منو
X

تصویر
صالحه قاسم پور
روانشناس بالینی و فردی
(3)
آمار این متخصص
(3) رای
0%

دقت

80%

مفید بودن

0%

دانش و مهارت

80%

رفتار بالینی

0%

وقت شناسی

40%

هزینه اقتصادی

توضیحات پروفایل
  

صالحه قاسم پور هستم، فارغ التحصیل روانشناسی بالینی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه علامه طباطبائی در سال ۱۳۹۱، پایان نامه ی اینجانب تحت عنوان “اثر بخشی آموزش بازشناسی هیجان ها بر مهارت های اجتماعی کودکان با اتیسم عملکرد بالا” می باشد که در ادامه بخشی از آن را مطالعه می کنید:

دانشکده علامه طباطبایی

دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی

پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته روان شناسی بالینی

عنوان:

اثر بخشی آموزش بازشناسی هیجان ها بر مهارت های اجتماعی کودکان با اتیسم عملکرد بالا

استاد راهنما:

دکتر احمد برجعلی

استاد مشاور:

دکتر محمد رضا محمدی

نگارش:

صالحه قاسم پور

۱۳۹۱

فهرست مطالب

عنوان

فصل اول: چارچوب پژوهش

مقدمه

بیان مسئله

اهمیت و ضرورت پژوهش

هدف پژوهش

فرضیه های پژوهش

متغیرهای پژوهش

تعریف مفاهیم پژوهش

تعاریف نظری

تعاریف عملیاتی

فصل دوم : ادبیات و پیشینه پژوهش

مقدمه

سه ویژگی اصلی اختلال های طیف اتیسم

نارسایی های اجتماعی

نارسایی های ارتباطی

الگوهای قالبی رفتار

نگرانی های هیجانی- اجتماعی در افراد دارای اختلال طیف اتیسم

رشد هیجانات در افراد عادی

هیجان های ساده و پیچیده

رشد بازشناسی هیجان رشد بازشناسی هیجان در کودکان دارای اختلال های طیف اتیسم

بازشناسی هیجان های ساده

فرآیند پردازش چهره

تبیین های شناختی برای نقص های اصلی در اختلال های طیف اتیسم

نظریه ذهن (ToM )

الگوی همدلی/ طبقه بندی

نظریه مغز بیش مردانه (EMB)

خلاصه

پیشینه پژوهش های عصب شناختی

پردازش چهره

یافته های مرتبط با برآمدگی دوکی شکل

یافته های مرتبط با آمیگدال

نورون های آیینه ای

خلاصه تصویر برداری مغزی

پیشینه پژوهش های آموزش بازشناسی هیجان ها

تحلیل رفتار کاربردی (ABA )

درمان رفتاری شناختی و یا گروه مهارت های اجتماعی

داستان های اجتماعی

آموزش بازشناسی هیجان با تکنولوژی های مکمل (AT)

پیشینه پژوهش های مهارت های اجتماعی

خلاصه

فصل سوم : روش پژوهش

مقدمه

طرح پژوهش

جامعه آماری

نمونه

روش نمونه گیری

ابزارهای پژوهش

نیم رخ مهارت های اجتماعی اتیسم

پرسشنامه اتیسم گیلیام (گارس)

