منو
X

تصویر
سپیده انصاری
مشاوره تحصیلی و شغلی
(3)
ویدیوی آموزشی روانشناسی
آپلود شده کاربران
آمار این متخصص
(3) رای
0%

دقت

0%

مفید بودن

100%

دانش و مهارت

80%

رفتار بالینی

0%

وقت شناسی

40%

هزینه اقتصادی

توضیحات پروفایل
  

سپیده انصاری هستم، فارغ التحصیل مشاوره مدرسه در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه علامه طباطبائی در سال ۱۳۹۵، پایان نامه ی اینجانب تحت عنوان “مقایسه شناخت والدین با و بدون تحصیلات دانشگاهی دربارۀ انواع کودک آزاری” می باشد که در ادامه بخشی از آن را مطالعه می کنید:

دانشگاه علامه طباطبایی

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته مشاوره گرایش مشاوره مدرسه

عنوان:

مقایسه شناخت والدین با و بدون تحصیلات دانشگاهی دربارۀ انواع کودک آزاری

استاد راهنما:

دکتر کیومرث فرح بخش

استاد مشاور:

دکتر ابراهیم نعیمی

پژوهشگر:

سپیده انصاری

بهمن ماه ۱۳۹۵

فهرست مطالب

عنوان

فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه

بیان مسئله

اهمیت و ضرورت

هدف پژوهش

سؤال های پژوهش

تعاریف نظری و عملیاتی

فصل دوم: ادبیات پژوهش

مقدمه

تعاریف کودک آزاری

انواع کودک آزاری

آزار جسمی

آزار بی توجهی و غفلت

آزار عاطفی

آزار جنسی

کودک آزاری آموزشی

کودک آزاری اقتصادی

شیوع کودک آزاری

نظریه های در ارتباط با کودک آزاری

عوامل زمینه ساز انواع کودک آزاری

عوامل پدید آورنده کودک آزاری از چندین بعد و زاویه

رابطه تحصیلات و عدم آن با کودک آزاری

عواقب و پیامدهای کودک آزاری

جدول ۱-۱: ویژگی های مرتبط با آزار جسمی، نادیده انگاری و جنسی

مصادیق کودک آزاری بر اساس باوره، شتاخت، نگرش، فرهنگ و ارزش والدین

خلاصه ای از تحقیقات متعدد با نتایج آن

فصل سوم: روش پژوهش

مقدمه

طرح تحقیق

جامعه پژوهش

نمونه و روش نمونه گیری

روش گردآوری داده ها

روش اجرای پژوهش

روش تجزیه و تحلیل

اعتبار پذیری پژوهش کیفی

ملاحظات اخلاقی

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه

جداول جمعیت شناختی والدین با تحصیلات و بدون تحصیلات دانشگاهی

تحلیل استنباط ها

جدول ۲-۱) شناخت، تعریف و آگاهی والدین با تحصیلات دانشگاهی از کودک آزاری

جدول ۲-۲) شناخت، تعریف و آگاهی والدین بدون تحصیلات دانشگاهی از کودک آزاری مقایسه دو جدول

جدول ۳-۱) عوامل زمینه ساز کودک آزاری از نظر والدین با تحصیلات دانشگاهی

جدول ۳-۲) عوامل زمینه ساز کودک آزاری از نظر والدین بدون تحصیلات دانشگاهی_

مقایسه دو جدول

جدول ۴-۱) عواقب و پیامد کودک آزاری از نظر والدین با تحصیلات دانشگاهی

جدول ۲-۴) عواقب و پیامدهای کودک آزاری از نظر والدین بدون تحصیلات دانشگاهی مقایسه دو جدول

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

مقدمه

تعریف و میزان شناخت، آگاهی و اطلاعات والدین با تحصیلات دانشگاهی از کودک آزاری

تعریف و میزان شناخت، آگاهی و اطلاعات والدین بدون تحصیلات دانشگاهی از کودک آزاری

عوامل زمینه ساز کودک آزاری از نظر والدین با تحصیلات دانشگاهی

عوامل زمینه ساز کودک آزاری از نظر والدین بدون تحصیلات دانشگاهی

عواقب و پیامدهای انواع کودک آزاری از نظر والدین با تحصیلات دانشگاهی

عواقب و پیامدهای کودک آزاری از نظر والدین بدون تحصیلات دانشگاهی

محدودیت های پژوهش

پیشنهادهای پژوهش

پیشنهادهای کاربردی

منابع و مأخذ

چکیده:

