منو
X

تصویر
زهرا بیابانی بیدگلی
مشاور کودک
(5)
ویدیوی آموزشی روانشناسی
آپلود شده کاربران
آمار این متخصص
(5) رای
60%

دقت

0%

مفید بودن

80%

دانش و مهارت

0%

رفتار بالینی

40%

وقت شناسی

40%

هزینه اقتصادی

توضیحات پروفایل
  

زهرا بیابانی بیدگلی هستم، فارغ التحصیل آموزش و پرورش پیش دبستانی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه علامه طباطبائی در سال ۱۳۹۲، پایان نامه ی اینجانب تحت عنوان “مقایسه اثر بخشی آموزش واحد کار بر اساس هوش های چندگانه با روش های گروه نمونه بر عملکرد یادگیری کودکان پیش دبستانی” می باشد که در ادامه بخشی از آن را مطالعه می کنید:

دانشگاه علامه طباطبایی

دانشکده روان شناسی وعلوم تربیتی

پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته علوم تربیتی چرایش آموزش و پرورش پیش دبستانی

عنوان:

مقایسه اثر بخشی آموزش واحد کار بر اساس هوش های چندگانه با روش های گروه نمونه  بر عملکرد یادگیری کودکان پیش دبستانی

استاد راهنما:

دکتر صغری ابراهیمی قوام

استاد مشاور:

دکتر جمال الدین کولایی نژاد

پژوهشگر:

زهرا بیابانی بیدگلی

شهریور ۱۳۹۲

فهرست مطالب

عنوان

اهمیت و ضرورت تحقیق

اهداف پژوهش

اهداف کلی

اهداف جزئی

سوالات پژوهش

فرضیه های پژوهش

تعاریف، اصطلاحات و واژه ها

تعریف نظری

تعریف عملیاتی

فصل دوم /مبانی نظری و پیشینه تحقیق

مقدمه

تاریخچه پیدایش و تکامل نظریه های مرتبط با هوش

نظریه های هوش

نظریه ترمسنون

نظریه های اسپیرمن

نظریه های گیلفورد

نظریه آل ثرندایک

نظریه ورتون

نظریه کاتل

نظریه هب

نظریه پیاژه

نظریه استرنبرگ

مفهوم هوش از نظر گاردنر

شناسایی هوش ها، معیارهای هشتگانه

اشکال هوش هشتگانه

ویژگی های هوش های هشتگانه

انتقادات و واکنش ها

اهمیت و کاربرد نظریه های هوش های چندگانه گاردنر

روش های به کارگیری هوش چندگانه در کلاس

دلالت های هوش چندگانه در برنامه درسی

راهبرد های تدریس در نظریه هوش چندگانه

محیط کلاس در نظریه هوش چندگانه

نقش معلم در نظریه هوش چندگانه

ارزشیایی در نظریه هوش چندگانه

خصوصیات کودکان پیش دبستانی

مرحله پنج تا شش سالگی

رشد جسمانی کودک پنج تا شش ساله

رشد اجتماعی کودک پنج تا شش ساله

رشد عاطفی کودک پنج تا شش ساله

رشد شناختی کودک پنج تا شش ساله

۱۲- اهداف دوره پیش از دبستان توسط آموزش و پرورش ایران

آموزش و یادگیری در کودکان پیش دبستانی

تعریف آموزش

تعریف یادگیری

انواع فعالیتهای یاددهی

یادگیری در دوره پیش از دبستان

روش تدریس واحد کار

سوابق تجربی

در داخل کشور

در خارج از کشور

نتیجه گیری

فصل سوم آروش پژوهش

روش پژوهش

جامعه آماری

نمونه آماری و روش نمونه گیری

متغیرهای پژوهش

ابزار گردآوری اطلاعات و داده ها

بررسی روایی و پایایی

شیوه ی اجرا

فصل چهارم تجزیه و تحلیل داده ها

نتایج توصیفی

نتایج استنباطی

فصل پنجم/ بحث و نتیجه گیری

بحث و نتیجه گیری

محدودیت های پژوهشی

پیشنهادهای کاربردی

پیشنهاد های پژوهشی

متابع:

منابع فارسی

منابع انگلیسی

چکیده:

