منو
X

تصویر
فاطمه زنگنه کیا
مشاور خانواده
(3)
آمار این متخصص
(3) رای
0%

دقت

0%

مفید بودن

80%

دانش و مهارت

60%

رفتار بالینی

0%

وقت شناسی

40%

هزینه اقتصادی

توضیحات پروفایل
  

من فاطمه زنگنه کیا هستم، فارغ التحصیل روانشناسی خانواده درمانی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی در سال ۱۳۹۴، پایان نامه ی اینجانب تحت عنوان “نقش واسطه ای قصه عشق در رابطه بین دلبستگی و رضایت زناشویی افراد متاهل” می باشد که در ادامه بخشی از کلیات پژوهشی آن را مطالعه می کنید:

 

بیان مسئله

عشق حالتی روانشناختی است که در طول دهه های اخیر توسط روانشناسان مورد توجه قرار گرفته است )فرح بخش۰۴۵۳ ( عشق به عنوان یکی از نیازهای روانشناختی اساسی مطرح میشود ( و شفیع آبادی، ۰۲۲۵ (. از نقطه نظر دیچ ۰که فقدان آن می تواند با مشکلات روانشناختی همراه باشد )دیون ۰ و دیون، ۰۴۴۰ (. نظریه های مطرح شده درباره)۰۴۵۳( عشق، تعاریف مختلفی از عشق ارائه میکنند و آن را به انواع مختلف تقسیم بندی میکنند. برای مثال، لی ۳مدل چرخهای عشق را معرفی میکند که در آن سه سبک نخستین عشق وجود دارد: اروس ۹ )عشق به یک فرد آرمانی(،لودوس ۵ )عشق به عنوان بازی یا عشق تفتی(، استورگ ۶ )عشق دوستانه(. ترکیب این سه سبک نخستین سبکهایمتقاوت عشق را به وجود میآورد که برخی از آنها ویژگیهای کاملا متفاوتی از عناصر سازنده خود دارند. عشقعملگرایانه ۵ )ترکیبی از لودوس و استورگ(، عشق شیدایی ۱ )ترکیبی از لودوس و اروس(، عشق وظیفه شناختی ۴)ترکیبی از لودوس و استورگ(.

۱ ( نیز عشق را به دو نوع اصلی تقسیم نموده اند، عشق شهوانی و عشق مصاحبتی. عشق ( هاتفیلد ۰۲ و والستر ۰۰شهوانی با هیجانهای شدید، تمنای جنسی و اشتغال فکری شدید به معشوق مشخص میشود. این عشق آغازی سریعو آتشین دارد و تقریبا بهطور اجتنابناپذیری با گذشت زمان رو به سردی میگذارد. گاهی نیز عشق شهوانی مقدمهایبرای پرورش عشق مصاحبتی میشود که تجربه خفیفتر و پایدارتری است و با احساس اعتماد متقابل، قابلیت اتکا وگرمی مشخص میشود. به اعتقاد آنها ترکیب عشق شهوانی و مصاحبتی بهترین شکل عشق است. آرون ۰۰ و آرون ۰۴۱۶ ( با ارائه نظریه عشق به مثابه راهی برای بسط و گسترش خود، بیان میکنند که اشخاص جذب کسانی میشوند (که فرصتی برای بسط و گسترش آنها به شمار میآیند و مشابهت داشتن به عنوان پیششرط رابطه به حساب میآید.

عشق و کیفیت آن از مهمترین تعیین کنندههای رضایت زناشویی هستند. سبک های عشق اروس، استورگ، عملگرایانهو وظیفه شناختی با رضایت زناشویی رابطه مثبت دارند. سبک های عشق لودوس و شیدایی با رضایت زناشویی رابطهمنفی دارند. همچنین از بین متغیرهای پیش بین سبک های عشق اروس، شیدایی و عملگرایانه پیش بینی کننده۰۲۰۹ (. بسیاری از افراد عشق رمانتیک را ، معناداری برای رضایت زناشویی هستند )امان الهی، ۰۳۴۰ و تقوی دینانی ۰به عنوان اساسی برای ازدواج درنظر میگیرند )دیون و دیون، ۰۴۴۰ (. برخی از پژوهشگران نیز عشق را کیفیتی میدانند۰۴۴۹ (. روابط توام با عشق ، که موجب جذب دو فرد به یکدیگر و ایجاد پیوندهای عاطفی عمیق میشود )پیستول ۰محیطی را برای رشد فراهم میکند، در طول چنین روابطی هر فرد به خودآگاهی، عزتنفس و سلامت روانی بیشتری.)۰۲۲۴ ، دست مییابد. بنابراین هر فرد اجازه مییابد تا دلبستگی بیشتری به رابطه پیدا کند )آکودو ۳ و آرون ۹۰۴۴۹ ( باور دارد که عشق بخش مهمی از ازدواج موفق است. بسیاری از مطالعات نشان دادهاند که عشق رابطهای ( بک ۵٫) قدرتمند با رضایت زناشویی دارد )دیون و دیون، ۰۴۴۰ ؛ حافظی و جمنژاد، ۰۲۰۲

