ادراک خود کار آمدی، استقلال و خودمختاری ، کفایت و شایستگی ، وایستگی میان نسلی و خودشکوفایی و توانمندی های بالقوه فکری و هیجانی است (به نقل از نور بالا، ۱۳۹۰). به عبارتی بهداشت روانی برابر سلامت بدنی، روانی، اجتماعی، خشنودی و شاد زیستن می باشد که در آن افراد قادرند توانایی های خود را شکوفا ساخته، با فشارهای روانی روزمره مواجه شده و بر آنها فایق بیایند، به طور مولد کار و کوشش کنند و با ویژگی هایی که بیان شد در جامعهخود مشارکت کنند (سازمان بهداشت روانی، ۲۰۰۰. به نقل از پرانیان، ۱۳۸۶)

*باورهای غیر منطقی بر اساس دیدگاه الیس این باورها بر خلاف باورهای منطقی، شامل بایدها و دستورات است و امور به صورت جزمی و قطعی در آن مطرح می باشد بر خلاف باورهای منطقی که امور و خواسته ها به صورت ترجیحات در آن دیده می شود. تفکر غیر منطقی غیر واقع گراست و انسان را از رسیدن به هدفش دور می کند. بر این اساس سه باید مهمی که منجر به باورهای غیر منطقی در انسان می شود به ارتباط انسان با خودش، با دیگران و با محیط اطرافش مربوط می گردد. عزت نفس: عزت نفس یک ویژگی عام شخصیتی است و نه یک نگرش لحظه ای با اختصاصی برای موقعیت های خاص و به قضاوت فرد درباره ارزشمندی خود گفته می شود (کوپر اسمیت ، ۱۹۶۷، به تقل از به پژوه و همکاران، ۱۳۸۶).

* مشکلات هیجانی رفتاری: عبارت است از حالات قابل توجه بالینی که با تغییر در تفکر، خلق، هیجان یا رفتار مشخص و با ناراحتی و تشویش شخصی و یا اختلال کارکرد زندگی همراه باشد. این تغییرات در گستره هنجار جامعه قرار نمی گیرند و به صورت واضح غیر عادی و بیمار گونه و مداوم با عود کننده هستند (به نقل از نوربالا، ۱۳۹۰)

تعاریف عملیانی

*آموزش تفکر منطقی هیجانی (REE): منظور از REE در این پژوهش استفاده از یک دوره آموزشی است

که محتوای آن برگرفته از کتاب راهنمای کشاوس (۱۹۷۴) و ورتون (۱۳۸۸) بر اساس دیدگاه الیس می باشد که در طی ۱۱ جلسه، هفته ای ۲ بار و به مدت ۱ تا ۵/ ۱ ساعت به گروه آزمایشی ارائه شد.

*بهداشت روان: برآوردی از نمره فرد در مقیاس باورهای غیر منطقی، آخنباخ و عزت نفس پوپ می باشد. در این پژوهش برای بهداشت روان، سه مولفه شناختی، هیجانی و رفتاری در نظر گرفته شده است که باورهای غیر منطقی، عزت نفس و مشکلات رفتاری هیجانی بیان کننده این سه مولفه اند، و نمره هر کدام از آنها، نمره بهداشت روان در هر یک از ابعاد شناختی، هیجانی و رفتاری را مشخص می کند

* باورهای غیرمنطقی: نمره دانش آموز در مقیاس تجدید نظر شدهی باورهای رایج کودکان که توسط هوپر و لاین (۱۹۸۳) بر اساس باورهای غیر منطقی الیس طراحی و ساخته شده است. بر اساس تعریفی که در این پژوهش از بهداشت روان به عمل آمده باورهای غیر منطقی یکی از متغیرهای وابسته است.

*مشکلات هیجانی رفتاری: به نمره دانش آموز در دو فرم خودسنجی و معلم از مقیاس أخنباخ (۲۰۰۷) اشاره دارد. بر اساس تعریفی که در این پژوهش از بهداشت روان به عمل آمد، مشکلات هیجانی- رفتاری یکی از متغیرهای وابسته است.

*عزت نفس: به تمره دانش آموز از پرسشنامه عزت نفس آلیس پوپ (۱۹۸۹) ویژه دانش آموزان اطلاق می شود. بر اساس تعریفی که در این پژوهش از بهداشت روان به عمل آمد، عزت نفس یکی از متغیرهای وابسته است.

فصل دوم: پیشینه پژوهش

این فصل با بیان مشکلات رفتاری- هیجانی کودکان و نوجوانان آغاز شده و وضعیت بهداشت روان ایشان بیان گردیده است. سپس نگرش و نحوه مواجهه رویکردهای روان درمانی مطرح در حوزه کودک و نوجوان و روش های درمان مسایل بهداشت روان، هم به طور کلی و هم مختص کودکان و نوجوانان، بیان شده و در یک جدول تطبیقی مقایسه ای بین این رویکردها صورت گرفته است. در این جدول رویکردها از حیث فرض های اصلی، تعریف ارائه شده از آسیب شناسی روانی، کاربردها و روش های کار با کودک و نوجوان، و میزان اثربخشی راهبردها تفکیک و متمایز شدند. در ادامه در بیانی شفاف تر، وجه تمایز بین REBT با دیگر رویکردها و علت انتخاب آن به عنوان مبنای نظری پژوهش ذکر شده است. سپس مبانی، اصول و راهبردهای رفتار درمانی عقلانی هیجانی به تفصیل بیان گردیده و میزان اثربخشی این رویکرد در پژوهش – های مختلف ارایه شده است. در ادامه پژوهش های مرتبط با موضوع پژوهش بیان شده و در انتها مدل نظری تحقیق و نمودار مدل نظری ارائه گردیده است.