هدف کلی این پژوهش مقایسه اثر بخشی آموزش واحد فعالیت بر اساس تدریس مبتنی بر هوش چندگانه با روش گروه نمونه بر عملکرد یادگیری آموزش طرح های کار کودکان پیش دبستانی شهرستان آران و بیدگل در سال تحصیلی ۱۳۹۲ می باشد . هدف این تحقیق مقایسه عملکرد یادگیری گروه نمونه و آزمایش است که گروه آزمایش بر اساس راهبردهای هوش چندگانه آموزش می دید و گروه نمونه بر اساس روش های متداول آموزش در پیش دبستانی که شامل حبطه محدودی از هوش چندگانه می شود آموزش می دید. که سوالات آزمون عملکرد یادگیری بر اساس حیطه های شناختی بلوم و ابعاد رشد(جسمی، عاطفی، اجتماعی، زبانی، شناختی را بررسی می کردند. برای آموزش واحد کار حیوانات اهلی انتخاب و آموزش داده شد. حجم نمونه انتخاب شده ۴۰ کودک ۵تا۶ ساله می باشد که ۲۰ نفر در گروه آزمایش و ۲۰ نفر در گروه گواه شرکت داشتند. برای انتخاب این گروه به صورت تصادفی دو مرکز پیش دبستانی از ۲۰ مرکز موجود در شهرستان آران و بیدگل انتخاب شد و بصورت تصادفی یکی به عنوان گروه گواه و یکی بعنوان گروه آزمایش انتخاب شد.این تحقیق از لحاظ هدف جزه پژوهش های کاربردی می باشد و از لحاظ اجرا جز تحقیقات شبه آزمایشی می باشد، تحقیق به مدت چهار هفته ۲۰ جلسه ۴۵ دقیقه ای تدریس شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها پژوهش از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی به میانگین انحراف معیار , درصد و نمودار) و جهت آزمون استنباطی فرضیه ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. ابزار مورد استفاده در این تحقیق آزمون محقق ساخته و مشاهده و مصاحبه می باشد. نتایج نشان داد که بین دو متغیر آموزش بر اساس هوش چندگانه و گروه نمونه تفاوت معنی داری وجود دارد . هر دو عملکرد یادگیری را افزایش می دهند ولی آموزش به شیوه هوش چندگانه موثر تر از روش گروه نمونه است. در سطوح شناختی عملکرد یادگیری بین کودکان گروه آزمایش و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود داشت. و کودکان که بر اساس هوش چندگانه آموزش دیده بودند در سطح دانش و فهمیدن نسبت به کودکان گروه کنترل نتایج بهتری کسب کردند. همچنین از نظر ابعاد رشدی (جسمی اجتماعی زیاتی و عاطفی) عملکرد یادگیری بین کودکان گروه آزمایش و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود داشت. و کودکان که بر اساس هوش چندگانه آموزش دیده بودند در همه ابعاد رشدی نسبت به کودکان گروه کنترل نتایج بهتری کسب کردند.

واژگان کلیدی: کودکان پیش دبستانی، هوش های چندگانه، واحد کار.

مقدمه :

هاوارد گاردنر روان شناس معاصره برای نخستین باره با تعریفی از هوش مبتنی بر آنکه هوش، توانایی خلق محصول مؤثر، یا خدمت بارزش در یک فرهنگ است، با به چالش کشیدن تلقی سنتی از هوش، هشت گونه مختلف هوش را مقوله بندی کرد این مقولات عبارتند از : هوش بدنی – جنبشی ، هوش دیداری- فضایی ، هوش منطقی ریاضی ، هوش کلامی زبانی ، هوش درون فردی ، هوش میان فردی ، هوش موسیقیایی و هوش طبیعت گرا (گاردنر ۲۰۰۴). نظریه گاردنر الزاما به هشت هوش یا هشت توانایی محدود نمی شود او معتقد است که احتمالأبیش از ۸ هوش وجود دارد و در یکی از آثار خود (۱۹۹۹) ۲ هوش دیگر نیز مطرح کرده است .هوش هستی گرایانه و هوش معنوی (وولفلک ۲۰۰۷). بر اساس نظریه ی گاردنر این هشت نوع هوش نسبتا از هم مستقل بوده و می توانند به روش های مختلفی توسط افراد و فرهنگ های گوناگون پرورش یافته و ترکیب شوند. نظریه ی گاردتر به تفاوت افراد در فرآیند یادگیری می پردازد، و بر همین اساس هوش را به صورت کلی اندازه گیری نکرده و آن را به صورت بخش های مشخص قابل اندازه گیری می داند (مطلب زاده، ۱۳۸۵) گاردنر معتقد است هر انسانی دارای هوش های مختلفی است و مجموعه ای از هوش ها را به جای یک هوش واحد دارا است (گاردنر، ۱۹۸۳). هوش های چند گانه می توانند پرورش یافته و تقویت شوند یا نادیده گرفته و تضعیف شوند .