روش اجرای پژوهش

مراحل کار آموزش بازشناسی هیجان

روش گردآوری داده ها

روش تجزیه و تحلیل

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده های پژوهش

مقدمه

بحث پیرامون مشخصات جمعیت شناختی نمونه

تحلیل داده ها

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری

بحث پیرامون نتایج پژوهش

نتیجه گیری

محدودیت های پژوهش

پیشنهاد ها

پیشنهاد های پژوهشی

پیشنهادهای کاربردی

فهرست منابع

منابع فارسی

منابع انگلیسی

پیوست ها

چکیده

هدف از این پژوهش تعیین اثر بخشی آموزش بازشناسی هیجان ها بر مهارت های اجتماعی کودکان دارای انیسم با عملکرد بالا است. در این پژوهش از طرح آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان مبتلا به اتیسم شهر تهران است که در سال تحصیلی ۹۱-۹۰ در مدارس مخصوص این کودکان درس می خواندند. حجم نمونه ۲۱ پسر ۶ تا ۱۲ سال با انیسم عملکرد بالا بودند که به صورت در دسترس انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه ائیسم گیلیام و نیمرخ مهارت های اجتماعی اتیسم بر روی هر دو گروه اجرا گردید و سپس آموزش بازشناسی هیجان ها در ۵ مرحله، به مدت ۶ هفته و هر هفته ۲ جلسه برای گروه آزمایش اجرا گردید و در اتمام جلسات مداخله، ۲ آزمون به طور مجدد برای هر دو گروه اجرا گردید. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش بازشناسی هیجان ها منجر به بهبود مهارت های اجتماعی ( ۰۳۰/۰= P) و کاهش نارسایی های تعامل اجتماعی  ( ۰۱۵/۰= P) و حتی کاهش نارسایی های ارتباطی ( ۰۱۰/۰=P) افراد دارای اتیسم با عملکرد بالا در مقایسه با گروه کنترل می گردد ( ۰۵/ ۰ >P).