پدیده کودک آزاری یکی از معضلات گربیان گر جامعه بشری می باشد. خانواده ها می بایست آموزش های لازم را برای تمایز بین رفتارهای تربیتی با رفتارهای آسیب زا به کودکان دریافت نمایند. این پژوهش با هدف بررسی مقایسه و شناخت والدین با و بدون تحصیلات دانشگاهی درباره انواع کودک آزاری صورت گرفت. روش پژوهش مبتنی بر روش کیفی به صورت زمینهای گرندد تئوری و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته انجام تعداد ۲۸ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج متعددی از کدگذاری ها یافت شده نتیجه کلی در این پژوهش این است که میزان شناخت و آگاهی والدین با تحصیلات دانشگاهی از انواع رفتارهای کودک آزاری به نسبت والدین بدون تحصیلات دانشگاهی به طور بارز بیشتر است پس می توان نتیجه گرفت عامل تحصیلات می تواند در شناخت انواع کودک آزاری مؤثر باشد. نکته قابل توجه اینکه اکثر والدین با تحصیلات دانشگاهی جملات خود را با شخص سوم بیان کردند، به طوری که گفته هایشان حاکی از آن است که والدین این گروه در پژوهش حاضر از رفتارهای آزاردهنده، در شیوه های تربیتی فرزندشان استفاده نمی کنند ولی آگاه هستند چه نوع رفتارهایی از والدین دیگر می تواند کودک آزاری محسوب شود یا اینکه به طور زیرکانه در افشاسازی مقاومت داشتند و حال آنکه والدین بدون تحصیلات دانشگاهی اکثر جملاتشان حاکی از رفتارها و عکس العمل های خودشان در رابطه با فرزندشان است حتی به نسبت در ابراز گفته هایشان از مقاومت کمتری استفاده کردند که بیشتر از تجارب عینی و شخصی خودشان بیاناتی را اظهار داشتند. حتی در رابطه با عوامل زمینه ساز و عواقب این پدیده نیز این گونه میباشد. نتیجه دیگر در رابطه با عواقب حاصل از کودک آزاری اکثر والدین حتی کوچکترین آزار را دارای پیامد میدانستند البته میزان شناخت و آگاهی این والدین در رابطه با عواقب وسیع نیست. در حالی که والدین بدون تحصیلات دانشگاهی تا حدودی اعتقاد داشتند آزار می تواند هیچ نوع پیامد بدی نداشته باشد و حتی کودکی که در سخنی و بدبختی بزرگ می شود می توانند در آینده موفق و سربلند هم باشد. با وجود اینکه میزان آگاهی و شناخت آگاهانه والدین بدون تحصیلات دانشگاهی در رابطه با عواقب کودک آزاری کم است اما داده های بیشتری به نسبت گروه با تحصیلات دانشگاهی استخراج شده است.

کلیدواژه ها: والدین، تحصیلات دانشگاهی، بدون تحصیلات دانشگاهی، کودک آزاری.

مقدمه:

کودکان به علت ویژگی هایی که از نظر سنی دارند بسیار آسیب پذیر توند و نیاز به حمایت و مراقبت دارند. بزرگ کردن فرزندان یکی از دشوارترین و پر مسئولیت ترین کار ممکن بر عهده ی انسان است و کمتر کسی آمادگی لازم برای عهده دار شدن آن را دارد. گاهی بزرگسالان به دلایل مختلف به جای حمایت و مواظبت از کودکان آنها را مورد آزار قرار می دهند. کودک آزاری عبارت است از هر گونه فعل و ترک فعل که باعث آزار روحی، جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود طفل میشود. ابعاد مختلف کودک آزاری شامل جسمی، روانی-عاطفی، جنسی و آموزش است (استادیان، ۱۳۹۴)آقابیگلوبی، رسول زاده طباطبایی و موسوی (۱۳۸۰) بیان داشته اند کودک آزاری یعنی، هر گونه آسیب با تهدید سلامت جسم و روان، سعادت و رفاه و بهزیستی کودک زیر ۱۸ سال به دست والدین با مرافهین کودک است محققان یاد شده کودک آزاری را به پنج دسته اصلی تقسیم نموده اند:

١- کودک آزاری جسمانی: به هر عملی که منجر به آسیب عمدی جسمی به کودک شود، کودک آزاری جسمی است. این آسیب ها ناشی از تنبیه شدید جسمی یا تنبیه غیر موجه (مانند سوزاندن، گاز گرفتن، بر بدن، هل دادن، تابیدن اندام ها، شکنجه، ضربات، زخمها و شکستگی) می باشد (مدنی، ۱۳۸۳)

۲- کودک آزاری جنسی: محمدخانی (۱۳۸۰) هر گونه تماس جنسی فرد بالغ با کودک را آزاری جنسی تعریف می کند که عموما کودک این ارتباط را دوست نداشته و ارضاء جنسی فرد آزار دهنده، هدف اصلی می باشد.

۳-کودک آزاری عاطفی هر گونه طرد کردن، انتقاد، تحقیر، مقایسه با دیگران، محروم کردن، حبس کردن تهدید و برخورد خصمانه با کودک آزار عاطفی است (مدنی، ۱۳۸۳).

۴- غفلت و بی توجهی: جلیلی (۱۳۷۴) عنوان می کنند غقلت زمانی رخ می دهد که خانواده یا مراقب کودک نتواند احتیاجات غذایی، پوششی، مسکن، بهداشت و تحصیل کودک را فراهم کند.

۵- بهره کشی اقتصادی پور ٹاجی (۱۳۸۷) هر گونه استفاده از کودکان زیر ۱۵ سال در تأمین مخارج زندگی بهره کشی اقتصادی می داند.