گاردنر معتقد است که افراد انسانی می توانند به محرک های محیطی از راه های گوناگون پاسخ دهند و هر فرد معمولی دارای حد اقل توانمندی های بنیادی در هر یک از انواع هوش است اما هر کسی در برخی هوش ها نسبت به هوش های دیگر برجستگی بیشتری دارد ( آذر فر، ۱۳۸۶، ص ۱۷) .گاردنر به این فرض بنیادی توجه دارد که انسان ها با هم متفاوتند و هر یک دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند. پس اگر به راستی این نظریه را بپذیریم دید وسیع تری نسبت به مفهوم هوش پیدا می کنیم که در تعلیم و تربیت نتایح چشم گیری در پی خواهد داشت. شناسایی و پرورش تمام هوش های بشری و ترکیبات چند گانه آنها از اهمیت بسیاری برخوردار است هر چند نظریه هوش چند گانه معلمان را مخاطب قرار نداده است و مخاطبان آن روانشناسان می باشند اما از سوی بسیاری از مربیان با اشتیاق پذیرفته شده است کار در اظهار می کند که کودکان توانایی های منحصر به فرد و گوناگونی دارند که این با این حس درونی مربیان که کودکان به روش های مختلف مطالب را یاد می گیرند به خوبی مطابقت دارد . از دیدگاه گاردنر چالش این هزاره این است که آیا ما می توانیم این توانایی ها و تفاوتها را به مرکزی برای آموزش و تدریس و یادگیری تبدیل کرد یا اینکه به جای آن باید به رفتار یکسان با کودکان ادامه دهیم ( برمن. ۲۰۰۱) تئوری هوش چندگانه روشهای مختلف و جدیدی برای بهبود فرایند های تدریس و آموزش و ارزیابی ارائه می کند که این روشها به نوبه ی خود فضای بیشتری برای خلاقیت بوجود می آورند و بر درک و کاربرد دانش، روش ها و مفاهیم جدید در فرایند آموزش تاکید می نمایند. آموزش مبتنی بر هوش چندگانه به کودک امکان مهارت یافتن در محدوده ی توانایی ها و تفاوتهای یادگیریشان را داده و به آنها کمک می کند تا آن جه را که به روشهای مختلف آموخته اند نشان دهند( یانگ ۲۰۰۸) و به معلم اجازه می دهد تا علاقه و نگرش به یادگیری را با تمرکز بر توانایی های هر کودک تشویق کنند.کودکی اولین و مهمترین دوره زندگی آدم است در این دوره کودک برای نخستین بار با طبیعت رابطه برقرار می کنند روابط اجتماعی خود را بنا می کند و به مفهومی از خود دست می یابد. (مفیدی، ۱۳۸۴، ص ۳). امروزه به دلایل متعددی کودکان بیشتر از گذشته به مهدهای کودک و مراکز نگهداری سپرده می شوند و در آنجا کسی که بیشترین ارتباط را با کودک دارد مربی است که با توجه به توانایی ها مهارت ها و بهره گیری از هوش های چند گانه که از آن برخوردار است و در ارتباط با کودک به کار می گیرد نقش مهمی را در انتقال مفاهیم به کودک ایفا می کند . همانطور که برای آگاهان امر تعلیم و تربیت آشکار است روش ها و فنون تدریس در هر مقطعی از تحصیل دارای اهمیت ویژه ای ایت. در واقع چنانچه شیوه تدریس یک مربی روش معقول, منطقی و متناسب با توانایی های کودک باشد استعدادهای پنهان کودکان بارور شده و به منصه ظهور می رسد. عکس این موضوع نیز صادق است یعنی اگر مربی از شیوه تدریس مطلوب آگاهی نداشته باشد و نداند که به چه صورت با کودک رفتار نماید در این موقع است که نه تنها به شکوفا شدن توانایی ها و استعداد کودکان کمکی نمی کند. بلکه احتمال آن می رود که کودک از مسیر اصلی خود منحرف گردیده و محیط پیرامون خود را ناخوشایند و غبر قابل تحمل فرض نماید نتیجه این که ارائه یک روش مطلوب آموزشی متناسب با ذهن کودک بخصوص در دوران پیش از دبستان که تقریبا ۲ / ۳ توانایی هوش کودک تا سن ۶ سالگی شکل می گیرد از مهمترین و اساسی ترین ضروریات در دوران پیش از دبستان محسوب می شود.