همانطور که اشاره شد نظریههای مختلف تعاریف متفاوتی برای عشق مطرح کردهاند و پژوهشهای متفاوتی نیز درزمینه تاثیر عشق بر روابط زوج انجام شده است، ولی هیچیک به این سوالها پاسخی نمیدهند که: چرا افراد عاشقشخص بهخصوص میشوند و نه عاشق فرد دیگری؟ و چرا انتخابهای افراد غالبا مشابه هم هستند، هرچند ممکن است۰۴۴۱ ( در پاسخ به این سوالها نظریهای ،۰۴۴۶ ،۰۴۴۵ ،۰۴۴۹( تمامی آنها با شکست مواجه شده باشند؟ استرنبرگ ۶با عنوان عشق به عنوان یک داستان را مطرح کرده است. وی معتقد است افراد داستانهایی را در مورد عشق شکلمیدهند و بعد به دنبال تحقق بخشیدن به آن هستند. افراد متفاوت با درجات بالاتر یا پایینتر میتوانند با این داستانها، تناسب داشته باشند. او قصه های عشق را به پنج گروه اصلی تقسیم می کند: قصه های نامتقارن ۵، موضوعی ۱، مشارکت ۴روایت گونه ۰۲ و گونه ای ۰۰ که هر کدام از آنها شامل زیر مجموعه هایی می شوند. بر این اساس قصه های نامتقارن براین نظر گاه شکل گرفتند که عدم تقارن یا رفتار مکمل زوج ها مبنای یک رابطه صمیمانه است. قصه هایی موضوعیقصه هایی هسنتد که به نظر می رسد که جفت یا رابطه آنها وسیله ایست برای رسیدن به هدفی که خارج از رابطه آن دو قرار دارد. قصه های مشارکت بر این اساس است که جفت ها قصد دارند که با هم کار کنند به این منظور که چیزیبیافرینند یا انجام دهند یا حفظ کنند. قصه های روایت گونه از این دیدگاه سرچشمه می گیرند که متنی وجود داردکه بیرون از رابطه قرار دارد و نسخه و دستورالعملی است که سمت و سوی رابطه را می نمایاند. در قصه های گونه هابر روال یا شیوه حضور در رابطه تاکید می شود و نه بر اهداف آن رابطه یا بر اصول زیر بنایی فراسوی آن رابطه.

۰۲۲۰ ( معتقدند که هر فرد، خود قصهاش را مینویسد. بنابراین قصه وی با سایرین متفاوت ( استرنبرگ، حجت ۰ و بارنز ۰است. حتی اگر نوع قصه یکی باشد، هر قصه الگوی خاصی از رفتار و افکار را دارد بنابراین افرادی با قصههای متفاوتالگوی فکری و رفتاری خاصی را دنبال میکنند. همانطور که در دیدگاه شناختی افکار خودآیند مورد بررسی و تفحص۰۴۵۳ (، داشتن قصه خاصی از عشق نیز میتواند در داشتن تعریفی از چیستی ، قرار میگیرند )بک، ۰۴۵۶ ؛ الیس ۳روابط عاشقانه نقش داشته باشد. هریک از داستانها مزایا و معایب سازگارنهای دارند. ممکن است داستانی خاص باابعاد محیط اجتماعی معینی سازگاری بیشتری داشته باشد. سرانجام اینکه داستانها هم علت هستند و هم معلول کههمواره با زندگی ما در تعاملاند. داستانهایی که با خود به رابطه میآوریم، موجب میشوند تا مسائل خاصی را باورکنیم و حتی به شیوه به خصوصی رفتار کنیم و در عین حال رشد شخصی و تعاملات ما با دیگران را شکل داده، تغییر.) و تعدیل میکند)استرنبرگ، حجت و بارنز ۰۲۲۰استرنبرگ و همکارانش ) ۰۲۲۰ ( باور دارند که داستانهایی که هر فرد شکل میدهد تحت تاثیر عوامل مختلفی همچونتجربیات شخصی وی، داستانهایی که در کودکی شنیده و الگوهای روابط عاشقانهای که در والدین یا خویشاوندان ویا از تلویزیون و فیلمها مشاهده کرده یا آنچه از مکالمه با دیگران درمورد روابطشان شنیده است و … قرار دارد. کسیدیو شاور ) ۰۴۴۴ ( نیز معتقدند که عشق به فرد بزرگسال را میتوان ادامه فرایند دلبستگی در نظر گرفت.