علل کودک آزاری را می توان به سه دسته ی اصلی: عوامل روانی کودکان آزاردیده (مانند کودکان غیر بهنجاره کودکان دشوار و کودکان طردشده) عوامل خانوادگی (مانند سن، تحصیلات و شغل والدین، جمعیت خانواده، سابقه بیماری روانی یا جسمانی در خانواده، طلاق و اعتیاد) عوامل محیطی (نگرش نسبت به تنبیه، مذهب، وضعیت اقتصادی، منطقه سکونت، اشتغال کودک) تقسیم نمود (ناستی زانی، ۱۳۸۶). نگرش مثبت والدین به

تنبیه و اعمال خشونت به کودکان ارتباط مستقیمی با افزایش کودک آزاری دارد و برخی از خانواده ها تنبیه بدنی را یک گار صحیح برای کودک تلقی می کنند، درصد قابل توجهی از والدین معتقدند که صحبت کردن بی ثمر است و تنبیه کودک امری ضروری و مفید می باشد (شعاع کاظمی، مؤمنی و مهرآور، ۱۳۹۲، ابوالقاسمی و همکاران، ۱۳۹۰)، فقر سبب می شود کودکان از دسترسی به نیازهای اساسی خود مانند آموزش، بهداشت و تغذیه محروم شوند و با والدین به علت فشارهای مالی با رفتارهایی مانند پرخاشگری، خشونت و بی توجهی کودکان را مورد اذیت قرار دهند. اعتیاد به علت خصوصیاتی که در افراد ایجاد می کند مانند پرخاشگری، بی مسئولینی، کاهش عواطف باعث میشود که کودکان مورد آزار به ویژه از نوع سوء استفاده قرار گیرند. در صورتی که والدین به بیماری های روانی مبتلا باشند، با رفتارهایی مانند تندخویی، خشونت، ناسازگاری، بی توجهی ناشی از بیماری موجب آزار کودکان می شوند. مشاجرات شدید و طولانی والدین، جمعیت زباد خانواده، شیوه های تربیتی نامناسب، در برخی موارد وجود ناپدری و نامادری تا حدی که مشکلات خانوادگی یکی از دلایل کودک آزاری به شمار می رود (استادیان، ۱۳۹۴)همچنین درصد بیشتری از برخوردهای خشن در بین افرادی دیده میشود که دارای کمترین تحصیلات و یا علل کودک آزاری را می توان به سه دسته ی اصلی: عوامل روانی کودکان آزاردیده (مانند کودکان غیر بهنجاره کودکان دشوار و کودکان طردشده) عوامل خانوادگی (مانند سن، تحصیلات و شغل والدین، جمعیت خانواده، سابقه بیماری روانی یا جسمانی در خانواده، طلاق و اعتیاد) عوامل محیطی (نگرش نسبت به تنبیه، مذهب، وضعیت اقتصادی، منطقه سکونت، اشتغال کودک) تقسیم نمود (ناستی زائی، ۱۳۸۶). نگرش مثبت والدین به تنبیه و اعمال خشونت به کودکان ارتباط مستقیمی با افزایش کودک آزاری دارد و برخی از خانواده ها تنبیه بدنی را یک گار صحیح برای کودک تلقی می کنند، درصد قابل توجهی از والدین معتقدند که صحبت کردن بی ثمر است و تنبیه کودک امری ضروری و مفید می باشد (شعاع کاظمی، مؤمنی و مهرآور، ۱۳۹۲، ابوالقاسمی و همکاران، ۱۳۹۰)، فقر سبب می شود کودکان از دسترسی به نیازهای اساسی خود مانند آموزش، بهداشت و تغذیه محروم شوند و با والدین به علت فشارهای مالی با رفتارهایی مانند پرخاشگری، خشونت و بی توجهی کودکان را مورد اذیت قرار دهند. اعتیاد به علت خصوصیاتی که در افراد ایجاد می کند مانند پرخاشگری، بی مسئولینی، کاهش عواطف باعث میشود که کودکان مورد آزار به ویژه از نوع سوء استفاده قرار گیرند. در صورتی که والدین به بیماری های روانی مبتلا باشند، با رفتارهایی مانند تندخویی، خشونت، ناسازگاری، بی توجهی ناشی از بیماری موجب آزار کودکان می شوند. مشاجرات شدید و طولانی والدین، جمعیت زباد خانواده، شیوه های تربیتی نامناسب، در برخی موارد وجود ناپدری و نامادری تا حدی که مشکلات خانوادگی یکی از دلایل کودک آزاری به شمار می رود (استادیان، ۱۳۹۴)همچنین درصد بیشتری از برخوردهای خشن در بین افرادی دیده میشود که دارای کمترین تحصیلات و یا بی سوادی هستند. این درصد دلایل واضحی دارد آموزش و پرورش ابعاد مختلف رفتاری افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و به نوعی می تواند تعدیل کننده ی رفتار باشند. احتمال ترک تحصیل در خانواده های افراد کم سواد با بی سواد بیشتر است و در عین حال والدین و مربیان این افراد خود گرایش بیشتری به خشونت دارند که این شرایط یادگیری اجتماعی و الگوی رفتاری خشن تبیین می شود. چنانچه با افزایش سطح سواد شاهد کاهش نسبی از آزاردیدگی دوران کودکی هستیم افرادی که در خانواده های باسواد قرار گرفتهاند کودک آزاری کمتری رخ داده است و شکایت آزارگری به ندرت گزارش شده است. این افراد از خانواده های رشد یافته ی با وضع مالی بهتر و سکونتی بهتر برخوردارند (اسداللهی و برات وند، ۱۳۸۴).محیط خانوادگی یکی از مهم ترین الگوهای ساختاری مؤثر در یادگیری رفتار از جمله بروز پرخاشگری و کودک آزاری است. محیط خانوادگی ناسازگار با مشاجرهی دائمی پدر و مادر و اعضاء خانواده آثار بیشترین فراوانی در صد سابقهی شکایت از کودک آزاری در ساخت خانوادهی تک والدی با فوت مادر می باشد. یک توجیه برای آن شابد ازدواج مجدد پدر و حضور نامادری در خانواده و ایجاد تعدد و گسیخنگی تربیتی دو گانه در ساختار خانواده است که زمینه ی بروز کودک آزاری یا رها کردن کودک در جامعه همراه است (طباطبایی، ۱۳۸۰)، طلاق و جدایی والدین و قصور در مراقبت و عدم ارضای نیازهای عاطفی کودکان می تواند از موارد زمینه ساز دیگر کودک آزاری باشد (اسداللهی، ۱۳۸۴)آثار و پیامدهای کودک آزاری را می توان به دو دستهی جسمانی و روانی تقسیم کرد. یکی از نتایج آشکار کودک آزاری به ویژه آزار جسمی و جنسی، صدمه و جراحت می باشد. کتک زدن شایع ترین نوع کودک آزاری است که با صدمات جسمانی همراه می باشد. مهم ترین علائم جسمی کودک آزاری عبارت اند از: کبودی، بریدگی، تورم، سوختگی، گاز گرفتگی، خونریزی داخلی، قرمزی پوست، خونریزی چشم، درد داشتن محل آسیب هنگام لمس و شکستگی است. دسته دیگر آثار روانی حاصل از کودک آزاری می باشند. تحقیقات متعدد نشان داده که معمولا کودکان آزاردیده دارای رفتارهای پرخاشگرانه، اضطراب، ترس، وسواس فکری، افسردگی، کابوس شبانه، مشکلات سازگاری، بدبینی، عزت نفس پایین، پیشرفت تحصیلی ضعیف، گوشه گیری، بی قراری، رفتار خودکشی و روابط اجتماعی ضعیف می باشند (محمدخانی، ۱۳۷۸، حسینی تسب، ۱۳۸۰ و علیانی زند، ۱۳۹۳).