بیان مسئله

آموزش و پرورش در دوره پیش دبستانی خود مرحله ای است برای رشد قوای جسمی وذهنی، عاطفی ، اعتقادی و اجتماعی کودک آن هم به طور هماهنگ و متعادل و نه به صورت جدا و منفک از هم دوره آموزش پیش دبستانی چیزی جز آسان و شیرین کردن تجربیات تخستین و اولیه کودک نیست و راه تحقق آن هم جز توجه جداگانه به هر کودک با یادگیری های و سلیقه های مختلف امکان پذیر نمی باشد. از آنجا که در نظام جدید آموزش و پرورش دوره پیش دبستانی ضرورت دارد و بر لزوم دوره آمادگی تأکید زیادی شده است بنابراین ارائه راه حل ها و پیشنهادات سازنده برای برنامه ریزان آموزش و پرورش و مسئولان سازمان بهزیستی کشور در جهت هر چه بهتر اجرا کردن برنامه ها و فعالیت های قبل از دبستان ضروری است، زیرا که هدف اساسی آموزش و پرورش قبل از دبستان فراهم نمودن شرایط محیطی – آموزشی مناسب جهت پرورش شخصیت کودکان در ابعاد همه جانبه است که تحقق این امر به وسیله برنامه ای صحیح و اصولی امکان پذیر است.کودکانی که فقط با تکیه بر هوش کلامی – ژیانی و منطقی- ریاضی آموزش دریافت می کنند ، نیازهای متنوع آنان در دنیای متغیر امروزی بر آورده نمی شود. اکثر مدارس و مهد کودکهای امروزی تجربه های مورد نیاز کودک را که می توانند در عملکرد بهینه ی آنان در قرن ۲۱ مثمر ثمر باشد تدارک نمی بینند بنابراین بسیاری از مربیان هوش چندگانه را برای غلبه بر مشکلات بر می گزینند. آموزش و پرورش نیز مانند بسیاری دیگر از امر زندگی پیوسته در حال تغییر و تحول است از این رو مسئولان تعلیم و تربیت یک جامعه بخصوص معلمان و مربیان که مسئول مستقیم تربیت کودکان براساس نیاز های جامعه هستند باید به تحولات سریع تعلیم و تربیت و روش های تازه تر و پیشرفته تر آگاهی یافته و راه پکار بردن این روش ها را در رسیدن به هدف ها بدانند و به آن عمل نمایند. روش های تدریس به طور مداوم تغییر پیدا می کند وقتی صحبت از روش آموزش می کنیم منظورمان مجموعه وسایل و راه هایی است که رسیدن به هدف معین را ممکن می سازد زمانی که هدف روشن و مشخص باشد انتخاب وسایل و روش های مناسب برای نیل به آن هدف چندان دشوار نخواهد بود . امروزه روانشناسان نیز به مطالعه راهبردهای تصادی کردن تفکر مانند زبان، ریاضی، هنرهای تجسمی، حرکات بیانی و دیگر نمادها علاقه مند شده اند . به نظر گاردنر عملیات ذهن در نظام نمادی مانند زبان با عملیات نمادی در موسیقی، حرکات بیائی، ریاضی و تصاویر تفاوت دارد. بنابراین برای پردازش اطلاعات شناختی تنها نمادهای زبانی و ریاضی، آنگونه که در آزمونهای سنتی مورد تأکید است، کفایت نمی کند (گاردنر، ۱۹۸۳) از سال ۱۳۸۳ به بعد که گاردنر نظریه هوش چندگانه را مطرح کرد، این نظریه توجه بسیاری از کارشناسان آموزش را به خود جلب کرد . در نتیجه پژوهش های فراوانی در زمینه آموزش و یادگیری بر اساس نظریه هوش چندگانه، صورت گرفت ( پیشقدم، ۱۳۸۹) این نظریه برخلاف انتظار گاردنر، بیشتر مورد توجه آموزشگران و دست اندر کاران تعلیم و تربیت قرار گرفت تا روان سنج ها ، کارشناسان تعلیم و تربیت تلاش کردند تا از این نظریه به صورت کاربردی استفاده کنند و برنامه های درسی مدارس را بر اساس آن پایه ریزی کنند، به طوری که اکنون مدارس بسیاری در سراسر دنیا تأسیس شده است که فراگیران را بر اساس نظریه هوش های چندگانه آموزش می دهند. از آنجایی که گاردنر هیچگونه برنامه درسی یا یک نظام تعلیم و تربیت ویژ های ارایه نداد، لذا راه های به کارگیری نظریه هوش های چندگانه در کلاس ها و مدارس متعدد است و به خلاقیت و تلاش گروهی بستگی دارد به طوری که برنامه درسی مدارسی که نظریه هوشهای چندگانه را در آموزش فراگیران به کار می گیرند متفاوت است و این یکی از خصوصیات بارز نظریه هوش های چندگانه است که آموزشگران را محدود به، به کار گیری یک برنامه ویژه با شیوه آموزشی خاص نمی کنند این تئوری الگویی موثر جهت فهم چگونگی یادگیری تمام افراد و فراهم کننده ی محیط و زمینه ای ست که مربیان با استفاده از آن می توانند همه مهارت های را مورد توجه قرار دهند و حداقل هشت روش برای تدریس آنها را ارائه نمایند. گاردنر در نظریه هوش های چندگانه سعی کرده است تا حوزه استعداد های انسان را به آن بکشاند. با توجه به این نظریه نباید مربیان آموزش خود را محدود به یک یا دو روش خاص کنند بلکه باید با استفاده از روشهای آموزشی متنوع و متفاوت در هماهنگی تمامی توانمندی های کودک تلاش کنند. آموزش مبتنی بر هوش چندگانه به مربی کمک می کند تا از تدریس سطحی مفاهیم فراتر رفته و آموزش را به گونه ای برنامه ریزی کنند که همه کودکان این فرصت را داشته باشند تا استانداردهای علمی را کسب نمایند در مورد کودکان پیش از دبستان با رویکرد قابل انعطاف و متفاوت با دانش آموزان دوره های تحصیلی بالاتر باید عمل کرد. به عبارت دیگر مصلحت نیست که در برنامه درسی پیش از دبستان اهداف محتوا و روشهای مشخص و قطعی تدوین و مواد آموزشی بر پایه آنها تدوین شود. ویژگیهای کودکان در این دوره و رشد همه جانبه آنان، مستلزم آن است که اهداف و فعالیتهای یادگیری قابل انعطاف طراحی و در یک محیط بادگیری مناسب, جذاب و غنی از طریق مربیان با صلاحیت اجرا شود. بنابراین در یادگیری کودکان پیش از دبستان نباید به برنامه درسی از قبل طراحی شده تاکید کرد. کودکان توانایی و شرایط آن را ندارند که تصمیمات بزرگسالان را اجرا کنند, بلکه نحوه اجرای بزرگسالان باید تا حدود زیادی از ویژگیهای رشد کودک پیروی کند. بر این اساس، مربیان کودک کسانی هستند که می توانند محیط یادگیری متناسب با رشد همه جانبه کودکان را به وجود آورند و با فعالیتهای انعطاف پذیر. آنان را برای ایجاد رفتارهای مطلوب و حذف رفتارهای تا مطلوب راهنمایی کنند (ملکی ۱۳۹۰). تحقیقات گسترده علمی ثابت کرده اند که ۶ سال اول زندگی از لحاظ رشد هوشی و شکل گیری شخصیت دورانی سرنوشت ساز است و به همین لحاظ از اهمیت بسیاری برخوردار است. از بدو تولد تا شش سالگی قدرت رشد کودکان چه از لحاظ جسمی و عاطفی و چه از لحاظ روحی و اجتماعی به حداکثر سرعت خود می رسد. یادگیری در این مرحله از زندگی در صورت مهیا بودن محیط تربیتی و امکانات لازم آموزشی به گونه ای مؤثر تر نسبت به دوره های بعدی صورت می گیرد. گسترش جهان عقلی کودک و توسعه افق های ذهنی او در سالهای اولیه زندگی بستگی زیادی به محیط دارد که او در آن زندگی می کند. توجه به سیر تاریخی دیدگاه روانشناسان درباره هوش و طرح نظریه گاردنر و نتایج برخی پژوهشهای مرتبط به نظر میرسد که با استفاده از رویکرد هوش چندگانه گاردنر می توان فرایند یاددهی یادگیری را بهبود بخشید .، درباره تلاش ما در این پژوهش این خواهد بود که با بررسی ادبیات پژوهش چارچوبی برای راهبرد تدریس مبتنی بر هوش چندگانه تدوین کرده و به منظور میزان اثر بخشی عملکرد یادگیری کودکان در مقایسه با روش متداول آن در مهد کودک را مورد بررسی قرار دهیم. در نهایت با توجه به نتایج بدست آمده می توان در مورد میزان اثر بخشی بودن الگوی مناسب برای تدریس مفاهیم واحد کار تصمیم گیری کرد. مساله اصلی این تحقیق آن است که راهبرد تدریس مبتنی بر هوش چندگانه در مقایسه با گروه نمونه بر عملکرد یادگیری کودکان پیش دبستانی موثرتر است؟