کلیدواژه ها: انیسم، مهارت های اجتماعی و آموزش بازشناسی هیجان ها

مقدمه

اختلالات طیف درخودماندگی یا اختلالات رشدی فراگیر ، نوعی ناتوانی رشدی می باشند که به طور معناداری بر ارتباطات کلامی و غیر کلامی و تعامل اجتماعی فرد اثر می گذارند. این افراد نارسایی هایی در مهارت های اجتماعی و ارتباطی داشته و همچنین الگوهای کلیشه ای و تکراری در رفتار خود نشان می دهند (هاردمن ، درو واگن ، ۲۰۰۲، ترجمه علیزاده، گنجی، یوسفی لوپه و یادگاری، ۱۳۸۸). اختلالات رشدی فراگیر شامل اختلال در خودماندگی، اختلال آسپرگر ، اختلال فراگیر رشدی تصریح نشده ، نشانگان رت و اختلال از هم پاشیدگی کودکی می باشد (هالاهان و کافمن ، ۲۰۰۶).مطالعات اخیر نشان داده است که مشکل اصلی کودکان با آسپرگر/ اتیسم عملکرد بالا در حیطه مهارت های اجتماعی، ناتوانی در آغاز گری اجتماعی و شناخت اجتماعی هیجانی می باشد نه بی تفاوتی با انزوای اجتماعی، این کودکان از طرفی تمایل به برقراری ارتباط اجتماعی با همسالان خود داشته و در غیاب چنین روابطی احساس تنهایی و افسردگی می کنند و از طرف دیگر روابط دوستانه ضعیفی دارند و بدلیل محدودیت در شناخت اجتماعی و ابراز هیجانی، نمی توانند بطور مناسبی با همسالان خود وارد تعامل شوند (بالکونی ، ۲۰۰۷، باو مینگر و کساری ، ۲۰۰۰). چهره انسان به عنوان یک ابزار ارتباطی به فرد اجازه می دهد تا حالت های هیجانی و نگرش های خود را ابراز کند (بالکوئی، ۲۰۰۸). در بافت های ارتباطی، توانایی رمز گشایی سریع و صحیح ابرازهای هیجانیافراد دیگر، می تواند باعث شود رفتارهای فرد بصورت مناسبی با الزامات بافتاری همسو شود. به عبارت دیگر، ابراز های چهره ای به عنوان علامت های ارتباطی اساسی، از ارزش تعاملی و کارکرد ساز گارائه بالای برخوردار هستند (بتی و همکاران ، ۲۰۱۱).کودکان با اختلالات رشدی فراگیر عموما به علت فقدان تماس چشمی و توجه به چهره انسان، در رمز گشایی نشانه های هبجائی عملکرد نامناسبی از خود نشان می دهند؛ این ناتوانی در چارچوب نارسایی عمومی آنها در فرآیند شناخت اجتماعی توجیه می شود (بالکونی، ۲۰۰۷).شناخت اجتماعی به عنوان پردازش اطلاعاتی که با هدایت رفتارهای اجتماعی مرتبط است تعریف می شود و با ادراک، توجه، حافظه و تفکر درباره افراد دیگر مرتبط بوده و هیجان ها و پردازش انگیزه ها را در بر می گیرد (لاکرو کس و همکاران ، ۲۰۰۹).شناخت هیجان به عنوان توانایی کودک در تمایز گذاری بین ابراز های هیجانی متفاوت در تظاهرات چهره ای، بدنی و کلامی خود و دیگران و درک معتای بافتاری – اجتماعی آنها تعریف شده است. شناخت هیجانات اصلی – شادی، غمگینی، خشم، ترس و از هیجان های پیچیده اجتماعی مانند خجالت، همدلی، شگفت زدگی با غرور در مطالعات مختلفی بر روی کودکان دارای اتیسم با عملکرد بالا بررسی شده است (بوتیلار و همکاران، ۱۹۹۹). _بدلیل اینکه چهره انسان نقش مرکزی هم در ایران و هم در ارتباطات هیجانی دارد، اکثر مطالعات بر چهره و بازشناسی هیجانهای پایه ای (شادی، غم، ترس، خشم) تمرکز دارند. بسیاری از مطالعات، نقص در بازشناسی هیجان در افراد دارای اختلالات طیف اتیسم را در مقایسه با افرادی عادی نشان می دهند (رین و کاراجین ، ۲۰۱۰؛ والاس ، کولمن و بایلی ،۲۰۰۸؛ بوراستون ، بلکمور ، سیاور و آکوس ، ۲۰۰۷ درول ، روندان ، گپتر و تاردیف ، ۲۰۰۴ء هل ، برتوز وقریس ۲۰۰۴۰؛ دیک ، فرگوسن و شوکت ، ۱۲۰۰۱ نجیکیکجین و همکاران، ۲۰۰۱) این نقص هم در کودکان با اتبسم عملکرد پایین (کلانی ، باتاچی و آرسیلیکونو ، ۱۹۹۹؛ هابسون ، ۱۹۸۶) و هم در عملکرد بالا مشاهده می گردد الوزانو ، بالستا و ألکاراز ، ۲۰۱۱ء ترین و کاراجین ، ۲۰۱۰؛ لیندنر و روست ،۲۰۰۶).تلاش های پیشین برای آموزش بازشناسی هیجان به کودکان و بزرگسالان دارای اختلال طیف درخودماندگی یا بر روش های تحلیل رفتار کاربردی تمرکز داشته اند و یا بخشی از مراحل آموزش مهارت های اجتماعی در گروه ها بوده است. این برنامه ها ی آموزشی به طور اختصاصی بر روی آموزش بازشناسی هیجان به طور منظم تمرکز نداشته و به جای آن مشکلات دیگر همچون مکالمه، کاهش رفتارهای نامناسب اجتماعی، بهداشت فردی و نظیر آن را مدنظر قرار گرفته اند (گولان و بارون – کوهن ، ۲۰۰۶).پژوهش های گوناگون نشان داده اند افراد دارای درخودماندگی، علیرغم وجود مشکل در زمینه مهارت های اجتماعی، از توانمندی نظم دهی خوبی برخوردار بوده و توجه زیادی به جزئیات دارند و آموزش صحیح می تواند باعث بهبود عملکرد آنها شود (بارون – کوهن و ویلر ایت” ۲۰۱۴ بارون – کوهن،۲۰۰۳؛ بارون – کوهن و همکاران، ۲۰۰۳)۔از آنجا که جهان اجتماعی یک سیستم باز، غیر قابل پیش بینی و وابسته به موقعیت بوده و مفهوم پردازی آن با استفاده از قواعد ثابت کاری مشکل می باشد، آموزش مستقیم در زمینه مهارت های اجتماعی و بازشناسی هیجان ها در صورتی از اثربخشی بیشتری برخوردار خواهد بود که این کار با فراهم آوردن سیستمی از هیجان ها و با استفاده از مهارت های نظم دهی صورت گیرد (گولان و بارون – کوهن، ۲۰۰۶).در سال های اخیر تلاش هایی در زمینه آموزش هیجان ها به افراد با اختلال اتبسم عملکرد بالا صورت گرفته است که از آن جمله می توان به پژوهش های لوزانو، بالستا و آلکاراز (۲۰۱۱)، گولان و بارون کوهن (۲۰۰۶) و باو مینگر (۲۰۰۲) اشاره کرد. نتایج این پژوهش ها نشان دهنده اثربخشی آموزش باز شناسی و ابراز هیجان ها بر بهبود مهارت های اجتماعی افراد با اتیسم عملکرد بالا بوده است.