بیان مسئله:

برای روشن شدن مفهوم کودک آزاری ابتدا باید طفل را از دیدگاه روانشناسی و قانونی شناخت. از دیدگاه روانشناسی، طفولیت در بر گیرنده دورانی است که از اوان خردسالی شروع و در زمانی که فرد واحد شخصیت اجتماعی شده و از لحاظ جسمی و روانی بالغ و پخته می شود، پایان می یابد. در اسناد بین المللی به طور عمده منظور از طفل، شخص زیر سن ۱۸ سال تمام می باشد مگر آنکه به موجب قانون داخلی آن کشور، سن کمتری شناسایی شده باشد (مصوب مجمع عمومی ملل متحد، ۲۰۰۰). تصویب قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ با اطلاق عنوان طفل، هر اشخاص حقیقی که به سن ۱۸ سال تمام نرسیده اند، طفل با کودک تلقی می شوند (گلدوزبان، ۱۳۹۲؛ معظمی، ۱۳۹۲). کودک به عنوان عضوی از خانواده و جامعه انسانی به لحاظ آسیب پذیری و نداشتن توانایی مناسب در دفاع از خود در برابر دیگران در معرض خطر، تباهی حقوق و بزه دیدگی قرار دارد، از این رو در نظر گرفتن حقوق ویژه برای کودک باهدف حمایت از جنبه های مختلف زندگی او از حبات تا تغذیه و حتی آموزش و تربیت ضروری و مهم تلقی می شود (پیوندی، ۱۳۹۰).طفولیت دوران رشد و شکل گیری شخصیت است، هر نوع آزاری در این سال های حساس و مهم به رشد و سلامت کودکان صدمات جدی وارد می کند. طفل که دارای رشد شخصیت، روان و جسم مستقل از بزرگسالان است و در نتیجه بزهکاری و گڑمداری آسیب پذیری بیشتری دارد مورد توجه قرار می گیرد، این طفل بزهکار بیماری است که در اجتماع رشد کرده و اگر پیشگیری نشود، بیماری خود را به دیگران انتقال می سازد، بنابراین باید او را شناخت، علل و عوامل بیماری اش را پیدا کرد و درمانش نمود تا جامعه از امنیت اجتماعی لازم برخوردار گردد. با توجه به حقوق کودکان در استاد بین المللی و حقوق ایران باز هم کودکان مورد اذیت و آزار از جانب خانواده قرار می گیرند که این شرایط، کودکان را در معرض ارتکاب جرم قرار میدهد. شناسایی عوامل کودک آزاری و ریشه کن کردن این عوامل و حمایت از کودکان از جانب فاتون گذار احتمال کج روی و ارتکاب بزه از جانب کودکان که آینده سازان جامعه هستند کاهش می دهد (طالقانی و گلدوزیان، ۱۳۹۵).در طول تاریخ، کودکان به عنوان یکی از آسیب پذیرترین گروه های جامعه، همواره در معرض خطر بیشماری بوده اند و بر اثر بیماری های قابل پیشگیری، حوادث قابل اجتناب و انواع بدرفتاری ها، برخوردهای غیراخلاقی صدمات دیده اند که گاه به قیمت از دست رفتن جان آنها تمام شده است. امروزه به رغم پیشرفت های علمی و فرهنگی جوامع، همچنان تعداد گزارش های مربوط به صدمات و آسیب های اجتماعی که به کودکان وارد می شود رو به افزایش است، این مسئله باعث شده اغلب کشورها و سازمانهای بین المللی بیش از پیش به کودکان و مشکلات آنها توجه کنند و تا حد ممکن خطرات زندگی کودک را کاهش دهند، اما باوجوداین سوءاستفاده از کودک، یک مشخصه همیشگی فرایند تاریخی و همچنین موضوع مورد توجه وجدان جمعی معاصر است (وبدوم، زاجا و داتون، ۲۰۱۴).چنانچه محمدی (۱۳۹۲) بیان داشته، کودک آزاری تهدید زندگانی باسعادت کودک و صدمه قابل اجتناب به سلامت و آرامش کودک است که شامل آسیب های عمدی جسمی، جنسی، عاطفی، غفلت و بی توجهی به نیازهای اولیه، فیزیکی و روانی می باشد. کودک آزاری نوعی سوء رفتاری و غفلت با کودکان است که شامل تمام انواع بدرفتاری جسمی، جنسی، عاطفی، بی توجهی، غفلت و تجاری و استثمار که باعث آسیب واقعی و بالقوه به سلامت، بقاء رشد و کرامت کودک در چارچوب یک رابطه مسئولیتی و با قدرت صورت می گیرد و همچنین قرار گرفتن در معرض بی محبتی، خشونت شکلی از بدرفتاری با کودک می باشد (سازمان بهداشت جهانی ۲۰۱۴) و اسد بیگی (۱۳۹۴) اظهار داشته کودک آزاری تنها تجاوز جنسی نیست، بلکه هر گونه آسیب اعم از آزار جنسی، عاطفی و حتی برآورده نکردن نیازهای کودک از قبیل بهداشت، خوراکی، سلامتی، آموزش و مسکن برای افراد زیر ۱۸ سال مصداق کودک آزاری است، همچنین کتک زدن، تجاوز، تحقیر و توهین همه در مقوله کودک آزاری می گنجد و البته این مسئله بیشتر در خانواده رخ می دهد و آنها سعی در سرپوشی این ماجرا دارند، بنابراین سهم عمده ای از این بدرفتاری در خانواده پنهان می ماند، چون کودک توانایی ایران و اعلام این موضوع را ندارد.