اهمیت و ضرورت تحقیق

آموزش و پرورش در مرحله پیش از دبستان از دیر باز همگام با برنامه ریزی در امر تعلیم و تربیت کودکان دوره دبستان در کشور ما به عنوان یک مرحله آموزشی مطرح بوده است. مسئله تعلیم و تربیت کودکان در سال های اولیه که باید آن را سالهای زندگی و تشکیل دهنده بسیاری از صفات و خصوصیات کودک نامید از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. لیگن همیشه کمبودها و تنگناهای اقتصادی موجب شده تا آن چنان که شاید و باید مسئولان با این موضوع برخورد جدی ننمایند. نگاهی گذرا به تغییرات و تحولات آموزش و پرورش پیش دبستانی در طول بیش از نیم قرن گذشته نشانگر آن است که وجهه نظرهای شخصی در این امر بیش از حقایق علمی و عینی مسلم و و غیر قابل انکار مؤثر بوده است و برنامه ها تحت تأثیر سلیقه ها و نظرات شخصی قرار می گیرد و از خط مشی صحیحی پیروی نمی کنند. به هر حال در تمام این مراحل روش آموزش در این مرحله حساس از وحدت نظر و هماهنگی لازم برخوردار نبوده است. در هر حال مسئله آموزش و پرورش هیچ گاه از یک برنامه ریزی آموزشی صحیح و علمی برخوردار نشده و در هر گوشه ای از کشورمان به صورتی خاص و طبق ذوق و سلیقه شخصی افراد اداره گردیده است و نتیجه آن که به اثرات آموزش و پرورش این مرحله در دوره دبستان توجه نشده است. با این تحقیق میتوانیم چارچوبی برای فعالیتها و حیطه کاری کودکان پیش دبستانی و برنامه ریزی درسی برای پیش دبستانیها مشخص کرد طرفداران ایجاد تغییر در ابعاد مختلف آموزش پیش دبستانی، روش سنتی آموزگار محور و فعالیت های مبتنی بر تکرار و تمرین و نیز فعالیت هایی که بر ایجاد مهارت تحصیلی جداگانه تأکید می ورزند را مورد انتقاد قرار دادند. به نظر آن ها این رویکردها دانش روز را در باره یادگیری کودکان در نظر نمی گیرند و نمی توانند فراگیرانی را پرورش دهند که دارای مهارت های حل مسئله و تفکر انتقادی هستند بسیاری از مربیان اصلاح طلب از سنجش مبتنی بر عملکرد در صدد و تطبیق برنامه درسی با رشد، توسعه و یادگیری کودکان است، حمایت می کنند. با تدریس مبتنی بر هوش چندگانه در مینه پیش دبستانی میتوانیم از این روش سنتی آموزشی رها شده و کودکان را برای آینده ایی که در حال تغییر هست آماده کنیم. از معایب بزرگ کلاسهای درس امروزی بار آوردن کودک یا دو هوش کلامی و منطقی ریاضی است که موجب طرد شدن و بی توجهی کردن به کودکی می شود که با هوشهای دیگر غیر از دو هوش نامبرده به پردازش اطلاعات می پردازند. از طریق درگ و تشخیص هوشهای چندگانه مربی می تواند به طور فزاینده ای راهبردهای مناسب را در آموزش ادغام کند و موضوعات را متناسب با تفاوتهای فردی کودک ارائه دهد. و از همان مرحله پیش دبستانی تفاوت کودکان را هم برای خودشان و هم دیگران مشخص می کنیم. کودکان از قابلیت ها و توانایی های متفاوتی در زمینه ی مقولات هوشی برخوردارند. با توجه به این تفاوت های فردی مربی باید حوزه ی وسیعی از شیوه های آموزشی را در مورد کودکان به کار گیرد یکی از روشهای هدفمند و جذاب و موثر در آموزش و تدریس که به اصل تفاوتهای فردی توجه لازم را دارد روش تدریس مبتنی بر هوش چندگانه است که به کار گیری آن در کلاس می تواند زمینه ی شکوفایی استعدادهای کودک و تقویت مهارت های و قابلیت های آنان را فراهم آورد.نظریه هوش چندگانه به ما نشان می دهد که تنها یک نظریه هوشی نیست بلکه یک فلسفه در مورد چگونگی یادگیری کودک می باشد و مربیان را در چگونگی تدریس و اداره کلاس یاری می کند. هنگامی که کودک هوش هایی را که در او هستند به کار می گیرد تفکر و مطالعه او عمیقتر و یادگیری در حد تسلط واعتماد به نفس او بالاتر و پیشرفت یادگیری او را بهبود می یابد (استرنبرک ۱۹۹۸).