پیشینه نظری

کودکان و نوجوانان؛ مشکلات رفتاری – هیجانی و بهداشت روان

بهداشت روانی ضعیف در دوران کودکی و نوجوانی می تواند رفتارهای زبان بار جسمی و روانی را به دنبال داشته باشد، کودکان و نوجوانان آینده سازان کشور هستند و رسیدگی به مشکلات ایشان می تواند از وقوع حوادث ناگوار بعدی مانند ترک تحصیل، فرار از خانه، پیوستن به گروه های بزهکار و … برای پر کردن خلاء عاطفی ممانعت نماید. متأسفانه علی رغم اهمیت تحول شناختی، عاطفی و اجتماعی کودکان و نوجوانان، اکثر والدین، پزشکان و حتی معلمان، تنها به رشد جسمانی و پیشرفت تحصیلی آنان توجه دارند و رفتارها، واکنش ها و مشکلات روانی آنان اغلب مورد غفلت واقع می شوند. در حالی که مراقبت از حالات روانی کودکان و نوجوانان امری ضروری است و از بروز بسیاری از مشکلات جلوگیری می کند.برخلاف تصور عموم، اختلالات و مشکلات روانی محدود به جمعیت بالغ و بزرگسال نیست. کودکان و نوجوانان بیش از سایر جمعیت آسیب پذیرند اما کمتر از بزرگسالان از حمایت و مراقبت لازم در این حوزه برخوردارند. تقریبا ۲۱ درصد از کودکان و نوجوانان علایم و نشانه های اختلالات روانشناختی را بر طبق معیارهای راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی ( Dsm – IV ) تجربه می کشند (کاوه و همکاران، ۱۳۸۸) شواهد علمی بیانگر مشکلات و اختلالات رفتاری – هیجانی در کودکان و نوجوانان از قبیل کمرویی و گوشه گیری، اضطراب و افسردگی می باشد (غیائی زاده، ۱۳۹۲، روحی، ۱۳۹۳، شیبانی و همکاران، ۱۳۸۵).طبقه بندی و تشخیص مسائل و مشکلات کودکان و نوجوانان امری دشوار است زیرا این مسائل تحت تأثیر عوامل فرهنگی قرار دارند و گاهی از نظر ملاکهای تشخیصی با یکدیگر هم پوشی دارند، دارای ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر هستند و بر هم تأثیر می گذارند (خدایاری فرد و شکوهی، ۱۳۸۵).تعریف مفهومی که شورای کودکان استثنایی (۱۹۹۱) از مشکلات رفتاری- هیجانی ارائه می دهند بدین صورت است: اختلالات رفتاری- هیجانی به شرایطی اطلاق می شود که در آن، پاسخ های هیجانی و رفتاری در مدرسه با هنجارهای فرهنگی، سنی و قومی تفاوت داشته، به طوریکه بر عملکرد تحصیلی فرد، مراقبت از خود، روابط اجتماعی، سازگاری فردی، رفتار در کلاس و سازگاری در محیط کار نیز تانیر منفی بگذارد (به نقل از غباری بناب، ۱۳۸۸).هرینگ (۱۹۶۳) در تعریف اختلالات رفتاری می نویسد که کودکی که به علت جسمی با نائیرات محیطی به طور مزمن دارای یکی از ویژگی های زیر باشد کودکی با اختلالات رفتاری است؛

۱-ناتوانی در یادگیری متناسب با بهره هوشی، توانایی حسی حرکتی و رشد فیزیکی

٢. ناتوانی در ایجاد و حفظ روابط اجتماعی مناسب

۳. ناتوانی در پاسخگویی به شرایط زندگی روزمره

۴. رفتارهای افراطی گوناگونی که گستره آن از بیش فعالی و پاسخ های ناگهانی تا رفتارهای افسردگی و گوشه گیری کشیده شده است (به نقل از رجایی، ۱۳۹۰).

در پژوهش بشاورد (۱۳۸۲) اینطور بیان شده است که وقتی یک رفتار به عنوان اختلال رفتاری قابل قبول است که در موقعیت های بیشتر و حداقل دو موقعیت متفاوت از محیط فرد منلا خانه و کلاس درس، پا گلاس و زمین بازی، با دو محیط ترکیبی که حداقل یکی از آنها مدرسه باشد، مورد مشاهده قرار گیرد (به نقل از رجایی، ۱۳۹۰)وبر (۲۰۰۰) ارتباط بین مشکلات هیجانی رفتاری، مشکلات بهداشت روان و اختلالات بهداشت روانی را در قالب پیوستاری مفهوم سازی شده ارائه می کند (به نقل از اتکینسون ، هورنبی ، ۱۳۸۴).

مشخصات
  • جنسیت زن
  • وابسته به کلینیک
  • تجارب / مهارت ها
  • دانشگاه دانشگاه فردوسی مشهد
  • رشته تحصیلی روانشناسی تربیتی
  • گواهینامه ها
  • پست های مدیریتی
  • مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد
  • کلمات کلیدی بی بی زهرا رضوی روانشناس، بی بی زهرا رضوی مشاور، بی بی زهرا رضوی روان درمانگر، بی بی زهرا رضوی روانپزشک، بی بی زهرا رضوی متخصص اعصاب و روان، بی بی زهرا رضوی روانسنج
تخصص ها
  • روان‌شناسی تربیتی
تصویر
بی بی زهرا رضوی
روانشناس بالینی و فردی
(3)

E-Teb.com © Copyright 2016 روانشناس یا روانپزشک. تمامی حقوق محفوظ است.

دکتر - مشاوره خانواده - پزشک - مشاوره آنلاین - شماره دکتر