هر نوع رفتاری که توسط بزرگ سالان نسبت به کودک به صورت غیر تصادفی صورت می گیرد و به نوعی سلامت جسمی و روانی کودک آسیب می رساند و هر نوع آزار جسمی، فیزیکی، روحی، جنسی و سوء استفاده و حتی بی توجهی و بدرفتاری با کودکان زیر ۱۸ سال توسط افرادی که حضانت و سرپرستی کودک را دارند، کودک آزاری تعریف می شود (ساروخانی، ۱۳۸۶). آزار جسمی یعنی رفتارهایی که به جسم کودک صدمه می زند. به عبارت دیگر به حالت بالینی گفته میشود که یک بار یا به کرات مورد ضرب و شتم و آزار و شکنجه عمدی افراد بالغی که مسئولیت آن ها را بر عهده دارند مانند پدر، مادر، قیم یا والدین رضاعی قرار گیرند، مانند کتک زدن، سوزاندن مجروح کردن، شکستن و کبود کردن. آزار روانی، رفتارهایی که به سلامت روان کودک آسیب می رساند مانند توهین کردن، تبعیض قائل شدن، تحقیر کردن، ترساندن و طرد کردن بی توجهی و غفلت یعنی توجه نکردن به نیازهای اساسی کودکان، مانند خوراک و پوشاک، بهداشت و مراقبت، سرپناه، محبت، عاطفه و آموزش در حدی که به سلامت جسمی و روانی آنان آسیب رسان اند. آزار جنسی یعنی استفاده از کودکان در زمینه مواد مخدره واداشتن به کارهای دشواره سوء استفاده جنسی به طور مختلف، بهره کشی جنسی از کودک توسط یک فرد بالغ به منظور کسب رضایت جنسی یا روانی، سوءاستفاده جنسی گفته میشود (شعاع کاظمی، ۱۳۹۰)همزمان با آغاز تاریخ بشر آزار کودکان و بی توجهی با آنان نیز وجود داشته است. در طول تاریخ، کودکان جزئی از مایملک والدین پنداشته می شدند و از این رو پدر و مادر به خود حق می دادند که هر رفتاری با کودک خود داشته باشند. همچنین از زمان های باستان تاکنون، برخی از جوامع برای کنترل جمعیت و از بین بردن کودکان ناقص الخلقه، اقدام به کودک کشی کرده اند. انگیزه های سیاسی نیز باعث کودک آزاری های بسیاری می شد. شاهان و تایبان سلطنت، به ندرت در گشتن کودکان وارث که احتمال داشت مخالفان ناخواسته ی تاج و تخت آنها شوند، شک می کردند. استفاده های مختلف از کودکان برای گدایی نیز رواج داشته و دارد. در روم باستان پدران برای تبدیل کودکان خود گدایان قابل ترحم، آنها را مثله می کردند. هم اکنون در بسیاری از کشورهای آفریقایی و آسیایی، کودکان در سنین مختلف دیده می شوند که کاسه گدایی در دست دارند. در ایران نیز شاهد استفاده از کودکان برای گدایی هستیم. در کنار گدایی و بهره کشی کاری، در معرض آزارهای دیگری از جمله آلودگی به مواد مخدر قرار دارند و از انواع بی توجهی مانند سوء تغذیه و نبود مراقبت های بهداشتی نیز رنج می برند. انقلاب صنعتی اروپا راههای دیگری برای بهره کشی از کودکان فراهم آورد. نیاز به کارگران صنعتی ارزان، نیروی جدید کاری می طلبید. بدین ترتیب کودکان نقش صنعتی خود را از پنج سالگی آغاز می کردند، گرسنگی می کشیدند، کتک می خوردند و غالبا برای جلوگیری از فرار به ماشین ها زنجیر می شدند. این کودکان در نتیجه بیماری های شغلی، سوء تغذیه، آلودگی محیط و با کنک های بی رحمانه می مردند. در ایران بهره کشی از کار کودکان از جمله در کارگاه های قالیبافی، رواج داشته و دارد. تنبیه بدنی نیز شیوه تربیتی مرسومی بوده است. ۵۰۰۰ سال پیش، در مدرسه سومر شلاق زنی وجود داشته که با کوچکترین بهانه ای پسران را تنبیه می کرد. فیلسوفان باستان شاگردانشان را بی رحمانه کتک می زدند. والدین، معلم ها و استفها همگی اعتقاد داشتند که تنها راه معالجه ی حماقت نهفته در قلب کودکانه سرکوب با شلاق است. فلک کردن کودکان در مکتب خانه های قدیمی ایران و ضرب المثل رایج «تا نباشد چوبه تر نیز اشاره به این رسم دارد. از آغاز تاریخ تاکنون کودکان به عنوان روسپی خریدوفروش شدهاند (پدرام و عرفانی، ۱۳۹۴) در کشورهای صنعتی نیز آمار کودک آزاری و تجاوز جنسی به کودکان علیرغم تلاش های فراوان دولتها همچنان بالاست و آثار این آزارها در دوره های بعدی زندگی فرد دیده میشود (فینگلهور، شانبک، ترنر و هامبی، ۲۰۱۴). پارکس (۲۰۱۶) بیان داشنه، خشونت علیه کودکان همه جا و در هر جامعه ای رخ میدهد. اغلب اوقات این خشونت توسط نزدیک ترین فرد به کودک و پشت درهای بسته اتفاق می افند، به همین دلیل است که در بسیاری از موارد چنین خشونت های ناپیداست و گزارش نمی شود. وی اظهار داشت بر اساس آماری که در سال ۲۰۱۴ به دست آمده، دال بر این است که شش کودک از هر ده کودک بین سن ۲-۱۴ ساله، به عبارتی یک میلیارد در جهان به طور مستمر از سوی سرپرستان و مراقبانشان مورد تنببه فرار گرفته اند. در ایران، با توجه به مسائل فرهنگی، آمار دقیقی از میزان شیوع کودک آزاری وجود ندارد. خوشابی (۱۳۹۳) بر اساس مطالعه ای که در سال ۱۳۸۰ بر روی حدود سه هزار مراجعه کننده به سه مرکز تخصصی فوریت های پزشکی اطفال در تهران انجام داده اند، به نتیجه رسیده اند که در هر کودکی که به بخش فوریتهای پزشکی مراجعه کرده بودند، ۱۲ نفر (۷ پسر و ۵ دختر) سابقه آزار جسمی داشته اند. والدین بیشتر توسط کمربند و تسمه به دلیل بیش فعالی، شب ادراری و یا ناخواسته بودن کودکان به قصد تشبیه آنان را مورد ضرب جرح فرار داده بودند. بر اساس پژوهش دیگری بر روی ۱۵۰۰ دانش آموز در دوره ی راهنمایی شهر تهران انجام شده است به این نتیجه رسیده اند که حدود ۳۸ درصد دانش آموزان مورد آزار جسمی خفیف، ۳۵ درصد مورد آزار جسمی شدید، ۲۵ درصد غفلت و ۶۲ درصد مورد آزار عاطفی قرار گرفته اند.