در واقع با شناسایی ویژگی ها و توانمندی های کودکان و ایجاد شرایط مناسب، پدیده مهمی به نام تغییر رخ می دهد و این چه بسا حلقه مفقوده ی تحول نظام آموزش و پرورش ما باشد. می توان هریک از کودکان را به سان یک منشور یکتا، و هوشهای چندگانه را شبیه به یک طیف رنگی در نظر گرفت . می دانیم هر منشور ترکیبی از رنگ های متفاوت نور خورشید را که بر خلاف عقیده ی عامه مردم، بدون رنگ است، به گونه ای خاص جدا ساخته و طیفی را نمایان می گرداند این طیف شامل رنگ های متمایزی است که قابل رؤیت بوده و همچنین شامل اشعه ماوراء بنفش و مادون قرمز است که قابل رؤیت نمی باشند . برخی هوش عمومی را برای افراد چون پرتو خورشید، با شدت و ضعف متفاوت می بینند اما از نظریه گاردنر برمیاید که هر کس چون یک منشور منحصر به فرد، می تواند از پرتو هوش عمومی، طیفی یکتا از هوش های گوناگون را به منصه ظهور بگذارد . گاهی اوقات هوش های افراد قابل مشاهده و آشکار هستند و گاهی نیز قابل دید نیستند و منتظر فعال شدن با کشف شدن خود هستند . در اینجاست که روشهای متفاوت و متنوع و در عین حال منسجم از برنامه های آموزشی باید ارائه گردد تا همه ی کودکان بتوانند همه هوش هایشان را متجلی نماینده چرا که هر کس تمام هوش ها را داراست (حاجی حسین نژاد، ۱۳۸۹).کاربرد خوب و مناسب نظریه هوش های چندگانه ، نیازمند شناخت و فهم کامل نظریه و سپس تصمیم گیری و برنامه ریزی درباره چگونگی آن است (باتوم و همکاران، ۲۰۰۵). در حال حاضر اکثر مربیان یا با این روش آموزشی آشنایی ندارند و یا آن را وقت گیر و غیر کاربردی می دانند برای اجتناب از هر گونه پیامد نا مطلوب انتقال از روش تدریس متداول به روش تدریس هوش چند گانه باید تحقیقات گسترده ای برای شناسابی نائبر این روش بر جنبه های عملکرد یادگیری صورت پذیرد و مربیان با آگاهی از آثار مثبت و منفی هر یک از روشها و با توجه به مطالب مورد آموزش بهترین و مناسب ترین روش را انتخاب نمایند.اگر چه این نظریه و کاربردهایش در یادگیری و آموزش برای بیشتر از دو دهه در کشورهای مختلف جهان رایج و به طور فزاینده ای در حال افزایش بوده است اما متاسفانه در کشور ما و در مقطع پیش دبستانی به طور خاص پژوهشهای محدودی در این زمینه مخصوصا پژوهشی انجام نشده است . شاید یکی از عوامل اصلی در عدم استقبال و به کار گیری آن در کلاس عدم آگاهی مربیان و نبود چارچوبی به منظور به کار گیری آن در مراکز پیش دبستانی باشد. بنابراین از ضرورتهای این پژوهش جست و جوی ارائه ی طرح درس مناسب برای تدریس طرح های کار به کودکان است تا بتوانند عملکرد یادگیری خوبی داشته باشند. علاوه بر آن کودکان با ناتوانی های یادگیری در نیمرخ هوش های چندگانه نسبت به کودکان عادی متفاوت هستند و می توانیم با استفاده از شناسایی الگوی هوشی آنها به یادگیری بهتر کودکان ناتوان و سرعت یادگیریشان کمک کنیم. معلمان می تواند با شناسایی و برآورد نیمرخ هوشی کودکان، به ویژه کودکان با ناتوانیهای یادگیری، می توانند روشها و فعالیتهای آموزشی خود را در گروههای کوچک متناسب با نیمرخ ها ای متفاوت هوشی دانش آموزان طراحی کنند. (عابدی، ۱۳۸۹).

اهداف پژوهش:

هدف کلی

هدف کلی این پژوهش مقایسه اثر بخشی آموزش واحد کار بر اساس تدریس مبتنی بر هوش روش گروه نمونه بر عملکرد یادگیری کودکان پیش دبستانی شهرستان آران و بیدگل می باشد .

اهداف جزئی

۱-مقایسه اثر بخشی آموزش واحد کار بر اساس تدریس مبتنی بر هوش چندگانه با روش گروه نمونه پر حیطه شناختی (دانش، فهمیدن، کاربرد و بالاتر) عملکرد یادگیری کودکان پیش دبستانی شهرستان آران و بیدگل می باشد .

