فرناز شبان بسیم
روانشناس بالینی و فردی
آمار این متخصص
دقت
مفید بودن
دانش و مهارت
رفتار بالینی
وقت شناسی
هزینه اقتصادی
فرناز شبان بسیم هستم، فارغ التحصیل تحقیقات آموزشی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید مدنی تبریز در سال ۱۳۹۵، پایان نامه ی اینجانب تحت عنوان “اثر بخشی آموزش آگاهی واج شناختی و اموزش چرخش ذهنی بر عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان” می باشد که در ادامه بخشی از آن را مطالعه می کنید:
دانشگاه شهید مدنی تبریز
دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی
پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته تحقیقات آموزشی
عنوان:
اثر بخشی آموزش آگاهی واج شناختی و اموزش چرخش ذهنی بر عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان
اساتید راهنما:
دکتر رامین حبیبی کلیبر
دکتر ابوالفضل فرید
پژوهشگر:
فرناز شبان بسیم
مهر ۱۳۹۵
فهرست مطالب
عنوان
فصل اول: کلیات پژوهش
بیان مسئله
ضرورت و اهمیت
هدف های پژوهش
هدف کلی
هدف های جزئی
سؤال های پژوهش سؤال کلی
سؤال های فرعی
تعریف نظری و عملیاتی متغیرها
فصل دوم: پیشینه نظری و تجربی پژوهش
مقدمه
بخش اول: پیشینه نظری
اختلالات یادگیری
تاریخچه اختلالات یادگیری
تعاریف اختلالات یادگیری
تشخیص افتراقی
خواندن
مؤلفه های خواندن
نارساخوانی انواع نارساخوانی
شیوع نارساخوانی
سبب شناسی نارساخوانی
پردازش واج شناختی
آگاهی واج شناختی
سطوح آگاهی واج شناختی
آگاهی زبان شناختی و واج شناختی
حافظه فعال
تا میدان سریع خودکار
توانایی فضایی
چرخش ذهنی
نقش نیمکره ها در توانایی چرخش ذهنی
نقش چرخش ذهنی در پیشرفت تحصیلی
تفاوت های جنسیتی در چرخش ذهنی
کاهش چرخش ذهنی با افزایش سن
بخش دوم: پیشینه تجربی
پژوهش های انجام شده در داخل کشور
پژوهش های انجام شده در خارج از کشور
جمع بندی
فصل سوم: روش پژوهش
روش پژوهش
جامعه آماری
روش نمونه گیری و حجم نمونه
شیوه اجرا و گردآوری اطلاعات
ابزار گردآوری اطلاعات
آزمون هوش وکسلر ویرایش چهارم
آزمون خواندن و نارساخوانی نما
روش تجزیه و تحلیل داده ها
فصل چهارم: تجزیهو تحلیل داده ها
مقدمه
آمار توصیفی
بررسی پیش فرض های MANCOVA
بررسی سؤال های پژوهش
فصل پنجم: بحث، نتیجه گیری، پیشنهادات
بحث و نتیجه گیری
محدودیت های پژوهش
پیشنهادهای پژوهشی و کاربردی
پیشنهادهای پژوهشی
پیشنهادهای کاربردی
منابع
منابع فارسی
منابع لاتین
پیوست
چکیده لاتین
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش آگاهی واج شناختی و آموزش چرخش ذهنی بر عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان بود. روش پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه دوم نارساخوان مراجعه کننده به مرکز مشکلات ویژه یادگیری ناحیه ۲ تبریز به تعداد ۵۳ نفر بودند که در سال تحصیلی ۹۵- ۱۳۹۴ مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل ۴۵ نفر از دانش آموزان نارساخوان بودند که به صورت در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تجدید نظر شده هوش وکسلر کودکان و آزمون تشخیص خواندن و نارساخوانی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش آگاهی واج شناختی و آموزش چرخش ذهنی نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری بر بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان اثربخش بوده اند( ۰۰۱/ ۰>p) . هم چنین بین اثربخشی آموزش آگاهی واج شناختی و آموزش چرخش ذهنی بر عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان تفاوتی وجود ندارد و هر دو به یک اندازه اثربخش هستند. ( ۰۵/ ۰<p بنابراین توجه به اثربخشی آموزش های آگاهی واج شناختی و چرخش ذهنی بر مولفه های خواندن در دانش آموزان نارساخوان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
کلمات کلیدی: آموزش آگاهی واج شناختی ، آموزش چرخش ذهنی، نارساخوانی
فصل اول: کلیات پژوهش
مقدمه
یادگیری یکی از مهارت های اساسی و پایه ای زندگی است که هم به زندگی رونق و دوام می بخشد و هم زندگی است که ضرورت یادگیری را به وجود می آورد. انسان از بدو تولد تا هنگام مرگ، همواره یاد می گیرد و بیشتر رفتارها، گفتارها و فعالیت های خود را بر اساس عمل یادگیری انجام می دهد. در دنیا شخص با موجودی را نمی توان یافت که از ابتدایی ترین تا پیچیده ترین و تخصصی ترین رفتارها و عملکرد های فردی و اجتماعی خود را مدیون یادگیری نباشد. هر چه میزان یادگیری بیشتر و عمیق تر باشد، در بهبود شرایط زندگی نقش موثرتری بازی می کند. از طرفی بین انسان ها تفاوت فردی بسیاری وجود دارد، همه یکسان نمی آموزند؛ زیرا استعداد ها، ظرفیت ها و قابلیت ها و انگیزه های آنان گوناگون است. از سویی هم انسان ہی مشکل در دنیا وجود ندارد. از این رو ایادگیری، هم ممکن است دچار مشکلاتی شود که بعضی از آن ها منشا ذهنی داشته و برخی هم ریشه جسمانی، محیطی و اجتماعی دارند. لذا یکی از مواردی که روی فرایند یادگیری اثر می گذارد، اختلالات یادگیری است. بر اساس و برایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (۵-DSM)، اختلال یادگیری به اختلال یادگیری خاص (SLD) تغییر نام و ماهیت داده است. اختلال یادگیری خاص، یک اختلال رشدی – عصبی است که منشاء زیستی داشته و پایه و اساس تاهنجاری های موجود در سطح شناختی است و نشانه های رفتاری اختلال نیز از آن نشأت می گیرد. این اختلال یکی از عملکرد های خواندن، نوشتن و ریاضیات را تحت تاثیر قرار می دهد. دانش آموزان مبتلا به این نوع اختلالات، بسیار کمتر از آن چه از سن و سطح هوشی آن ها انتظار می رود، موفق شده و در تنظیم اطلاعات دیداری و شنیداری، حافظه و توجه نیز نقص دارند. یکی از اساسی ترین مسائلی که کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری با آن مواجه هستند، ناتوانی مربوط به خواندن یا نارساخوانی است. نارساخوانی به عنوان اختلال یادگیری خاص که منشاء عصب- روان شناختی دارد، تعریف شده و مشکلاتی در بازشناسی درست واژه ها، فقر هجی کردن و توانایی رمزگشایی تعریف شده است. این مشکلات به نقص هایی در ارتباط با سایر توانایی های شناختی منجر می گردد (انجمن روان پزشکی آمریکا ، ۲۰۱۳).