در روانشناسی، مفهوم دلبستگی اغلب تداعی کننده رفتارهای کودکی است. کارهای اولیه بالبی بر روی دلبستگی،جدایی و از دستدادن )بالبی، ۰۴۶۴،۰۴۵۳،۰۴۱۲ ( نشان میدهند که کودکان چگونه از لحاظ هیجانی به مراقب اولیهخود دلبسته و در فقدان وی دچار آشفتگی هیجانی میشوند.) ۰۴۴۵ (، دلایلی را برای وجود این رابطه بیان میکنند. از دیدگاه آنها دلبستگی ممکن است ۰ ( ، کرنز ۹و استیون ۵انتظارتی را در زمینه چگونگی برقراری ارتباط با دیگران ایجاد کند؛ ۰( به عنوان پایگاه امن برای افزایش تعاملاتاجتماعی با همسالان عمل کند؛ ۳( زمینهای را برای شکل دادن سبک تعاملی کودکان فراهم کند که در آینده بهتعاملات خارج از روابط دلبستگی آنها تعمیم مییابد. چراکه، سبک دلبستگی افراد به عنوان الگوهای سیستماتیکانتظارات، نیازها، هیجانات، راهبردهای تنظیم هیجانی و رفتار اجتماعی تعریف میشود که نتیجه سیستم رفتاری دلبستگی اولیه است )شاور و میکولینسر، ۰۲۲۰ (. بنابراین، سبک دلبستگی که کودکان در ارتباط با مراقب اولیه شکل.) میدهند بر کیفیت روابط نزدیک و تعاملات اجتماعی آنها در آینده تاثیر میگذارد )کرنز و استیون، ۰۴۴۵

یکی از مفاهیم اصلی در نظریه دلبستگی گرایش طبیعی برای ایجاد پیوندهای عاطفی با افراد خاص است. در طول دوران کودکی پیوندهای عاطفی با والدین )یا نمایندگان آنها( ایجاد میشود که به عنوان منبع حمایت، آرامش و تایید شناخته میشوند. درطول دوران نوجوانی و بزرگسالی علاوه بر پیوندهای موجود، پیوندهای عاطفی جدیدی شکل ۰۴۱۴ ( ماهیت این ( میگیرند که عموما ماهیتی وابسته به جنس مخالف دارند )بالبی، ۰۴۱۱ (. از دیدگاه اینسورث ۰ پیوندهای عاطفی با ارتباطات عادی افراد تفاوت دارد. این پیوندها برای مدت طولانیتری باقی میمانند و بخشی از ویژگیهای فردی محسوب میشوند. در واقع تجارب دلبستگی دوران کودکی در ایجاد و حفظ این پیوندها نقش دارند .)۰۴۴۵ ، )راتر ۰ بالبی ) ۰۴۱۱ ( معتقد است سبک دلبستگی افراد در طول زمان ثابت باقی میماند و در مقابل تغییر مقاومت میکند.

درحقیقت دلبستگی از طریق درونی شدن به یکی از ویژگیهای فردی تبدیل میشود. روابط والد-کودک نه تنها بر روابط اجتماعی آینده وی تاثیر میگذارند بلکه بر تصویر فرد از خود، نگرشهای وی نسبت به دیگران و انتظاراتی کهاز روابط آینده دارد نیز تاثیر میگذارند. از دیدگاه آنها، اگر فردی در کودکی تجارب لذتبخشی را با مراقب اصلی خودداشته باشد، در بزرگسالی میتواند خود را به عنوان فردی در نظر گیرد که ارزش عشق ورزیدن و داشتن روابط صمیمیبا دیگران را دارد. این احساس توانایی کنار آمدن با مشکلات زندگی و ایجاد روابط نزدیک با دیگران را برای فرد فراهم.)۰۴۴۵ ، میکند )کووی ۳