۲- مقایسه اثر بخشی آموزش واحد کار بر اساس تدریس مبتنی بر هوش چندگانه با روش گروه نمونه برابعاد رشدی (جسمی، عاطفی، اجتماعی، ژیانی، شناختی) عملکرد یادگیری کودکان پیش دبستانی شهرستان آران و بیدگل می باشد .

سوالات پژوهش

*آیا بین عملکرد یادگیری آموزش واحد کار به کودکان پیش دبستانی به روش تدریس مبتنی بر هوش چندگانه و کودکانی که با روش گروه نمونه آموزش دیده اند تفاوتی وجود دارد؟

*آیا بین حیطه های دانش، فهمیدن، کاربرد و بالاتر) عملکرد یادگیری آموزش واحد کار به کودکان پیش دبستانی به روش تدریس مبتنی بر هوش چندگانه و کودکانی که با روش گروه نمونه آموزش دیده اند تفاوتی وجود دارد؟

*آیا بین ابعاد رشدی (جسمی، عاطفی، اجتماعی، زبانی، شناختی عملکرد یادگیری آموزش واحد کار به کودکان پیش دبستانی به روش تدریس مبتنی بر هوش چندگانه و کودکانی که با روش گروه نمونه آموزش دیده اند تفاوتی وجود دارد؟

فرضیه های پژوهش

۱-بین میزان تأثیر آموزش واحد کار مبتنی بر نظریه هوش های چندگانه گاردنر مو روش گروه نمونه بر عملکرد یادگیری کودکان پیش دبستانی شهرستان آران و بیدگل تفاوت معناداری وجود دارد.

۲- بین میزان تأثیر آموزش واحد کار مبتنی بر نظریه هوش های چندگانه گاردنر، و روش گروه نمونه پرحیطه (دانش، فهمیدن، کاربرد و بالاتر) عملکرد یادگیری کودکان پیش دبستانی شهرستان آران و بیدگل تفاوت معنا داری وجود دارد.

۳-بین میزان تأثیر آموزش واحد کار مبتنی بر نظریه هوش های چندگانه گاردنر و روش گروه نمونه در ابعاد رشدی عملکرد یادگیری کودکان پیش دبستانی شهرستان آران و بیدگل تفاوت معناداری وجود دارد.

تعاریف، اصطلاحات و واژه ها

تعریف نظری

هوش های چند گانه : هوش یک توانش روانی زیستی به منظور پردازش اطلاعات است که می تواند در یک مسئله با خلق محصولاتی که در یک فرهنگ ارزشمند است فقال محیط فرهنگی، جهت حل شود(گاردنر، ۱۹۹۹)

هوش منطقی – ریاضی:

شامل توانایی های ریاضی به همراه توانمندی های علمی است. این هوش در برگیرنده تحلیل منطقی مشکلات و بررسی موضوعات علمی می باشد که فرد را قادر می سازد که روابط انتزاعی را درک کند (گاردنر، ۱۹۹۹) این هوش توانایی انجام استدلال منطقی به ویژه در ریاضیات و علوم است (سیف، ۱۳۸۰)

هوش زبانی کلامی : شامل توانایی استفاده موثر از زبان برای بیان خویشتن به صورت فصبح با شاعرانه است و زبان به عنوان وسیله ای برای بیان اطلاعات به کار می رود (گاردنر، ۱۹۹۹، ص ۳).

هوش فضایی- دیداری : توانایی درک درست جهان به صورت بصری و مکانی و ایجاد تغییر در این ادراک آرمسترانگ. ۲۰۰۰ ص ۲)، توانایی افراد در ادراک امور دیداری است. کسانی که در این مقوله هوش توانائراند تمایل دارند که در تصاویر تأمل کنند و می خواهند که تصاویر ذهنی روشنی برای نگه داری اطلاعات ایجاد کنند، آنها از نگاه کردن، نقشه ها، نمودارها، عکس های متفرقه، همچنین فیلم های ویدئویی و سینمایی لذت می برند( گاردنر، ۱۹۹۹)

هوش موسیقیایی : شامل مهارت در عملکرد تصنیف و درک الگوهای موسیقیایی است (گاردنر ۱۹۹۹ ص ۴۲)

هوش بدنی – جنبشی : شامل توانایی استفاده ماهرانه از بدن و در دست گرفتن اشیا به صورت استادانه می باشد(هوثر. ۰۰ ۰ ۲ ص ۴) شامل به کار گیری کل بدن برای ابراز هیجانات، حل مسئله و با ایجاد یک فراورده است ( گاردنر، ۱۹۹۹) هوش بدتی جیشی توانایی استفاده ماهرانه از حرکات بدن و کار کردن با اشیاء است (سیف، ۱۳۸۷).

هوش میان فردی : توانایی فرد برای درک دیگران (یعنی مقاصدر انگیزه های علایق اهداف پنهان و …) و در نتیجه کار کردن موثر با آنهاست (گاردنر. ۱۹۹۹ ص ۴۳). توانایی فرد برای سهم مقاصد انگیزه ها و خواسته های دیگران و در نتیجه کار کردن با دیگران به گونه ای مؤثر (گاردنر، ۱۹۹۹).