کودکان نارساخوان ممکن است کلمه های بسیاری را بدانند و در تکلم خود استفاده کنند، اما از درک و شناسایی علائم نوشتاری عاجزند. به طور خاص، نارساخوانی توعی اختلال در اشتباه کردن کلمات شبیه به هم، حدس زدن کلمات با در نظر گرفتن حروف ابتدا و انتهای کلمات، آپنه خوانی یا وارونه خوانی کلمات، مشکلات شدید در هجی کردن کلمات، بی میلی و انزجار از یادگیری خواندن و دشواری در تشخیص جزء از کل می باشد (بروکس، برنینگر و آبوت ، ۲۰۱۱).علاوه بر موارد مطرح شده، یکی از مشکلات اساسی دانش آموزان نارساخوان، عدم آگاهی واچ شناختی می باشد. این کودکان در تمییز واج های ترکیبی با مشکل مواجه اند، با این که هنگام نوشتن در ترکیب واج ها و ساختن کلمات با مشکل روبرو هستند. به طور کلی، آن ها قادر به شناسایی اجرای یک کلمه و ساختن کلمه نمی باشند و همین امر خواندن را برای آن ها دشوار می سازد. با توجه به این که مهارت خواندن به عنوان مهارت پایه برای سایر فعالیت های تحصیلی تلقی می گردد، از روش های آموزشی متعددی برای بهبود مهارت خواندن دانش آموزان نارساخوان استفاده می شود، از جمله این روش ها آموزش آگاهی واج شناختی است. آگاهی واج شناختی، نوعی توانایی فراشناختی در استفاده از نظام واجی است که مستلزم تفکر آگاهانه است. در واقع، آگاهی شناختی، توانایی شناسایی صالاها در کلمات است و به عنوان یک مهارت ضروری برای تحول هجی کردن است. آگاهی واج شناختی مستلزم این است که فرد بتواند کلمات را به هجاها تقسیم کند، بین حرف و صدا ارتباط برقرار کند تا بدین وسیله مهارت زبان گفتاری را به دست آورد (باعزت، نادری و ایزدی فرد، ۱۳۶۱).یکی دیگر از مسائلی که کودکان نارساخوان با آن مواجه هستند، وجود مشکل در مهارت های ادراک دیداری- قضایی است. کودکان دارای اختلال خواندن، قادر نیستند روی محرک مربوط تمرکز کنند، بلکه به وسیله محرک پس زمینه گمراه می شوند و افتراق بین این دو برای آن ها مشکل است. این کودکان در تشخیص هر شکل صرف نظر از اندازه، وضعیت، جنس یا رنگ دچار مشکل هستند و وجود چنین مشکلی، کسب مهارت در تشخیص کلمه صرف نظر از بزرگی یا کوچکی چاپی یا غیر چاپی بودن آن را برای آن ها مشکل می نماید. بنابراین، روش دیگری که برای تقویت مهارت خواندن دانش آموزان می تواند مورد استفاده قرار گیرد، آموزش چرخش ذهنی است.چرخش ذهنی یک مهارت دیداری – فضایی است و شامل فرایند تجسم این است که یک شکل دو یا سه بعدی در صورتی که از حالت اولیه اش چرخانده شود، چگونه به نظر خواهد رسید. در چرخش ذهنی، دو محرک به صورت هم زمان نشان داده می شوند و آزمودنی ها باید با بیش ترین سرعت و دفت ممکن بتوانند تشخیص دهند که آیا محرک سمت راستی با درجه معینی چرخش داده شده است یا همان تصویر انعکاسی محرک سمت چپی است که به آن شکل مقایسه، می گویند؛ در حالی که اختلاف زوایا مرتبا تغییر داده می شوند و زمان های واکنش و سرعت عمل به عنوان متغیرهای وابسته ارزیابی می شوند. از این رو با توجه به مشکل وارونه خوانی دانش آموزان، این سرعت عمل و واکنش آهسته تر می باشد (کالتنر و جنسن ، ۲۰۱۴)لذا با توجه به اهمیت خواندن و مشکل نارساخوانی، پژوهش حاضر به دنبال تعیین اثربخشی آموزش آگاهی واج شناختی و چرخش ذهنی بر عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان می باشد.