) برخی پژوهشها نیز نشان دهنده رابطه دلبستگی با عشق در افراد است. برای مثال، پژوهش حناری و صارمی ) ۰۲۰۵۰۴۴۲ ( نیز ( نشان داد که سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا با سبک عشق وسواسی رابطه دارد. همچنین فینی ۹ و نولر ۵به این نتیجه رسیدند که افراد با سبک دلبستگی ایمن، اعتماد بیشتری به روابط خانوادگی داشته و در روابط عاشقانهپایدار اند، در صورتیکه افراد با سبک دلبستگی اجتنابی اشتیاق کمی به تجربه عشق داشته و افراد با سبک دلبستگیدوسوگرا هر چند تمایل به تعهد در رابطه داشتند ولی روابط عاشقانه در میان این گروه بسیار کم بود.

همچنین سبک های دلبستگی در سازگاری زناشویی نیز تاثیرگذار است. پژوهش ها نشان می دهند افراد با سبکدلبستگی بیمناک و بی تفاوت به ترتیب دارای بیشترین و کمترین سازگاری زناشویی نسبت به سایر گروه ها هستند. سطح سازگاری زناشویی افراد با سبک های دلبستگی ایمن و مشغولانه نیز بین دو گروه فوق قرار می گیرد )شاکر ۰٫)۰۲۰۲

در اواخر دهه ۰۴۱۲ هازن و شاور نظریه دلبستگی را به روابط بزرگسالان توسعه و تعمیم دادند. این نظریه از آن جهتطراحی شده بود تا عشق نوزادی انسان و دلبستگی آنان را به مراقبین به گونه ای توصیف نماید تا چارچوبی را برایمطالعه عشق رمانتیک و ارتباطات زوجین بالغ فراهم نماید)اینثورث، بلهر ۰، وارتز و وال، ۰۴۵۱ ، بالبی، ۰۴۱۰ ، هازن و۰۴۱۱ (. برخلاف روابط مادر و نوزاد، ارتباطات عاشقانه بین بزرگسالان شامل دو ، شاور، ۰۴۱۵ ، شاور، هازن و برادشو ۳زوج است که دارای شرایط نسبتا برابری هستند، یعنی هر دو آنها بارها مورد تهدید واقع شده اند، ترسیده و هراسانشده اند، متحمل صدمه و آسیب شده اند و نیازمند حمایت یا آسایش و راحتی اند. در صورت نیاز هر دو آنها نسبت بههم مراقبینی حمایت کننده و همدردی کننده هستند و هر دو از نظر جنسی تحریک شده و درصدد رضایت و لذتجنسی اند. در چنین روابطی، شرایط و ویژگی های هر دو زوج و ترکیب منحصر به فردشان بر هیجانات و عواطف،۰۲۲۳ (. سه سبک ارتباطی که با این مقیاس مورد سنجش قرار می ، رفتار و پیامد های آن تاثیر می گذارد )جانسون ۹گیرند یعنی اجتنابی، مضطرب و ایمن، درست مشابه با سه الگوی عمده دلبستگی مادر-نوزاد هستند که به وسیلهاینثورث و همکاران ) ۰۴۵۱ ( تعریف شده است. نوزادان و بزرگسالانی که سبک دلبستگی ایمن دارند افرادی هستندکه دریافته اند می توان به سادگی به دیگران اعتماد کرد، از نظر هیجانی و عاطفی کاملا باز و گشاده هستند و به روابطنزدیک صمیمی طولانی مدت مقید و پایبند هستند. افرادی که سبک دلبستگی مضطرب دارند، مطمئن نیستند کهمورد عشق و علاقه دیگران هستند، ارزش عشق ورزیدن را دارند و احتمالا مورد حمایت دیگران هستند. این وضعیتهمراه با تردید و هراس منجر به گوش به زنگی و بد گمانی در پی اطمینان بخشی، مجدد بودن، اعتراضات خشم آورمکرر و حسادت در این افراد می شود. افراد با سبک اجتنابی آموخته اند برای اینکه احساس امنیت نسبی کنند بایدشدیدا به خودشان متکی بوده و حتی هنگامی که این چنین حمایت هایی برای بقا و بالندگی ایده آل آنها ضروری همباشد. آشکارا و مستقیم حمایتی را از طرف مقابل طلب نکنند. سالهاست محققینی که دلبستگی رمانتیک بزرگسالان ۵را مطالعه می کنند، از مقیاس سه طبقه ای سبک دلبستگی بزرگسالان استفاده می کنند )شاور و هازن، ۰۴۴۳ ، شاور.)۰۴۴۹ ، و کلارک ۶