حریرچی (۱۳۹۵) بیان داشته سال قبل نزدیک به هشت هزار کودک آزاری در ایران ثبت شده است، این آمار قطعا واقعی نیست، چون مواردی گزارش شده است که نمایشگر قله کوه یخ می باشد، چرا که ما بسیاری از انواع کودک آزاری و خشونت را نمی شناسیم با عمل به آنها را جزو ستهای مرسوم تربیت کودک محسوب می کنیم. ایشان آزارهای پنهان را بسیار خطرناک خواند و گفت ” تحقیر بزرگ ترین خشونت و آسیب به کودکان است. این آزار در قالب مقایسه شکل می گیرد و اغلب در حوزه دانش آموزی رخ می دهد در این میان معلمان و والدین بزرگ ترین مسئولان این شیوه از آزار هستند. همچنین ارشد زاده (۱۳۹۴) اظهار داشت در شش ماه اول سال جاری ۲۹۷ مورد کودک آزاری در سطح استان آذربایجان شرقی گزارش شده است و از افزایش ۵۰ درصدی میزان کودک آزاری سخن گفت و اینکه دختران بیشتر از پسران مورد آزار و اذیت قرار می گیرند و گروه سنی ۴-۱۵ سال بیشترین آزار را دیده اند و ۹۵ درصد این کودک آزاری ها توسط والدین، نامادری و ناپدری رخ میدهد.مسعودی فرید (۱۳۹۴) در خصوص آمار کودک آزاری در سال ۹۴ بیان کرده بود که تا پایان سال ۶۵۰ هزار تماس به اورژانس اجتماعی خواهند داشت، از این تعداد ۱۵۰ هزار تماس مرتبط با فعالیت اورژانس اجتماعی است که ۸۰۵ درصد آن مربوط به مشکل کودک آزاری است که به نسبت سال های قبل تفاوت معناداری ندارد و بیان داشت تعداد مربوط به موارد گزارش شده به معنای آن نیست که میزان کودک آزاری ثابت است، بلکه آنچه گزارش می شود عمدتا کودک آزاری های فیزیکی بوده و آزارروائی، تحقیر و توهین به کودکان گزارش نمیشود. گزارش صدای بار از تماس های سال ۹۱ مربوط به کودک آزاری، از این قرار بوده است، تعداد کودکان آزاردیده شامل ۵۰ مورد دختر و ۲۱ مورد پسر و افراد آزار رسان پدر ۴۸ مورد، مادر ۳مورد، غریبه ۱۳ مورد، اقوام ۲ مورد، نامادری ۲ مورد، اولیای مدرسه ۲ مورد، همسایه ۲ مورد، پدر و مادر ۳ مورد، ناپدری ۱ مورد بوده است. انواع کودک آزاری جسمی ۴۱ مورد، عاطفی ۵۷ مورد، قلت ۵۴ مورد، جنسی ۲ مورد، آموزش ۷ مورد بوده است. عوامل زیادی در بروز سوء رفتار و مسامحه در مورد کودکان نقش دارند. والدین آزاردهنده، اغلب خود قربانی سوء رفتار جسمی و جنسی بوده اند. شرایط زندگی پر استرس تطیر تراکم، فقر، انزوای اجتماعی، فقدان نظام حمایتی و سوء مصرف مواد از سوی والدین، سطح استرس را در خانواده های آسیب پذیر بالا برده و احتمال رفتار خشن و مسامحه را در مورد کودکان افزایش می دهد. همچنین ۴۰ درصد بزرگسالانی که ملاک های مربوط به رفتارهای آزار جسمی کودک را از خود نشان داده بودند مبتلا به اختلال مصرف دارو و الکل در طول زندگی شان بوده اند. ویژگی هایی مثل طبقه اجتماعی، بیکاری، اعتیاد و عواملی چون وضعیت اقتصادی – اجتماعی ضعیف، پایین بودن تحصیلات والدین، داشتن ملاک های یادگیری در کودکان، پایین بودن سن والدین و فرزند اول تا سوم بودن با شیوع بالاتر کودک آزاری ارتباط دارند (زرگر و نشاط دوست، ۱۳۸۵).در مطالعه های متعدد به نتایجی دست بافته اند حاکی از آن که سطح تحصیلات والدین در شیوه رفتار کردن با فرزندان تأثیر بسزایی دارد. والدینی که دارای سطح تحصیلات بالاتری هستند در مقایسه با والدین بی سواد با کم سواد رفتار دوستانه تری با فرزندان خود، دارند و بیشتر به نیازهای عاطفی، روانی و جسمانی آنها توجه می کنند. وقوع بی توجهی در خانواده های بی سواد یا کم سواد را می توان فقدان شناخت و آگاهی آنها از فرایند رشد و تکامل کودک و نیاز های جسمی، روانی و عاطفی کودک نسبت داد. علاوه بر این، والدین بی سواد با کم سواد متعلق به طبقات محروم جامعه بوده که احتمال شکل گیری و تسریع الگوی رفتاری در آنها نسبت به افراد تحصیل کرده بیشتر است. همچنین رابطه معناداری بین آزار جسمی، عاطفی و بی توجهی با تحصیلات والدین وجود دارد. به طوری که والدین تحصیل کرده به نسبت بیسوادان و کم سوادان آزار کمتری را به فرزند خود اعمال می نمایند (ملکشاهی و فرهادی، ۱۳۹۲، صحبائی، دواچی، نجفی و زراعتی، ۱۳۸۵؛ عامری، فرودنیاو میری، ۱۳۸۲) آزار کودکان تأثیرات مخرب زیادی بر آنان دارد. برخی از کودکان آسیب دیده بسیار منزوی و ترسو هستند و