بیان مسئله
اختلال یادگیری، یکی از عوامل مهم و تعیین کننده سرنوشت تحصیلی دانش آموزان به شمار می آید (سیدمن، بیدرمن و استفن ، ۲۰۰۶). اختلال یادگیری با نقص در پیشرفت مهارت های تحصیلی مرتبط است. این اختلال دارای ماهیتی ناهمگن است که این ناهمگنی در الگوهای تحصیلی، قوت و ضعف پردازش اطلاعات و هم چنین در سیستم طبقه بندی اصلی به عنوان اختلالات تحصیلی حوزه خاص مانند اختلال خواندن و با اختلال ریاضی منعکس می شود (کسی ، ۲۰۱۲). این اختلالات به عنوان مشکل عصب شناختی در نظر گرفته شده است که با توانایی ذهنی مورد انتظار دانش آموز همخوانی ندارد (راقبیان، اخوان نفتی و حجازی، ۱۳۹۱).شیوع اختلال یادگیری خاص در ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی، در حوزه های تحصیلی خواندن، نوشتن و ریاضیات در میان کودکان دبستانی در زبان ها و فرهنگ های مختلف از ۵ تا ۱۵ درصد است. شیوع آن در بزرگسالان نامعلوم است اما به نظر می رسد تقریبا ۴ درصد باشد (انجمن روان پزشکی آمریکا، ۲۰۱۳). مطالعات شبوع شناسی نشان می دهد که نارساخوانی یک اختلال مزمن است (پاق ، ۲۰۰۰؛ شیویتز ، ۲۰۰۳ و شیویتر وشیویتز ، ۲۰۰۵). سوانسون، هاریس و گراهام (۲۰۰۳)، بالاترین میزان شیوع این اختلال را در حدود ۱۲ درصد گزارش کرده اند. هم چنین اوهاری (۲۰۱۰) نشان داد که نسبت پسرها به دخترها در ابتلا به نارساخوانی ۴ به ۱ است. در ایران نیز معین الغربایی، اسلامی و فدایی (۱۳۹۶) میزان شیوع اختلال خواندن را در استان خراسان شمالی برای پایه دوم ۲۲/ ۶ درصد و برای پایه های سوم تا پنجم ۳٫۳۹ درصد برآورد کرده اند. صداقتی، فروغی، شفیعی و مرآتی (۱۳۸۹) در اصفهان میزان شیوع این اختلال را ۱۰ درصد اعلام کرده اند.همان طور که از مطالعات شیوع شناسی مشخص است، نارساخوانی از متداول ترین و شاید با اهمیت ترین اختلال در بین اختلالات یادگیری است. زیرا در فرهنگ روان شناسی، نارساخوانی را به هر گونه ناتوانی در خواندن اطلاق می کند که به واسطه آن دانش آموزان از سطح پایه کلاسی خود در زمینه خواندن عقب می مانند. این کودکان به رغم آموزش معمولی مانند سایر دانش آموزان، هوش متوسط و فرصت فرهنگی – اجتماعی مناسب دچار این مشکل شده اند به علاوه هر گونه آسیب مغزی با مشکلات هیجانی و نیز زبان گفتاری در بین این افراد وجود ندارد ( اوهاری، ۲۰۱۰)بر این اساس، خواندن اساسی ترین ابزار یادگیری دانش آموزان است (سن ،۲۰۰۹). صاحب نظران بر این باورند که خواندن دارای دو عنصر اصلی است: رمز گشایی و درک مطلب . درک مطلب، هدف نهایی آموزش خواندن است، در حالی که رمزگشایی یک جزء ضروری از خواندن ماهرانه است. بنابراین، رمز گشایی باید به عنوان یک پیش نیاز برای درک مطلب در نظر گرفته شود (کرمیزی ، ۲۰۱۰)با توجه به اهمیت خواندن در یادگیری، غفلت از این نوع اختلال، مشکلات بسیاری به بار می آورد. بسیاری از متخصصان نارساخوانی را علت اصلی شکست دانش آموزان در مدارس ثلفی می کنند. تجربیات خواندن به طور فوی، احساس کفایت و شایستگی، خود پنداره و عزت نفس دانش آموزان را تحت تاثیر قرار می دهد. علاوه بر آن می تواند منجر به اختلال رفتاری، اضطراب و فقدان انگیزش گردد (باچن ، ۲۰۰۹ به نقل از باباپور خیر الدین، پورشریفی و حامدی، ۱۳۹۳).