کاربرد این یافته ها در زمینه زندگی زناشویی این است که تقویت کردن حس امنیت همسر مضطرب بسیار سخت و دشوار است زیرا هر وقت که او تجربیات به ظاهر مطلوب و خوشایند عشق، نزدیکی و صمیمیت را به خاطر می آورد، مفاهیم منفی و خاطرات مربوط به صدمات گذشته و آسیب های دلبستگی نیز به طور ذهنی و به صورت خودآگاه و یا ۰۲۲۰ (. علاوه بر این، احتمال اینکه همسران اجتنابی نیز در مورد ، ناخودآگاه فعال خواهد شد)جانسون، میلیکین ۰ جدایی و ترک و رها شدن دغدغه هایی داشته باشند بسیار زیاد است، اما این به شیوه ای کاملا ناخودآگاه صورت میگیرد. کمک به آنها برای تایید و پذیرش احساسات و افکارشان نسبت به روابط نزدیک صمیمی شان ممکن است که بامقاومت زیادی رو به رو شود.

در مورد اثرات واقعی تفاوت های فردی در اضطراب و اجتناب مرتبط با دلبستگی، نتایج نشان می دهند افرادی که دلبستگی ایمن یعنی سطح پایینی از اضطراب و اجتناب را دارند، تمایل به برقراری روابطی طولانی مدت، با ثبات و ۰۴۴۲ ، هازن و شاور ، رضایت مند دارند که با سرمایه گذاری زیاد، اعتماد و دوستی مشخص می گردد) کالینز و رید ۰۰۴۴۲ (. این افراد سبک عشق ورزی را به نمایش می گذارند که تا حدی عاری از خودخواهی و ، ۰۴۱۵ ، سیمپسون ۳ نقش بازی کردن است.

دلبستگی ایمن هریک از زوجین به رضایت مندی از روابط و دلبستگی نا ایمن با تخریب رابطه و عدم رضایت مندیفرد از روابط مربوط می گردد. دلبستگی ایمن بر رضایتمندی از رابطه از طریق ۰( ارتقای ابراز باز و صادقانه عواطف و۰( سبک بالای افشاسازی تسهیل شده )خود افشایی به علاوه توانایی ،) هیجانات مثبت و منفی )فینی ۰۴۴۵،۰۴۴۴ایجاد خود افشایی در زوج مقابل()کیلان ۹، دیون و دیون ۰۴۴۱ ( و ۳( گفتگو و مذاکره دوجانبه در طی تعارضات تاثیردارد )فینی، ۰۴۴۹ (. همچنین دلبستگی ایمن با تمایل و دادن فرصتی برای شک و تردید به همسر رابطه دارد بخصوص، هنگامی که تعبیر و تفسیر کردن، رفتاری بالقوه دردسر آفرین است. در مقابل دلبستگی نا ایمن با تعقیب وزیر نظر گرفتن رفتار های اخیر زوج که ممکن است به عنوان تهدید تلقی شود رابطه دارد )فینی، ۰۲۲۰ ، جاکوبسن،.)۰۴۱۰ ، فولیتی و مک دونالد ۵

همانطور که اشاره شد سبک دلبستگی افراد هم بر رضایت زناشویی و هم بر سبک های عشق ورزی آنها تاثیر گذار است، هر چند مکانیزم اثر گذاری دلبستگی بر رضایت زناشویی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. نظریه دلبستگیبه عنوان یکی از مهم ترین نظریه ها در حوزه روابط بین فردی است و با توجه به پیشینه بررسی شده به نظر می رسدنقش مهمی در شکل گیری روابط عاشقانه داشته باشد. از سوی دیگر، پژوهشها نشان دهنده رابطه عشق با رضایتزناشویی هستند. بر این اساس به نظر می رسد شاید عشق بتواند یکی از متغیرهای تبیین کننده رابطه بین دلبستگی و رضایت زناشویی باشد. هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای قصه عشق در رابطه میان دلبستگی و رضایتزناشویی افراد متاهل است.