بیان مسئله

نارسایی های اجتماعی – نابهنجاری در تعامل اجتماعی و مشکلات مرتبط با ایران و بازشناسی هیجان – به عنوان بخشی از نقایص محوری مرتبط با نشانگان اتیسم در نظر گرفته می شوند (هاردمن، درو واگن،۲۰۰۲؛ ترجمه علیزاده، گنجی، بوسفی لویه و باد گاری، ۱۳۸۸). فقدان مهارت در ایران و بازشناسی هیجان ها برجسته ترین ویژگی بالینی از نارسایی های اجتماعی افراد دارای اتیسم بوده و احتمالا یکی از معنادار ترین موانع برای تعامل صمیمانه با دیگران و ارتباطات اجتماعی را شکل می دهد.چهره که ابزاری جهت رمز گشایی نشانه های هیجانی است عامل اساسی در پردازش هیجان ها بشمار می رود، چهره ها نقش کلیدی در تعاملات اجتماعی بازی می کنند و بازشناسی چهره برای موفقیت در ارتباطات بین فردی نقش تعیین کننده ای دارد (یتی و همکاران ۲۰۱۱: بالکونی، ۲۰۰۸). بدین دلیل برخی از مطالعات بر چهره و بازشناسی هیجانهای پایه ای (شادی، غم، ترس، خشم) تمرکز داشته اند. بسیاری از مطالعات، نقص در بازشناسی هیجان در افراد با اختلالات طیف اتیسم را در مقایسه با افراد عادی نشان می دهند (رین و کاراجین، ۲۰۱۰ء والاس، کولمن و بایلی، ۲۰۰۸ پوراستول، بلکمور، سیاور و اکوس ۲۰۰۷، در ول، روندان، گینر و تاردیف، ۲۰۰۴ء هل، برتوز و فریس، ۶۲۰۰۴ دیک، فرگوسن و شوکت، ۲۰۰۱ نجبکیکجبن و همکاران، ۲۰۰۱)تلاش های پیشین برای آموزش باز شناسی هیجان به کودکان و بزرگسالان با اختلال طیف درخودماندگی پا بر روش های تحلیل رفتار کاربردی تمرکز داشته اند و یا بخشی از مراحل آموزش مهارت های اجتماعی در گروه ها بوده است. این برنامه های آموزشی به طور اختصاصی بر روی آموزش بازشناسی هیجان به طور منظم تمرکز نداشته و به جای آن مشکلات دیگر همچون مکالمه، کاهش رفتارهای نامناسب اجتماعی، بهداشت فردی و نظیر آن مدنظر قرار گرفته اند (گولان و بارون کوهن، ۲۰۰۶).با توجه به پژوهش های انجام شده و نارسایی افراد اتیستیک در باز شناسی و ابراز هبجائی صحیح، پژوهشگر قصد دارد به بررسی این مسئله بپردازد که آیا آموزش باطشناسی هیجان به افراد با اتیسم عملکرد بالا اثر بخش بوده و باعث بهبود مهارت های اجتماعی می شود؟ از آنجایی که مشکل اصلی کودکان با اتیسم عملکرد بالا در حیطه مهارت های اجتماعی، ناتوانی در آغاز گری اجتماعی و شناخت اجتماعی – هیجانی می باشد و بدلیل محدودیت در شناخت اجتماعی و ابراز هیجانی، نمی توانند بطور مناسبی با همسالان خود وارد تعامل شونده (بالکونی، ۲۰۰۷، باو مینگر و کساری، ۲۰۰۰): افزایش سطح استرس، اضطراب، افسردگی و عزت نفس پایین در این افراد مشاهده می گردد (زرافشان و ارسلانی، ۱۳۹۰).در پژوهش های اخیر (کاتونگ، ۲۰۰۹: هووافنگ و همکاران، ۲۰۰۸؛ تس و همکاران، ،۲۰۰۷ تساتسانیس و همکاران، ۲۰۰۴؛ کوئینگ و مگیل، ۲۰۰۱ ) با توجه بیشتری به مطالعه ویژگی های منحصر به فرد اجتماعی – هیجانی افراد با اتبسم عملکرد بالا شده است. برای این دسته از کودکان که از توانایی های زبانی پیچیده تری برخوردارند، مداخلات درمانی بر پایه تکالیف شناخت اجتماعی نظیر باز شناسی و ابراز هیجانات، درک ارتباطات غیر کلامی و درک تقابل اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته اند. با این وجود، مطالعات داخلی به این امر کمتر توجه نموده و همچنان به استفاده از تکنیک های تغییر رفتار و با آموزش مهارت های اجتماعی بدون استفاده از تکالیف شناختی پرداخته اند. در نتیجه انجام چنین پژوهشی ضرورت دارد.

هدف پژوهش

هدف این پژوهش تعیین میزان اثربخشی آموزش بازشناسی هیجان ها بر مهارت های اجتماعی کودکان دارای

اتیسم عملکرد بالا می باشد.