از این رو سبب شناسی اختلال خواندن می تواند باعث شناسایی این اختلال در سنین پیش دبستانی شده و برای پیشگیری و با بهبود آن اقداماتی به عمل آید. کریمی، علیزاده و سلیمانی (۱۳۹۲) دلایل گوناگونی را برای سبب شناسی اختلال خواندن بر شمرده اند؛ از جمله آن می توان به اختلال های دستگاه عصبی، تقص پردازش دیداری، حرکات چشمی نادرست در زمان تثبیت و ضعف آگاهی واج شناختی، ضعف در مهارت های رمزگشایی واج شناختی، دشواری در باز شناسی واژه، اختلال در پردازش واج شناختی، اختلال گفتاری در سنین کودکی، اختلال توجه و تمرکز، سرعت نامیدن اتوماتیک، ضعف نامیدن حرف اشاره کرد.طبق پژوهش های انجام شده، یکی از مهم ترین یافته ها در تحقیقات مربوط به مشکلات خواندن این بوده است که مهارت های واج شناختی کاملا با مهارت خواندن مرتبط است. هچ (۲۰۰۱)، پردازش واج شناختی را شامل بازیایی، نگهداری، تجزیه و تحلیل و دستکاری کدهای واجی می داند، توانایی های مدل پردازش واج شناختی شاعل آگاهی واج شناختی، حافظه فعال واج شناسی و نامیدن سریع خودکار می شود. خرده توانایی واج شناختی خواندن، بیشترین پژوهش ها را به خود اختصاص داده است (نریمانی، حسن زاده و ابوالقاسمی، ۱۳۹۱). سلیمانی (۱۳۸۹) آگاهی واج شناختی را اصطلاحی می دانند که گروهی از مهارت های زبانی کلامی را توصیف می کند و به صورت آگاهی از صداهای زبان گوینده و توانایی و مهارت کاربرد آن ها می باشد. آگاهی واج شناختی، پیش بینی خوبی برای مشکلات خواندن است. کودکانی که در رشد آگاهی های واج شناختی تأخیر دارند، به احتمال زیاد در معرض نارساخوانی هستند (یتون ، ۲۰۱۲). این مسئله که نقص آگاهی واج شناختی علت پایه ای در نارساخوانی است، به صورت گسترده در زبان های مختلف تایید شده است (سکی ، ۲۰۰۸)یکی دیگر از متغیرهایی که می تواند در ارتباط با نارساخوانی باشد، چرخش ذهنی است ( کالتنر و جنسن، ۲۰۱۴)، چرخش ذهنی یکی از توانایی های قضایی محسوب می شود. شپارد و متزلر (۱۹۷۱) چرخش ذهنی را توانایی تصور کردن چگونگی یک شی، چرخیده شده برای تشخیص موقعیت، نسبت به آن چیزی که به طور واقعی ارائه شده است، تعریف می کنند (دهقانی زاده، محمد زاده و مرادی، ۱۳۹۴). تکالیف چرخش ذهنی به طور وسیع به عنوان تمرینات نیازمند به موقعیت یابی های چند باره ذهنی از یک شیء دو یا سه بعدی توصیف شده است (جنسن و تیتز ، ۲۰۰۹). رابعله متغیرهای مختلفی با توانایی چرخش ذهنی، مورد بررسی پژوهش گران قرار گرفته است که می توان به متغیر هایی مثل افزایش سن، تفاوت های جنسیتی، سطوح هورمونی، تمرین و فعالیت جسمانی، بازی های رایانه ای و موسیقی اشاره کرد (دهقانی زاده، محمد زاده و حسینی، ۱۳۹۳). مارمور (۱۹۷۵) برای اولین بار چرخش ذهنی را در کودکان به شیوه سیستماتیک انجام داد و و نشان داد که کودکان ۵ ساله در حل تمرین با تصویر دو بعدی از چرخش ذهنی استفاده می کنند. اما در این میان رابطه چرخش ذهنی یا نارساخوانی چندان بررسی نشده است. لذا با توجه به مطالب عنوان شده، پژوهش حاضر قصد دارد به این سوال پاسخ دهد که آیا آموزش آگاهی واج شناختی و چرخش ذهنی باعث بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان نارساخوان می شود.