 

ضرورت و اهمیت انجام پژوهش

خانواده یکی از ارکان اصلی جامعه به شمار می رود و سلامت جامعه جز در قبال سلامت خانواده محقق نمیگردد. در این هزاره کلیه کشورهای جهان تلاش می کنند تا با تقویت بنیان خانواده زمینه رشد تعالی و استحکام خانواده را فراهم نمایند )نوابی نژاد، ۰۳۱۹ (. پژوهشها نشان دادهاند زوجهایی که قبل از ازدواج، ناسازگاری بیشتری با یکدیگر داشته اند بعد از ازدواج نیز بالاترین میزان طلاق را به خود اختصاص میدهند )فوئر و مونتل ۰۴۴۶ به نقل از خمسه ۰۳۱۰ (. از سوی دیگر، تقریبا تمام زوجها در ابتدای ارتباطشان سطوح بالایی از رضایت زناشویی را گزارش میکنند متاسفانه رضایت از رابطه در طی زمان در بین زوجها کاهش مییابد. به نظر می رسد شناسایی عوامل موثر بر کاهش .) و افزایش این رضایت از اصول مهم در ارتقاء سطح زندگی زناشویی است)مارکمن و هالوگ ۰۴۴۳ ؛ بسیاری از مطالعات نشان دادهاند که عشق رابطهای قدرتمند با رضایت زناشویی دارد )لی، ۰۴۵۳ ؛ دیون و دیون، ۰۴۴۰ ۰۲۲۱ ؛ حافظی و جمنژاد، ۰۲۰۲ (. به گفته ، ۰۲۲۵ ؛ سیلور ۳ ، ۰۲۲۵ ؛ استرنبرگ، ۰۲۲۰،۰۲۲۶ ؛ اولسون ۰ ، پاند ۴۳ (، بیشترین علت ازدواج و طلاق را عشق یا فقدان آن میداند. از دیدگاه وی، عشق نهتنها باعث ایجاد ( کرامر ۰ آرامش بین زن و شوهر میشود بلکه میتواند تاثیر زیادی بر روی فرزندان و تمام افراد خانواده گذاشته و موجب روابط محبت آمیز در خانواده شود. به گفته او درک پدیده عشق مهم است و پژوهش و کنکاش در این حیطه ضروری به نظر میرسد. زیرا میتواند موجب روشنسازی مسائل زیادی پیرامون مسائل خانوادگی شود.

استرنبرگ ) ۰۲۲۹ ( نیز معتقد است که عشق راهگشای اصلاح نارضایتیهای زوج است. از این رو با برنامههای توانمندسازی مبتنی بر عشق میتوان چرخههای منفی انتقاد، حمله و دفاع را از میان برداشت. وی معتقد است که در درمانهای سنتی به بهبود زندگی عاشقانه زوجها توجه میشود ولی به خود عشق توجهی نمیشود، در حالیکه شایدناکامی رابطه زوج به علت قصههای ناهمخوانی باشند که هریک از آنها دارند. از دیدگاه وی آنچه به نظر نزاع،نارضایتی، تشویش و نگرانی، قهر و ترک منزل، دعوا و مشاجره می آید، نشانگان یک علت پایدار است که نیازمند واکاوی عشق و تبیین درست آن است. البته همانطور که قبلا اشاره شد شکلگیری عشق، تحت تاثیر عوامل بسیاری همچون مشاهده ارتباطی والدین با یکدیگر،با مشاهده فیلم، خواندن کتاب، شنیدن تجربیات عاشقانه دیگران و قرار دارد )استرنبرگ، ۰۴۴۱ (. در سالهای اخیر نظریه دلبستگی به یکی از اصلی ترین چارچوب های مطالعه روابط عاشقانه تبدیل شده است )شیندلر، ۰۲۰۲ (. فینی و نولر ) ۰۴۴۶ ( با توجه به رویکرد نظری دلبستگی هازن و شاور ) ۰۴۵۱ ( در مقایسه با رویکردهای نظری دیگر به پدیده عشق، باور دارند که دیدگاه دلبستگی نه تنها رویکردی قانع کننده تر و از نظر تئوریک پایهدارتر را برای مطالعه پدیده عشق ارائه میکند، بلکه این نظریه دیدگاهی جامع ارائه میکند که دربردارنده تمام مسائل مرتبط با عشق است.