برخی دیگر پرخاشگری می کنند. اکثر کودکانی که توسط والدین خود تنبیه میشوند و از نظر جسمی آسیب می بینند، اعتماد به نفس پایینی دارند، بسیار مضطرب هستند و امکان دارد به افسردگی دچار شوند. کودکان آسیب دیده زیاد شاداب نیستند، رنگ و روی پرده دارند، اغلب بی حوصله هستند، در ارتباط برقرار کردن با همسالان عقب تر هستند. این کودکان به دلیل اینکه احساس تنهایی می کنند، خود را پایین تر از دیگران می بینند و اعتماد به نفس پایین و جسارت کمی دارند (خوشایی، ۱۳۸۷). کتک زدن و تنبیه بدنی کودکان ممکن است باعث تضعیف روحیه و انزوای بچه ها می شود یا آنها را در برابر تنبیه ایمنی سازد یا به عبارتی پوست کلفت شوند، هر چه تشبیه بیشتر شود، تأثیر آن کمتر می شود. گاهی تکرار فراوان تشبیه، موجب تربیت بد با فرزند آزاری واقعی می شود، گاه پدران و مادران آنقدر در این کار زیاده روی می کنند که سرانجام به از هم پاشیدگی کانون گرم خانواده منجر می شود (هسلم ؛ مترجم: بافری، ۱۳۸۷).کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می گیرند عموما فکر می کنند بد، بی ارزش و مستحق چنان آزاری هستند. خشمی که آزار و اذیت در کودک پدید می آورد، می تواند او را به یک بزه کار بی رحم و آزارگر مبدل کند با اینکه قربانی منفعل بسازد که دنیا را جایی ترسناک و ناامن پندارد. ادامهی آزار و اذیت می تواند کودک را در تحمل هر ناکامی ناتوان سازد (فاسلر، دومس ؛ مترجم: پارسا، ۱۳۸۸) تمامی رفتارها، باورها، نگرش های افراد تحت تأثیر فرهنگ است که در آن رشد و پرورش بافته اند، بررسی فرهنگ حاکم بر جامعه و میزان همسویی با تعارض ارزش ها با کودک آزاری در سطح جامعه و بین خانواده ها از اهمیت خاصی برخوردار است (صیدی، ۱۳۸۶). چنانکه به دلیل درک نادرست بشر و دوران طفولیت و گاهی خبیث و ناپاک دانستن آن باعث میشد که سخت ترین برخوردها را با کودکان امری عادی و مثبت تلقی می گردند و به همین دلیل نوع نگرش جامعه به کودکان و هر گونه آزار و اذیت و شکنجه آنان امری مجاز تصور میشد (پیوندی، ۱۳۹۰). عدم آگاهی از مسائل تربیتی و ضعف والدین در رفتار و اعمال تربیت نامناسب از عوامل افزون کننده کودک آزاری به حساب می آید، در نتیجه تأکید به افزایش آگاهی عمومی نسبت به پدیده کودک آزاری از طریق اجرای برنامه های آموزشی برای تغییر باورهای سنتی و تادرست که به سلامت کودکان لطمه وارد می کند به عنوان یک امر پیشگیری مهم و ضروری تأکید شده است (شعاع کاظمی، مؤمنی، ۱۳۹۲). والدین مهم ترین روابط کلیدی و حیاتی را با کودک خود دارند، آن ها می توانند به شیوه های مختلف نظم را در خانواده برقرار کنند و از کودکشان به نحو احسن مراقبت کنند. والدین شایسته به روش های گوناگون به رشد فرزندشان کمک می کنند و نیازها و انتظارات خود را با نیازها و توانایی های آن ها هماهنگ می کنند. البته پدر و مادرها انسان اند و گاه ممکن است کودک خود را تنبیه و یا بی توجهی نشان دهند، در حقیقت گاهی برای ادب کردن کودکان رفتارهای قاطعانه بابیان و ابراز کلامی ضروری است. والدین غالبا به آموزش و کمک نیاز دارند تا روش های موثر مراقبت از کودک را یاد بگیرند، در غیر این صورت والدینی که نیازهای کودک خود را زیر پا می گذارند، کودک خود را بیشتر در معرض سوء استفاده های جنسی، جسمی، عاطفی و حتی غفلت قرار میدهند (سیفی، ۱۳۸۹). سوالی که شاید به خوبی به آن پاسخ داده نشده این است که سواد و تحصیلات دانشگاهی والدین پر میزان شناخت آنان از انواع کودک آزاری و رفتارهای آزار دهنده چگونه است؟ و این شناخت و آگاهی چگونه می تواند تأثیری بر عدم استفاده از این رفتارهای آزاردهنده داشته باشد؟ مطالعات متعددی به عوامل زمینه ساز کودک آزاری پرداخته و در نتیجه از میزان تحصیلات والدین به عنوان عامل زمینه ساز کودک آزاری اشاراتی شده است ولی به طور اخص و عمیق که چگونه و تا چه میزان می تواند تأثیر داشته باشد مطالعه ای انجام نشده و با معدود می باشد کاهش کودک آزاری به شرطی اتفاق می افتد که والدین، مراقبین از اصل قضیه مطلع باشند و قبول کنند که حتی در جامعه ما کودک آزاری وجود دارد و از انواع رفتارهای کودک آزاراته آگاه باشند و بر همین اساس برای جلوگیری از وقوع آن اقدام کنند، تحقیقی در این زمینه که تحصیلات دانشگاهی چه تأثیراتی بر میزان آگاهی و شناخت انواع کودک آزاری دارد محقق بافت نکرده، در نتیجه محقق در این پژوهش در صدد است تا میزان شناخت و آگاهی والدین (مادر و پدر) با و بدون تحصیلات دانشگاهی و اطلاعات آنان در رابطه با عوامل و عواقب کودک آزاری و انواع آن را بسنجد که چگونه است؟