اهمیت و ضرورت
خواندن مهارتی است که در دنیای امروز هم ضروری است و هم اساسی؛ به همین دلیل است که معلمان کودکان ناتوان در یادگیری بایستی اطلاعات بسیار وسیعی در آموزش خواندن داشته باشند. کودکانی که دچار مشکلات خوانان می باشند با توجه به ضعفی که در این مهارت از خود بروز می دهند، نمی توانند در برنامه های آموزشی مدرسه پیشرفت هایی حاصل نمایند. بسیاری از دردهای اجتماعی ما به ناتوانی های خواندن مربوط بوده است و چه بسا خیل بیکاران، ترک تحصیل کنندگان، بزهکاران نوجوان و تبهکاران که ریشه انحراف و شکست اجتماعی شان را باید در نارسایی های خواندن جستجو کرد. کودکان نارساخوان با وجود اینکه در اکثر مواقع از هوش طبیعی بسیاری برخوردارند نمی توانند پیشرفت تحصیلی مطلوبی داشته باشند. و به سختی به تحصیل ادامه می دهند و یا اغلب ترک تحصیل می کنند که این به نوبه خود صادمات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و عاطفی – روانی بسیار برای خود و جامعه به دنبال دارد. این نوع مشکلات توام با فقدان آگاهی ها و ناآشنایی های مسئولان، مربیان و والدین در این زمینه سبب می شود که گاهی این کودکان به خطا به مدارس دانش آموزان عقب مانده ذهنی فرستاده شوند و یا بالاجبار در مدارس عادی باقی بمانند. در صورت اول به علت برتری هوشی این دانش آموزان نسبت به عقب ماندگان ذهنی، دچار مشکلات سازشی و تطابقی می گردند و در صورت دوم به علت نارسایی ویژه ای که در یادگیری دارند با شکست های پی در پی مواجه می شوند و از مدرسه و درس بیزار و متنفر میشوند و احتمالا به رفتارهای ضد اجتماعی گرایش پیدا می کنند (نادری و سیف نراقی، ۱۳۹۰) و لذا باید توجه ویژه ای به مسئله خواندن دانش آموزان در دوران ابتدایی مبذول گردد.با توجه به مطالب فوق، به نظر می رساند که عدم شناسایی مشکلات و عواملی که منجر به نارساخوانی می شود، تبعات زیادی به همراه دارد. از این رو آموزش های متعددی برای درمان و بهبود این نوع اختلالات به کار برده می شود. برای این که فردی در یادگیری خواندن موفق شود، باید بتواند واج های سازنده کلمه را بشناسند، که این همان آگاهی واج شناختی است. توانمندی کودک در زمینه آگاهی واحدهای درون – هجایی، قبل از ورود به به مدرسه نقش پیش بینی کننده در مهارت خواندن دارند. در صورتی که فرد نتوانند واج های سازنده کلمه را به درستی شناسایی کند، با مشکلاتی در خواندن مواجه می گردد (سلیمانی و دستجردی، ۱۳۸۴). با توجه به این که آموزش آگاهی های واج شناختی در رمز گشایی و درک مطلب نقش مهمی ایفا می کند و پایه مهارت های پیچیده تر است، در بهبود کیفیت خواندن دانش آموز می تواند نقش بسزایی داشته باشد. به عنوان
مشخصات
- جنسیت زن
- وابسته به کلینیک
- تجارب / مهارت ها
- دانشگاه دانشگاه شهید مدنی تبریز
- رشته تحصیلی تحقیقات آموزشی
- گواهینامه ها
- پست های مدیریتی
- مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد
- کلمات کلیدی فرناز شبان بسیم روانشناس، فرناز شبان بسیم مشاور، فرناز شبان بسیم روان درمانگر، فرناز شبان بسیم روانپزشک، فرناز شبان بسیم متخصص اعصاب و روان، فرناز شبان بسیم روانسنج
تخصص ها
- روانشناسی بالینی
E-Teb.com © Copyright 2016 روانشناس یا روانپزشک. تمامی حقوق محفوظ است.