هوش درون فردی : توانایی تشخیص و شناسایی افکار و احساسات شخصی مختلف و استفاده از آنها برای شناخت رفتار خویشتن است بعبارتی دیگر این هوش شناخت خود و توانایی عملکرد مناسب بر اساس آن می باشد( گاردنر. ۱۹۹۹، ص۴۳). شامل توانایی فهم و درک خود (نیازها،هیجانات و توانایی ها به کارگیری این شناخت جهت اهداف شخصی زندگی ( گاردنر، ۱۹۹۹) هوش درون فردی توانایی آگاه شدن از احساس ها انگیزه ها و امیال خود است (سیف، ۱۳۸۰).

هوش طبیعت گرا : توانایی تشخیص و طبقه بندی گونه های متعدد گیاهی و جانوری یک محیط است (هوئر. ۰۰ ۰ ۲، ص ۴). شامل توانایی طبقه بندی کردن اشیاء در گونه های جانداران (گاردنر، ۱۹۹۹) و تشخیص جنبه های مختلف طبیعت می باشد.

راهبرد تدریس مبتنی بر هوش چندگانه : به شیوه تدوین برنامه ها و به کارگیری روش آموزشی اشاره دارد که علایق و توانایی های منحصر به فرد کودک را در نظر گرفته است بطوری که کودک گزینه ها و روشهای مختلفی برای یادگیری دارند و در مسئولیت پذیری یادگیری شان سهیم هستند( هوئر. ۲۰۰۰ ص ۱۲).

عملکرد یادگیری : میانی برای هر گونه تلاش آموزشی در نظر می گیرد. بدست آوردن اطلاعاتی درباره مهارت ها و استعدادهای دائی افراد با هدف دوگانه ارائه بازخوردی مقید به افراد و ارائه داده هایی مفید به جامعه گاردنر ۱۹۹۹)، سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل با هدف های آموزشی از پیش تعیین شده به منظور تصمیم گیری در این باره که آیا فعالیتهای آموزشی مربی و کوشش های یادگیری کودک به نتایج مطلوب انجامیده اید یا نه و به چه میزانی (سیف ۱۳۸۴ ).

واحد کار : کلیه فعالیت هایی که در برنامه کار روزانه و هفتگی و ماهانه کلاس های آمادگی مستقل و یا ضمیمه دبستان و مهدهای کودک پیش بینی می شود اعم از فعالیت های زبان آموزی، آموزش مفاهیم ریاضی و علوم، آموزش مفاهیم اجتماعی و دینی و اخلاقی، فعالیت های خلاق و سازنده، قصه و داستان موسیقی شعرو سرودیازی و حرکات موزون ورزشی، کارهای نمایشی، مشاهده و آزمایش، گردشهای علمی، غذا خوردن و هر نوع فعالیت دیگر در اطراف یک موضوع متمرکز شده مرکز فعالیت یا مرکز توجه کودکان قرار داده می شوند.

کودکان پیش دبستانی : با توجه به خصوصیات رشد و یادگیری کودکان ، این دوره سنی در کشورهای مختلف به گونه های متفاوت طبقه بندی می شود. نمونه ای از طبقه بندی که در کشور مانیز به همین صورت است و متداول ترین طبقه بندی برای کودکان از تولد تا ۶ سالگی است به قرار زیر می باشد. (مفیدی۔ ۱۳۸۶،ص۴۵)

تعریف عملیاتی

واحد کار : آموزش حیوانات اهلی در قالب ۴ هدف محتوایی ( شناخت حیوانات, تغذیه آنها، قواید حیوانات رعایت بهداشت در تماس با آنها)

دوره پیش دبستانی : مراکز آموزشی که کودکان ۵ تا ۶ ساله را برای ورود به مقطع ابتدایی آماده می کنند.

راهبرد تدریس مبتنی بر هوش چندگانه : استفاده از انواع راهبردهای یاددهی- یادگیری شامل مشاهده ،گردش علمی، آزمایش، بحث و گفتگو شعر، قصه، نقاشی، کاردستی، بازی، نمایش خلاق.

روش تدریس گروه نمونه: استفاده محدود از فعالیتهای یاددهی و یادگیری بدون توجه به الگوهای هوشی کودکان .

عملکرد یادگیری : منظور از عملکرد یادگیری در این تحقیق میزان نمره ای است که کودک در آزمون تدوین شده بدست می آورد.

مشخصات
  • جنسیت زن
  • وابسته به کلینیک
  • تجارب / مهارت ها
  • دانشگاه دانشگاه علامه طباطبائی
  • رشته تحصیلی آموزش و پرورش پیش دبستانی
  • گواهینامه ها
  • پست های مدیریتی
  • مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد
  • کلمات کلیدی زهرا بیابانی بیدگلی روانشناس، زهرا بیابانی بیدگلی مشاور، زهرا بیابانی بیدگلی روان درمانگر، زهرا بیابانی بیدگلی روانپزشک، زهرا بیابانی بیدگلی متخصص اعصاب و روان، زهرا بیابانی بیدگلی روانسنج
تخصص ها
  • روانشناسی کودک
تصویر
زهرا بیابانی بیدگلی
مشاور کودک
(5)

E-Teb.com © Copyright 2016 روانشناس یا روانپزشک. تمامی حقوق محفوظ است.

دکتر - مشاوره خانواده - پزشک - مشاوره آنلاین - شماره دکتر