فرضیه های پژوهش

آموزش بازشناسی هیجان ها به افراد با اتیسم عملکرد بالا اثر بخش بوده و باعث بهبود مهرات های اجتماعی می شود.

بین مهارت اجتماعی افراد با اختلال اتیسمی که آموزش بر روی آنها اجرا شده با افراد دارای اتیسمی که این روش آموزشی بر روی آنها اجرا نشده تفاوت وجود دارد.

متغیرهای پژوهش

متغیر مستقل: آموزش شناخت هیجانها

متغیر وابسته: مهارت های اجتماعی

متغیر کنترل هوش، سن، جنسیت و نوع اختلال۔

تعریف مفاهیم پژوهش

تعاریف نظری

بازشناسی هیجان: به عنوان توانایی کودک در تمایز گذاری بین ابراز های هیجانی متفاوت در تظاهرات چهره ای، بدنی و کلامی خود و دیگران و درک معنای بافتاری – اجتماعی آنها تعریف شده است (بوتیلار و همکاران، ۱۹۹۹).

مهارت های اجتماعی: توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه خاص اجتماعی، به طریق خاص که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد ( سلطانی، ۱۳۸۴).

اختلال در خودماندگی: درخودماندگی یک اختلال رشدی فراگیر است که مهم ترین نشانگان ضروری برای تشخیص آن عبارت اند از: نقائص اجتماعی، نقائص ارتباطی و الگوهای کلیشه ای رفتار.

این تعریف به پیدایش انحراف از رشد بهنجار پیش از سه سالگی اشاره می کند، در حالیکه نشانه های درخودماندگی در نخستین سال های زندگی پایدار می شود. با وجود این، معنای این تعریف چنین نیست که اگر نشانه های کودک پس از سه سالگی رشد کرد دیگر نمی توان در خودماندگی را تشخیص داد (انجمن

روان پزشکی آمریکا، ۲۰۰۰)

به طور کلی و از منظر بالینی و پژوهشی به دور زیر گونه اتیسم اشاره می شود. اتیسم با عملکرد پایین و اتیسم با عملکرد بالا (براد شاو ، برتون و تونگ ، ۲۰۰۲). اتیسم با عملکرد بالا اصطلاحی اختصاصی برای اتبسم بدون عقب ماندگی ذهنی است (ملیس ، سوانسون ، هولورستوت و دانکن ، ۲۰۰۷).

اتیسم با عملکرد بالا با کنش های شناختی سالم هوشبهر بالای ۷۰ و عدم وجود آسیب های مغزی قابل شناسایی، بافته های نورولوژیک یا نشانه های بیولوژیک همراه است ( براد شار و همکاران، ۲۰۰۷)

تعاریف عملیاتی

آموزش بازشناسی هیجان: مداخله آموزش درک و بازشناسی هیجان ها بر اساس پروتکل توسط هولین بارون کوهن و هادوین (۱۹۹۹) انجام می شود؛ این پروتکل شامل ۵ گام می باشد.دستور العمل کلی در تمام مراحل بالدین گونه است که در ابتدای هر مرحله، فرد مورد ارزیابی قرار میگیرد. اگر درست جواب دهد مرحله را گذرانده و وارد مرحله بعد می شود در غیر این صورت آموزش بر اساس پروتکل اجرا می شود؛ در صورتی که آزمودنی توانایی بازشناسی هیجان ها را داشته باشد وارد چرخه آموزش نمی گردد.

مشخصات
  • جنسیت زن
  • وابسته به کلینیک
  • تجارب / مهارت ها
  • دانشگاه دانشگاه علامه طباطبائی
  • رشته تحصیلی روانشناسی بالینی
  • گواهینامه ها
  • پست های مدیریتی
  • مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد
  • کلمات کلیدی صالحه قاسم پور روانشناس، صالحه قاسم پور مشاور، صالحه قاسم پور روان درمانگر، صالحه قاسم پور روانپزشک، صالحه قاسم پور متخصص اعصاب و روان، صالحه قاسم پور روانسنج
تخصص ها
  • روان‌شناسی بالینی
تصویر
صالحه قاسم پور
روانشناس بالینی و فردی
(3)

E-Teb.com © Copyright 2016 روانشناس یا روانپزشک. تمامی حقوق محفوظ است.

دکتر - مشاوره خانواده - پزشک - مشاوره آنلاین - شماره دکتر