با توجه به آنچه گفته شد، می توان گفت تا کنون تحقیقات زیادی در رابطه سبک های دلبستگی و رابطه آن با متغیر هایی چون عشق و روابط زناشویی و همچنین در رابطه عشق با روابط زناشویی انجام شده است ولی رابطه متقابل این متغیرها با یکدیگر روشن نیست.

قصه های عشق در زوجین می تواند بر کیفیت روابط زناشویی و دوام زندگی اثر گذار باشد. پژوهش حاضر به این نکته اشاره دارد که عشق از منظر داستان چگونه به یاری ما می آید تا روابط عاشقانه خود را بهبود بخشیم. همچنین این پژوهش در پی پاسخ به این مشکل است که چرا تلاش هایی که در جهت تغییر روابط صورت می گیرند، چه تلاشهایی که خود زوج می کنند و چه تلاشهایی که به کمک زوج درمانگران انجام می گیرد، گاهی تا بدین حد به ناکامیمی انجامد، شاید علت ناکام ماندن این تلاش ها آن است که همه قصه هایی را نادیده می گیرند که راهبر دیدگاه فرد و برخورد وی با آن رابطه است. تا داستانی دگرگون نشود امکان دگرگونی بنیادین رابطه نیز وجود ندارد. تلاش هایی که در جهت هماهنگ کردن روابط صورت می گیرند عملا هرگز به داستان این روابط در کلیت آن نمی پردازند بلکه.) تنها به مضمون های جدا جدا یا تکه هایی از این داستان می پردازند )استرنبرگ، ۰۴۴۵ نظریه دلبستگی به عنوان یکی از مهمترین نظریه های مربوط به روابط بین فردی می تواند به ما کمک کند تا تحول این قصه ها را بهتر شناخته و از سوی دیگر با بررسی عشق به عنوان یک متغیر واسطه ای، رابطه میان دلبستگی و رضایت زناشویی را بهتر درک نماییم. افزون بر این، با وجود اینکه سالهاست نظریه دلبستگی به عنوان یک نظریه مهمدر روابط بین فردی شناخته شده است، ولی شکاف بزرگی در میان نظریه و کاربرد آن در زوج درمانی وجود دارد، که شاید بخشی از ان را بتوان به کمبود دانش در خصوص مکانیزم های تاثیر گذاری و شناخت متغیرهای واسطه ای دانست. بنابراین این پژوهش با بررسی متغیر قصه عشق می تواند تا حدی به افزایش آگاهی ما در خصوص این تاثیر گذاری کمک نموده و راهگشای مداخلات مربوطه در این زمینه باشد.

 

اهداف پژوهش

هدف کلی: تعیین نقش واسطه ای قصه عشق در رابطه بین دلبستگی و رضایت زناشویی افراد متاهل

اهداف ویژه:

تعیین رابطه انواع سبک دلبستگی ایمن و ناایمن با قصه های عشق افراد متاهل

تعیین رابطه انواع قصه های عشق با رضایت زناشویی افراد متاهل

تعیین رابطه سبک دلبستگی ایمن و ناایمن با رضایت زناشویی افراد متاهل

 

سوال های پژوهش

سوال اصلی:

آیا قصه های عشق در رابطه بین دلبستگی و رضایت زناشویی نقش واسطه ای ایفا می کنند؟

سوال های ویژه:

با توجه به آنکه ادبیات پژوهشی در خصوص رابطه میان دلبستگی و قصه های عشق محدود می باشد، امکان ارائه فرضیه در رابطه بین این دومتغیر فراهم نبود و به جای آن سوال پژوهشی مطرح شد.

مشخصات
  • جنسیت زن
  • وابسته به کلینیک
  • تجارب / مهارت ها
  • دانشگاه شهید بهشتی
  • رشته تحصیلی روانشناسی خانواده درمانی
  • گواهینامه ها
  • پست های مدیریتی
  • مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد
  • کلمات کلیدی زنگنه کیا روان درمانگر، زنگنه کیا روانشناس، فاطمه زنگنه کیا روانشناس، زنگنه کیا مشاوره خانواده،‌زنگنه کیا خانواده درمانی
تخصص ها
  • روان‌شناسی خانواده
تصویر
فاطمه زنگنه کیا
مشاور خانواده
(3)

E-Teb.com © Copyright 2016 روانشناس یا روانپزشک. تمامی حقوق محفوظ است.

دکتر - مشاوره خانواده - پزشک - مشاوره آنلاین - شماره دکتر