اهمیت و ضرورت پژوهش:

رفتار های کودک آزارانه یک مشکل جسمانی با عواقب جدی و طولانی مددت در زندگی انسان به شمار می آید. به رغم بررسی های اخیر، اطلاعات توصیف می کند در کل شیوع بدرفتاری کودک در بسیاری از کشورهای کم درآمد و کشورهایی با درآمد متوسط بیشتر است و از عواقب مادام العمر از بدرفتاری با کودکان شامل اختلال

مشخصات
  • جنسیت زن
  • وابسته به کلینیک
  • تجارب / مهارت ها
  • دانشگاه دانشگاه علامه طباطبائی
  • رشته تحصیلی مشاوره مدرسه
  • گواهینامه ها
  • پست های مدیریتی
  • مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد
  • کلمات کلیدی سپیده انصاری روانشناس، سپیده انصاری مشاور، سپیده انصاری روان درمانگر، سپیده انصاری روانپزشک، سپیده انصاری متخصص اعصاب و روان، سپیده انصاری روانسنج
تخصص ها
  • روانشناسی تحصیلی
تصویر
سپیده انصاری
مشاوره تحصیلی و شغلی
(3)

E-Teb.com © Copyright 2016 روانشناس یا روانپزشک. تمامی حقوق محفوظ است.

دکتر - مشاوره خانواده - پزشک - مشاوره آنلاین - شماره دکتر